münden
مثال
Der Rhein mündet in die Nordsee.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر geography
abbauen
B1باز کردن و جدا کردن قطعات یه چیز، یا استخراج منابع طبیعی از زمین.
absteigen
A2از یک جای بلند به سمت پایین اومدن، مثلاً پایین اومدن از کوه.
anbauen
A2کاشت گیاه یا محصول توی زمین یا باغچه.
aufzeichnen
A2ضبط کردن یا یادداشت کردن اطلاعات. برای مثال، ضبط یک برنامه تلویزیونی یا ثبت دادهها.
ausbrechen
A2یعنی چیزی که ناگهان شروع میشه، مثل فوران آتشفشان یا آتیشسوزی که یهو راه میافته.
belasten
B1فشار آوردن به کسی یا چیزی، یا آلوده کردن محیط زیست.
bergig
A2به جایی میگن که پر از کوهه و پستی و بلندی زیادی داره.
besiedeln
A2یعنی رفتن به یه جای جدید برای زندگی کردن و اونجا ساکن شدن.
bevölkert
B1این یعنی که آدمهای زیادی در یک مکان خاص زندگی میکنند.
bewaldet
A2به جایی میگن که پر از درخت و جنگله.