beard
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر general
a lot of
A2یعنی مقدار زیادی از یه چیزی. یه عبارت خیلی پرکاربرد برای وقتی که میخوایم بگیم «خیلی» یا «زیاد».
about
A1کلمه 'about' یعنی 'درباره' یه موضوع یا 'حدودا' یه مقداری.
above
A2به معنی بالاتر از چیزی دیگر، درست بالای آن.
accident
A2یه اتفاق بد که ناگهانی میفته و ممکنه به کسی آسیب بزنه.
action
A2به معنی انجام دادن کاری برای رسیدن به یک هدف مشخصه.
after
A2کلمه 'after' یعنی 'بعد از'، که نشون میده چیزی از نظر زمانی یا مکانی بعد از چیز دیگهای اتفاق افتاده.
afterward
A2At a later or subsequent time.
again
A2کلمه 'again' یعنی 'دوباره' یا 'یک بار دیگر'، که نشون میده یه اتفاق دوباره افتاده.
aged
B1وقتی میخوایم بگیم کسی یا چیزی در چه سنی هست.
alive
A2چیزی که زنده است و نمرده.