above
مثال
The plane flew high above the clouds.
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر general
a lot of
A2مقدار زیادی یا تعداد زیادی از چیزی.
about
A1درباره ؛ در مورد چیزی. مثال: کتابی درباره حیوانات.
accident
A2تصادف یک اتفاق غیرمنتظره است که باعث آسیب یا صدمه میشود.
action
A2عمل یا اقدام، فرآیند انجام کاری برای دستیابی به یک هدف است.
after
A2بعد از شام، به پیادهروی رفتیم.
afterward
A2ما شام خوردیم و بعد از آن به پیاده روی رفتیم.
again
A2کلمه 'again' به معنای 'دوباره' یا 'مجدداً' است. برای نشان دادن تکرار یک عمل استفاده میشود.
aged
B1در سن مشخص؛ سالخورده یا کهنه شده. پنیر کهنه خوشمزه است.
alive
A2زنده، نه مرده. مثال: 'ماهی هنوز زنده است.'
all
A2همه دانشآموزان در امتحان قبول شدند.