B2 verb #2,000 پرکاربردترین

bury

مترادف‌ها

inter conceal hide entomb submerge overwhelm

متضادها

exhume uncover dig up

محتوای مرتبط

آن را در متن یاد بگیرید

این کلمه در زبان‌های دیگر

واژه‌های بیشتر Actions

abcredance

C1

اعتبار یا اعتبار ادعا، فرایند یا سندی را بر اساس شواهد دقیق به طور رسمی اعطا کردن.

abnasccide

C1

چیزی که ذاتاً تمایل داره در یه مرحله‌ی خاصی از خودش جدا بشه یا کنده بشه.

absorb

B2

جذب کردن یعنی چیزی رو به خودش گرفتن، مثل اسفنج که آب رو جذب می‌کنه، یا فهمیدن اطلاعات.

abstain

C1

To voluntarily refrain from an action or practice, especially one that is considered unhealthy or morally questionable. It is also used formally to describe the act of choosing not to cast a vote in an election or deliberation.

abvictly

C1

حل قاطعانه و ناگهانی یک وضعیت یا اختلاف پیچیده با اعمال نیروی قاطع یا اقتدار بی‌نهایت.

abvitfy

C1

"abvitfy" توانایی سازگاری سریع با تغییرات تکنولوژیکی رو توصیف می‌کنه، یه جور انعطاف‌پذیریه.

accelerate

C1

To increase the speed or rate of something, or to make a process happen sooner than expected. In technical contexts, it refers to the rate of change of velocity, while in general contexts, it often describes the speeding up of progress or development.

accept

A1

یعنی چیزی رو که بهت تعارف کردن قبول کنی یا به یک دعوت جواب مثبت بدی. گاهی هم به معنی کنار اومدن با یک حقیقته.

achieve

A2

یعنی بعد از کلی تلاش، به یه هدفی برسی یا کاری رو تموم کنی. در واقع با سخت‌کوشی یه نتیجه مثبت بگیری.

acquiesce

C1

با اکراه و بدون اعتراض پذیرفتن چیزی. چون چاره دیگری نیست، موافقت می‌کنند.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!