hypothesize
وقتی شما hypothesize میکنید، یعنی درباره یک چیز فکر میکنید که شاید درست باشد، اما هنوز مطمئن نیستید. شما یک ایده اولیه دارید. مثلاً، «من hypothesize میکنم که اگر آب را گرم کنیم، زودتر بخار میشود.» این فقط یک فکر است، نه یک حقیقت. بعد باید آن را امتحان کنید تا ببینید آیا فکر شما درست است یا نه.
وقتی شما hypothesize میکنید، یعنی فکر میکنید چه اتفاقی ممکن است بیفتد یا چرا یک چیزی اینطور است. شما یک ایده اولیه دارید، اما هنوز نمیدانید درست است یا نه. مثلاً، اگر میبینید که بعد از باران، گیاهان سریعتر رشد میکنند، میتوانید hypothesize کنید که «باران باعث رشد سریعتر گیاهان میشود.» این فقط یک حدس است که بعداً باید آن را بررسی کنید.
از hypothesize بیشتر در مورد چیزهایی استفاده میشود که نیاز به تحقیق و آزمایش دارند، مثل کارهای علمی. پس قبل از اینکه چیزی را ثابت کنید، ابتدا hypothesize میکنید.
وقتی hypothesize میکنید، در واقع یک توضیح احتمالی برای چیزی که دقیقاً نمیدانید ارائه میدهید. این توضیح بر اساس اطلاعاتی است که در حال حاضر دارید، اما هنوز کاملاً اثبات نشده است. شما hypothesize میکنید تا بتوانید تحقیقات بیشتری انجام دهید و ببینید آیا فرضیه شما درست است یا خیر. مثلاً، دانشمندان ممکن است hypothesize کنند که داروی جدیدی به بهبود بیماری کمک میکند و بعد آن را آزمایش میکنند.
این کلمه بیشتر در مورد ایدههای علمی یا چیزهایی که نیاز به بررسی دارند استفاده میشود. به یاد داشته باشید که hypothesize کردن فقط یک حدس هوشمندانه است، نه یک حقیقت اثبات شده.
فعل hypothesize به معنای پیشنهاد دادن یک توضیح احتمالی برای چیزی است، بر اساس شواهد محدود. این کار معمولاً به عنوان یک نقطه شروع برای تحقیقات بیشتر انجام میشود. وقتی شما hypothesize میکنید، در واقع یک ایده اولیه را مطرح میکنید که نیاز به بررسی و اثبات دارد. برای مثال، دانشمندان ممکن است hypothesize کنند که دلیل گرم شدن کره زمین چیست، سپس آزمایشهایی را برای تأیید یا رد فرضیه خود انجام میدهند. این کلمه اغلب در زمینههای علمی و تحقیقاتی به کار میرود، جایی که نیاز به ارائه فرضیههای قابل آزمایش است.
این فعل به شما کمک میکند تا در مورد مسائل پیچیده، با توجه به اطلاعات موجود، حدسهای منطقی بزنید و مسیر تحقیق را مشخص کنید. استفاده از hypothesize نشان میدهد که شما در حال مطرح کردن یک نظریه هستید که هنوز اثبات نشده است و نیاز به دادههای بیشتری برای تأیید دارد.
در سطح پیشرفته، hypothesize به معنای پیشنهاد یک توضیح یا فرضیه موقت برای پدیدهای است که مشاهده شده اما هنوز به طور کامل اثبات نشده. این عمل اغلب شامل استدلال قیاسی و همچنین تفکر خلاق است تا بتوان توضیحی قابل آزمایش ارائه داد.
هنگامی که شما hypothesize میکنید، در واقع دارید یک پیشبینی قابل سنجش در مورد چگونگی یا چرایی رخ دادن چیزی بیان میکنید. این یک گام اساسی در روش علمی است و پایهای برای طراحی آزمایشها یا جمعآوری دادههای بیشتر فراهم میکند.
به عنوان مثال، یک دانشمند ممکن است hypothesize کند که کاهش جمعیت پرندگان به دلیل آلودگی آب است، و سپس به دنبال طراحی آزمایشی برای تأیید یا رد این فرضیه باشد.
این کلمه به ویژه در حوزههای علمی، تحقیقاتی و دانشگاهی کاربرد فراوانی دارد، جایی که نیاز به تدوین فرضیات دقیق و قابل بررسی وجود دارد. استفاده از این واژه نشاندهنده توانایی شما در تفکر تحلیلی و علمی است.
در حوزههای آکادمیک و پژوهشی، توانایی hypothesize کردن به معنای فراتر رفتن از مشاهده صرف و ورود به مرحلهای از تفکر تحلیلی عمیق است. این کار مستلزم تدوین گزارههای آزمونپذیر درباره روابط علّی میان پدیدهها، حتی در غیاب شواهد قطعی است. برای مثال، یک نظریهپرداز میتواند hypothesize کند که افزایش نابرابری اقتصادی به بیثباتی سیاسی در بلندمدت منجر میشود.
این فرایند به ندرت صرفاً یک حدس و گمان ساده است؛ بلکه اغلب بر پایهی بررسی دقیق ادبیات موجود، الگوهای مشاهدهشده و استدلال استقرایی یا قیاسی شکل میگیرد. Hypothesize کردن در این سطح، راه را برای مدلسازیهای پیچیده، طراحی آزمایشهای دقیق و توسعه چارچوبهای نظری جدید هموار میکند و سنگ بنای پیشرفتهای معرفتی در هر رشتهای محسوب میشود.
hypothesize در ۳۰ ثانیه
- ارائه حدس اولیه با شواهد محدود.
- نقطه شروعی برای تحقیق و بررسی.
- اغلب در زمینههای علمی و پژوهشی کاربرد دارد.
معنی و کاربرد «hypothesize» چیست؟
واژه hypothesize یک فعل است که در فارسی میتوانیم آن را به «فرضیهسازی کردن» یا «حدس علمی زدن» ترجمه کنیم. این کلمه زمانی استفاده میشود که شما یک توضیح احتمالی برای چیزی ارائه میدهید، توضیحی که بر اساس شواهد محدود است و به عنوان یک نقطه شروع برای بررسیهای بیشتر مطرح میشود. در واقع، شما یک فرضیه را مطرح میکنید.
- تعریف ساده
- یعنی حدس زدن یا ارائه یک توضیح اولیه برای یک پدیده یا مشکل، قبل از اینکه آزمایش یا تحقیق کاملی انجام شود.
این واژه به خصوص در مباحث علمی، تحقیقات و مسائل کارآگاهی بسیار پرکاربرد است. وقتی دانشمندان یا محققان با یک سوال یا مشاهده روبرو میشوند، ابتدا یک فرضیه مطرح میکنند تا بتوانند بر اساس آن، آزمایشها و تحقیقات خود را طراحی کنند و آن فرضیه را تایید یا رد کنند.
- کاربرد تخصصی
- در علوم، زمانی که شواهدی وجود دارد اما برای نتیجهگیری قطعی کافی نیست، محققان برای شروع بررسیها hypothesize میکنند.
Scientists hypothesize that ancient climate change led to the extinction of dinosaurs.
همانطور که در مثال بالا مشاهده میکنید، دانشمندان بر اساس شواهد موجود (مثلاً فسیلها و بررسیهای زمینشناسی) یک توضیح احتمالی ارائه میدهند. این توضیح یک فرضیه است که باید با تحقیقات و دادههای بیشتر بررسی شود.
Based on the initial findings, we can hypothesize that the new drug will be effective.
در این مثال، hypothesize نشان میدهد که هنوز نتایج نهایی به دست نیامده، اما بر اساس دادههای اولیه، یک پیشبینی محتمل مطرح شده است. این فعل برای نشان دادن یک برداشت اولیه که نیاز به تایید بیشتر دارد، عالی است.
تفاوت «hypothesize» با کلمات مشابه
گاهی اوقات ممکن است hypothesize را با کلمات دیگری مانند guess (حدس زدن) یا speculate (گمانهزنی کردن) اشتباه بگیرید. در اینجا به تفاوتهای اصلی میپردازیم:
Hypothesize
بر اساس شواهد محدود و با هدف بررسی علمی یک توضیح احتمالی ارائه میشود. رسمیتر و علمیتر است.
Guess
یک حدس یا تخمین که لزوماً بر پایه شواهد یا منطق قوی نیست. میتواند کاملاً تصادفی باشد.
مثال:
The detective began to hypothesize about the motive for the crime based on the evidence collected.
کلمه hypothesize معمولاً با این ساختارها به کار میرود:
- hypothesize that… (فرضیه کردن که...)
- hypothesize about something (فرضیه کردن در مورد چیزی)
- hypothesize a cause/reason (علت/دلیلی را فرضیه کردن)
در مجموع، hypothesize ابزاری قدرتمند برای بیان تفکر نقادانه و روش علمی است، به خصوص زمانی که میخواهید نشان دهید که یک توضیح موقت بر اساس شواهد اولیه ارائه شده است و نیاز به بررسی بیشتر دارد.
نحوه استفاده از hypothesize
فعل hypothesize یک فعل باقاعده است و در زمانهای مختلف به سادگی صرف میشود. در این بخش، به بررسی ساختارهای دستوری و حروف اضافهای که معمولاً با این فعل استفاده میشوند، میپردازیم تا بتوانید آن را به درستی در جملات خود به کار ببرید.
- ساختار اصلی
- فاعل + hypothesize + مفعول/جمله واره
زمانی که از hypothesize استفاده میکنید، معمولاً پس از آن یک جمله واره با “that” یا یک عبارت اسمی میآید تا فرضیه مطرح شده را توضیح دهد.
Scientists hypothesize that life might exist on other planets.
She hypothesized a connection between the two events.
حروف اضافه با hypothesize
اگرچه hypothesize به طور مستقیم با حروف اضافه زیادی همراه نمیشود، اما در برخی ساختارها ممکن است حروف اضافه خاصی را ببینید:
- Hypothesize about
- زمانی استفاده میشود که میخواهیم بگوییم در مورد چه چیزی فرضیه پردازی میکنیم.
The philosopher continued to hypothesize about the nature of reality.
- Hypothesize on
- مشابه “about” است و کمتر رایج است.
زمانی که بخواهید بیان کنید که فرضیه روی چه چیزی متمرکز است.
اشتباهات رایج با hypothesize
یکی از اشتباهات رایج، استفاده از hypothesize به جای افعال عمومیتر مثل “think” یا “guess” در موقعیتهای غیررسمی است.
مقایسه با کلمات مشابه
Hypothesize
ارائه یک توضیح اولیه و قابل آزمایش، اغلب در زمینه علمی.
Speculate
حدس زدن یا تأمل کردن بدون شواهد قوی، بیشتر بر پایه نظریه یا فکر.
در حالی که هر دو فعل به معنای حدس زدن یا ارائه ایده هستند، hypothesize دارای بار معنایی علمی و مبتنی بر شواهد اولیه است، در حالی که speculate بیشتر به حدس و گمان بدون نیاز به اثبات اشاره دارد.
- برای توصیف فرضیهای که در یک آزمایش علمی مطرح میشود، از hypothesize استفاده کنید.
- برای حدس و گمان در مورد اتفاقات آینده یا موضوعات فلسفی، speculate مناسبتر است.
کجا کلمه hypothesize را می شنوید؟
کلمه hypothesize اغلب در محیطهای علمی، آکادمیک و حتی در بحثهای روزمره که نیاز به ارائه ایدههای اولیه و آزمایش نشده داریم، شنیده میشود. درک نحوه استفاده از آن در این بافتها به شما کمک میکند تا هم معنی آن را بهتر درک کنید و هم بتوانید خودتان به درستی از آن استفاده کنید.
بیایید ببینیم در چه موقعیتهایی ممکن است این کلمه را بشنوید:
- در علم و تحقیقات
- اینجا جایی است که کلمه hypothesize بیشترین کاربرد را دارد. دانشمندان همیشه در حال ارائه فرضیات جدید برای پدیدههای طبیعی هستند. یک فرضیه خوب، قابل آزمایش است و میتواند به رد یا اثبات آن منجر شود.
Scientists hypothesize that dark matter makes up a significant portion of the universe.
در آزمایشگاه، هنگام طراحی یک آزمایش، اولین قدم hypothesize کردن است. شما فرضیهای را مطرح میکنید و سپس آزمایشاتی را برای بررسی صحت آن طراحی میکنید.
- در محیطهای آموزشی
- معلمان و اساتید اغلب دانشآموزان و دانشجویان را تشویق میکنند که در مورد موضوعات مختلف hypothesize کنند. این کار به تقویت تفکر انتقادی و مهارتهای حل مسئله کمک میکند. در درس علوم، ممکن است از شما خواسته شود که در مورد نتایج یک آزمایش hypothesize کنید قبل از اینکه آن را انجام دهید.
The professor asked students to hypothesize about the reasons for the economic downturn.
همچنین، در نوشتن مقالات پژوهشی، شما ابتدا فرضیه خود را بیان میکنید و سپس با شواهد و استدلال، آن را بررسی میکنید.
- در اخبار و بحثهای عمومی
- گاهی اوقات در اخبار یا بحثهای عمومی، وقتی متخصصان یا کارشناسان در مورد علل یک رویداد صحبت میکنند، از hypothesize استفاده میشود، مخصوصاً زمانی که هنوز شواهد کافی برای نتیجهگیری قطعی وجود ندارد. مثلاً در مورد علل یک فاجعه یا یک تغییر اجتماعی.
Investigators hypothesize that a technical malfunction led to the system failure.
توجه داشته باشید که در این موارد، hypothesize نشان میدهد که نتیجهگیری هنوز قطعی نیست و بر اساس اطلاعات موجود، یک توضیح احتمالی ارائه شده است.
بنابراین، hypothesize یک فعل بسیار مفید است که نشاندهنده مرحله اولیه تفکر تحلیلی و علمی است. با شنیدن آن در بافتهای مختلف، به خوبی متوجه میشوید که گوینده در حال ارائه یک ایده یا توضیح احتمالی است که نیاز به بررسی بیشتر دارد.
Hypothesize
ارائه یک توضیح احتمالی و قابل آزمایش
Conclude
نتیجهگیری بر اساس شواهد و اطلاعات
این دو کلمه مراحل مختلفی از یک فرآیند فکری را نشان میدهند. ابتدا hypothesize میکنیم و سپس با آزمایش و جمعآوری شواهد، به conclude میرسیم.
- درک تفاوت بین فرضیه و نتیجهگیری برای فهم صحیح متون علمی ضروری است.
- هنگام hypothesize کردن، پذیرای ایدههای مختلف باشید و به خاطر داشته باشید که این فقط شروع یک بحث است.
اشتباهات رایج در استفاده از hypothesize
یادگیری یک کلمه جدید، بهخصوص یک فعل علمی مثل hypothesize، تنها به دانستن معنی آن محدود نمیشود. بخش مهمی از تسلط بر کلمات، آشنایی با اشتباهات رایجی است که زبانآموزان هنگام استفاده از آنها مرتکب میشوند. در این بخش به چند مورد از این اشتباهات و راههای جلوگیری از آنها میپردازیم.
خلط با guess یا speculate
یکی از رایجترین اشتباهات، استفاده از hypothesize به جای کلماتی مانند guess (حدس زدن) یا speculate (تخمین زدن بدون مدرک کافی) است. در حالی که هر سه به نوعی به «بیان یک ایده احتمالی» اشاره دارند، hypothesize بار علمی و ساختاریافتهتری دارد و بر پایه شواهد اولیه استوار است.
- اشتباه رایج
- استفاده از hypothesize برای حدسهای بدون پشتوانه علمی.
به یاد داشته باشید که hypothesize به معنای ارائه یک توضیح اولیه است که قرار است در ادامه مورد آزمایش و بررسی قرار گیرد.
The scientists hypothesized that the new compound would be effective against the virus.
استفاده نکردن از ساختار صحیح
گاهی اوقات زبانآموزان در استفاده از ساختارهای گرامری صحیح با hypothesize مشکل دارند. این فعل اغلب با that clause یا به عنوان فعل اصلی در یک جمله استفاده میشود.
- hypothesize that (که بعد از آن یک جمله کامل میآید)
- hypothesize about (اگر میخواهیم در مورد یک موضوع کلی فرضیه سازی کنیم)
Researchers hypothesize that early exposure to certain allergens can prevent allergies.
فراموش کردن زمینه علمی
کلمه hypothesize بهطور خاص در زمینههای علمی و تحقیقاتی به کار میرود. استفاده از آن در مکالمات روزمره یا در مورد موضوعاتی که نیاز به فرضیهپردازی علمی ندارند، ممکن است غیرطبیعی به نظر برسد.
- نکته کلیدی
- Hypothesize قویاً به فرآیند علمی و تحقیق مرتبط است.
Based on preliminary data, we can hypothesize a correlation between diet and disease.
مقایسه Hypothesize با کلمات مشابه
برای درک بهتر تفاوتهای ظریف، بیایید hypothesize را با چند کلمه مشابه مقایسه کنیم:
Hypothesize
ارائه یک توضیح اولیه و قابل آزمایش بر پایه شواهد محدود.
Guess
حدس زدن چیزی بدون نیاز به شواهد یا دلیل قوی.
Speculate
حدس زدن یا تأمل در مورد چیزی، اغلب بدون شواهد کافی و بیشتر بر پایه نظریهپردازی.
Assume
فرض کردن چیزی به عنوان واقعیت، بدون اثبات قطعی اما اغلب با یک پایه منطقی.
با در نظر گرفتن این نکات، میتوانید با دقت و اطمینان بیشتری از فعل hypothesize در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید و از اشتباهات رایج دوری نمایید.
کلمات مشابه و تفاوت آنها با hypothesize
در زبان انگلیسی، کلمات زیادی هستند که معنی نزدیکی به hypothesize دارند، اما هر کدام در موقعیتهای خاصی استفاده میشوند و بار معنایی متفاوتی دارند. درک این تفاوتها به شما کمک میکند تا انتخاب کلمه صحیح را با دقت بیشتری انجام دهید و منظورتان را به درستی منتقل کنید.
بیایید نگاهی به برخی از این کلمات مشابه و تفاوتهای کلیدی آنها با hypothesize بیندازیم.
- تعریف اصلی
- به معنای ارائه یک توضیح احتمالی برای چیزی بر اساس شواهد محدود، که به عنوان نقطه شروعی برای تحقیقات بیشتر استفاده میشود.
مهمترین ویژگی hypothesize این است که فرضیهای را مطرح میکند که قرار است آزمایش شود و نیازمند بررسی و تأیید علمی است. این کلمه بیشتر در متون علمی، تحقیقاتی و دانشگاهی کاربرد دارد.
مقایسه با speculate و theorize
دو کلمه نزدیک دیگر speculate و theorize هستند که اغلب با hypothesize اشتباه گرفته میشوند.
Hypothesize
ایجاد یک فرضیه قابل آزمایش بر اساس شواهد اولیه.
Speculate
حدس و گمان زدن یا فکر کردن بدون شواهد کافی یا برای سرگرمی.
کلمه speculate به معنای حدس و گمان زدن است، اغلب بدون شواهد محکم و بیشتر بر پایه ایدهها یا افکار شخصی. در حالی که hypothesize همیشه بر پایه شواهد هرچند محدود است و هدفش تحقیق بیشتر است.
The scientists hypothesized that the new drug could cure the disease.
People often speculate about the future of technology.
- تفاوت با Theorize
- کلمه theorize به معنای توسعه یک نظریه کاملتر است که معمولاً بر اساس شواهد بیشتری نسبت به یک فرضیه اولیه است و ممکن است شامل چندین فرضیه باشد. یک hypothesis نقطه شروع برای theorize است.
Based on their findings, they began to theorize about the origins of the universe.
موارد استفاده از hypothesize
شما زمانی از hypothesize استفاده میکنید که:
- قصد دارید یک ایده اولیه را برای آزمایش مطرح کنید.
- در حال انجام یک تحقیق علمی یا آکادمیک هستید.
- میخواهید نشان دهید که توضیح شما هنوز نیاز به اثبات دارد.
اشتباهات رایج
یکی از اشتباهات رایج، استفاده از hypothesize به جای guess یا suppose در مکالمات روزمره است.
در نهایت، انتخاب کلمه مناسب بستگی به زمینه و میزان رسمی بودن صحبت شما دارد. با تمرین و دقت، میتوانید تفاوتهای ظریف این کلمات را به خوبی درک کرده و از آنها به درستی استفاده کنید.
نکته جالب
کلمه hypothesize ریشه در یونانی باستان دارد. از کلمه hypothesis (فرضیه) مشتق شده که از ترکیب hypo- (به معنای زیر یا کمتر) و tithenai (به معنای قرار دادن یا گذاشتن) تشکیل شده است.
راهنمای تلفظ
- Putting the stress on the first syllable (HY-poth-e-size).
- Pronouncing the 'th' as a 't' or 'd'.
- Confusing the ending with 'sis' (the noun ending).
- Mispronouncing the first syllable as 'hip' instead of 'high'.
- Missing the schwa sound in the third syllable.
مثالها بر اساس سطح
The scientist will hypothesize why plants grow tall.
دانشمند حدس میزند چرا گیاهان بلند رشد میکنند.
این جمله از زمان آینده ساده (will + فعل ساده) برای نشان دادن عملی در آینده استفاده میکند.
I hypothesize that the sky is blue.
من حدس میزنم که آسمان آبی است.
این جمله از زمان حال ساده (I + فعل) برای بیان یک فرضیه کلی یا یک ایده در لحظه استفاده میکند.
We hypothesize about the weather tomorrow.
ما در مورد هوای فردا فرضیه سازی میکنیم.
این جمله از زمان حال ساده (We + فعل) برای بیان یک فرضیه گروهی یا یک بحث استفاده میکند.
She likes to hypothesize about space.
او دوست دارد در مورد فضا فرضیه سازی کند.
عبارت 'likes to + فعل ساده' برای نشان دادن علاقه یا عادت به انجام کاری استفاده میشود.
Do you hypothesize about the ocean?
آیا شما در مورد اقیانوس فرضیه سازی میکنید؟
این یک جمله سوالی در زمان حال ساده است که با 'Do' شروع میشود.
They hypothesize how animals talk.
آنها فرضیه سازی میکنند که حیوانات چگونه صحبت میکنند.
این جمله از زمان حال ساده برای بیان یک فرضیه عمومی یا یک تحقیق استفاده میکند.
My friend will hypothesize about the game.
دوست من در مورد بازی فرضیه سازی خواهد کرد.
این جمله از زمان آینده ساده (will + فعل ساده) برای بیان یک فرضیه در مورد یک رویداد آینده استفاده میکند.
We can hypothesize about new ideas.
ما میتوانیم در مورد ایدههای جدید فرضیه سازی کنیم.
فعل کمکی 'can' توانایی یا امکان انجام کاری را بیان میکند، که در اینجا فرضیه سازی کردن است.
She likes to hypothesize about why plants grow.
او دوست دارد در مورد اینکه چرا گیاهان رشد میکنند، فرضیه بسازد.
استفاده از مصدر با to (to hypothesize) بعد از افعالی مانند like.
We can hypothesize about the weather tomorrow.
ما میتوانیم در مورد آب و هوای فردا فرضیه بسازیم.
استفاده از فعل کمکی can برای نشان دادن توانایی.
He will hypothesize about the best way to travel.
او در مورد بهترین راه سفر فرضیه خواهد ساخت.
استفاده از will برای بیان آینده ساده.
They often hypothesize why the car stopped.
آنها اغلب فرضیه میسازند که چرا ماشین متوقف شد.
استفاده از قید تکرار often برای نشان دادن تکرار.
My friend likes to hypothesize about the stars.
دوست من دوست دارد در مورد ستارهها فرضیه بسازد.
استفاده از likes to hypothesize (سوم شخص مفرد).
We can hypothesize about the animal's behavior.
ما میتوانیم در مورد رفتار حیوان فرضیه بسازیم.
استفاده از about برای اشاره به موضوع فرضیه.
She wants to hypothesize about new games.
او میخواهد در مورد بازیهای جدید فرضیه بسازد.
استفاده از wants to hypothesize (سوم شخص مفرد).
They will hypothesize about how the internet works.
آنها در مورد نحوه کار اینترنت فرضیه خواهند ساخت.
استفاده از will برای آینده و how برای پرسش در مورد روش.
Scientists often hypothesize about how the universe began.
دانشمندان درباره چگونگی آغاز جهان فرضیهسازی میکنند.
این جمله از حال ساده برای بیان یک حقیقت کلی استفاده میکند.
Based on the clues, I hypothesize the cat knocked over the vase.
بر اساس سرنخها، من فرضیه میکنم که گربه گلدان را انداخته است.
در اینجا از زمان حال ساده برای بیان یک حدس در مورد یک رویداد گذشته استفاده شده است.
Before starting the experiment, we need to hypothesize the results.
قبل از شروع آزمایش، باید نتایج را فرضیهسازی کنیم.
عبارت 'need to' برای نشان دادن ضرورت قبل از انجام یک عمل استفاده میشود.
She will hypothesize about the cause of the problem in her report.
او در گزارش خود در مورد علت مشکل فرضیه خواهد ساخت.
این جمله از آینده ساده ('will hypothesize') برای بیان عملی که در آینده انجام خواهد شد، استفاده میکند.
It's easy to hypothesize, but proving it is harder.
فرضیهسازی آسان است، اما اثبات آن دشوارتر است.
در اینجا از 'It's easy to' برای بیان سهولت یک عمل استفاده شده است.
If we hypothesize that prices will rise, we should buy now.
اگر فرضیه کنیم که قیمتها بالا میروند، باید اکنون خرید کنیم.
این یک جملهی شرطی نوع اول است که احتمال یک رویداد در آینده را بیان میکند.
They tried to hypothesize why the plant wasn't growing well.
آنها سعی کردند فرضیه کنند که چرا گیاه خوب رشد نمیکرد.
فعل 'tried to' نشان میدهد که تلاشی برای انجام کاری صورت گرفته است.
My teacher asked us to hypothesize different solutions to the global warming issue.
معلمم از ما خواست تا راهحلهای مختلفی برای مشکل گرمایش جهانی فرضیهسازی کنیم.
عبارت 'asked us to' به معنای درخواست از کسی برای انجام کاری است.
Scientists often hypothesize about the origins of the universe based on observational data.
دانشمندان بر اساس دادههای رصدی درباره منشأ جهان فرضیهپردازی میکنند.
این جمله از حال ساده برای بیان یک حقیقت کلی یا کاری که به طور منظم اتفاق میافتد، استفاده میکند.
Before conducting the experiment, the team had to hypothesize the potential outcomes.
پیش از انجام آزمایش، تیم باید نتایج احتمالی را فرضیهپردازی میکرد.
در اینجا از 'had to' به معنای 'مجبور بود' برای نشان دادن ضرورت در گذشته استفاده شده است.
She dared to hypothesize that the ancient civilization possessed advanced astronomical knowledge.
او جرأت کرد فرضیهای را مطرح کند که تمدن باستانی دانش نجومی پیشرفتهای داشته است.
فعل 'dared' به معنای 'جرأت کردن' است و به عملی اشاره دارد که نیازمند شجاعت است.
Economists frequently hypothesize about market trends, but these predictions are not always accurate.
اقتصاددانان اغلب درباره روندهای بازار فرضیهپردازی میکنند، اما این پیشبینیها همیشه دقیق نیستند.
قید 'frequently' به معنای 'اغلب' است و تکرار یک عمل را نشان میدهد.
It is reasonable to hypothesize that climate change contributes to the increase in extreme weather events.
معقول است که فرضیهپردازی کنیم تغییرات آب و هوایی به افزایش رویدادهای آب و هوایی شدید کمک میکند.
عبارت 'It is reasonable to' به معنای 'معقول است که' برای بیان یک عقیده منطقی به کار میرود.
Researchers will hypothesize various solutions to the problem, then test them rigorously.
محققان راهحلهای مختلفی را برای مشکل فرضیهپردازی میکنند، سپس آنها را با دقت آزمایش خواهند کرد.
این جمله از آینده ساده با 'will' برای بیان عملی که در آینده اتفاق خواهد افتاد، استفاده میکند.
Many philosophers hypothesize about the nature of consciousness, offering diverse perspectives.
بسیاری از فیلسوفان درباره ماهیت آگاهی فرضیهپردازی میکنند و دیدگاههای متنوعی ارائه میدهند.
کلمه 'Many' به معنای 'بسیاری' برای نشان دادن تعداد زیادی از افراد یا اشیاء به کار میرود.
Based on preliminary data, we can hypothesize that the new medication will be effective.
بر اساس دادههای اولیه، میتوانیم فرضیهپردازی کنیم که داروی جدید مؤثر خواهد بود.
عبارت 'Based on' به معنای 'بر اساس' برای نشان دادن منبع اطلاعات یا دلیل یک نتیجهگیری استفاده میشود.
Given the unusual experimental results, scientists began to hypothesize about entirely new subatomic particles.
با توجه به نتایج غیرمعمول آزمایش، دانشمندان شروع به پیشنهاد فرضیه در مورد ذرات زیراتمی کاملاً جدیدی کردند.
این جمله از مجهول معلوم (active voice) و زمان گذشته ساده برای بیان عمل آغاز فرضیهسازی استفاده میکند.
Before conducting the extensive market research, we need to hypothesize which demographic groups will be most receptive to our new product.
قبل از انجام تحقیقات گسترده بازار، باید حدس بزنیم که کدام گروههای جمعیتی بیشتر از محصول جدید ما استقبال خواهند کرد.
ساختار 'need to + فعل' برای بیان ضرورت یا نیاز به انجام کاری به کار رفته است.
The detective could only hypothesize about the suspect's motive, lacking concrete evidence to form a definitive conclusion.
کارآگاه تنها میتوانست در مورد انگیزه مظنون حدس بزند، زیرا شواهد محکمی برای رسیدن به نتیجه قطعی نداشت.
فعل 'could' به عنوان فعل کمکی برای بیان توانایی یا امکان در گذشته استفاده شده است.
After observing the celestial anomaly, astronomers started to hypothesize about the existence of a new planet in our solar system.
پس از مشاهده ناهنجاری آسمانی، ستارهشناسان شروع به فرضیهسازی در مورد وجود یک سیاره جدید در منظومه شمسی ما کردند.
عبارت 'started to + فعل' نشاندهنده شروع یک فعالیت است.
It's common for economists to hypothesize about future market trends based on current financial indicators and historical data.
برای اقتصاددانان رایج است که بر اساس شاخصهای مالی کنونی و دادههای تاریخی، در مورد روندهای آتی بازار فرضیهسازی کنند.
عبارت 'It's common for X to Y' برای بیان یک رفتار یا واقعیت رایج استفاده میشود.
Even without direct observation, anthropologists can hypothesize about ancient social structures by analyzing artifacts.
حتی بدون مشاهده مستقیم، انسانشناسان میتوانند با تحلیل دستساختهها، درباره ساختارهای اجتماعی باستانی فرضیهسازی کنند.
حرف اضافه 'without' به معنی 'بدون' برای نشان دادن عدم وجود یک شرط به کار رفته است.
Educators often hypothesize that smaller class sizes lead to improved student performance, though evidence can vary.
آموزگاران اغلب فرضیه میدهند که اندازههای کوچکتر کلاس منجر به بهبود عملکرد دانشآموزان میشود، اگرچه شواهد ممکن است متفاوت باشد.
ساختار 'that-clause' برای معرفی یک گزاره یا فرضیه به کار رفته است.
Before launching the new software, developers had to hypothesize potential user issues to implement preventative solutions.
قبل از راهاندازی نرمافزار جدید، توسعهدهندگان مجبور بودند مسائل احتمالی کاربران را فرضیهسازی کنند تا راهحلهای پیشگیرانه را پیادهسازی کنند.
عبارت 'had to + فعل' برای بیان اجبار یا لزوم در گذشته استفاده میشود.
Given the unprecedented data anomalies, scientists hypothesize that an unknown cosmic event influenced their readings, prompting a re-evaluation of current astrophysical models.
دانشمندان با توجه به ناهنجاریهای بیسابقه دادهها، فرض میکنند که یک رویداد کیهانی ناشناخته بر اندازهگیریهای آنها تأثیر گذاشته است و این امر باعث بازنگری مدلهای اختر فیزیکی کنونی شده است.
در اینجا، فعل "hypothesize" در زمان حال ساده به کار رفته و فاعل آن "scientists" است.
Prior to any definitive clinical trials, researchers often hypothesize the efficacy of a new drug based on in-vitro results and animal studies, guiding subsequent human trials.
قبل از هرگونه آزمایش بالینی قطعی، محققان اغلب اثربخشی یک داروی جدید را بر اساس نتایج آزمایشگاهی و مطالعات حیوانی فرض میکنند که آزمایشهای انسانی بعدی را هدایت میکند.
ساختار "often hypothesize" نشاندهنده عملی است که به طور مکرر اتفاق میافتد.
Historians hypothesize that the abrupt collapse of the ancient civilization was not due to a single cataclysmic event, but rather a confluence of environmental and social stressors.
مورخان فرض میکنند که فروپاشی ناگهانی تمدن باستان به دلیل یک رویداد فاجعهبار واحد نبوده، بلکه نتیجه تلاقی فشارهای زیستمحیطی و اجتماعی بوده است.
در اینجا، "hypothesize that" برای معرفی یک جمله فرعی که فرض را بیان میکند، استفاده شده است.
Economists hypothesize that the recent surge in inflation is a transient phenomenon, primarily driven by supply chain disruptions, rather than a fundamental shift in market dynamics.
اقتصاددانان فرض میکنند که افزایش اخیر تورم یک پدیده گذرا است که عمدتاً ناشی از اختلالات زنجیره تأمین است، نه یک تغییر بنیادی در دینامیک بازار.
فعل "hypothesize" در زمان حال ساده به همراه فاعل جمع "economists" به کار رفته است.
Literary critics often hypothesize about the author's hidden intentions or the allegorical meanings embedded within complex narratives, enriching the interpretive discourse.
منتقدان ادبی اغلب درباره مقاصد پنهان نویسنده یا معانی تمثیلی نهفته در روایتهای پیچیده فرضیهپردازی میکنند و گفتمان تفسیری را غنیتر میسازند.
عبارت "hypothesize about" برای اشاره به موضوعی که فرضیهپردازی درباره آن صورت میگیرد، استفاده میشود.
Psychologists hypothesize that early childhood experiences significantly shape adult personality traits, leading to longitudinal studies to validate these claims.
روانشناسان فرض میکنند که تجربیات دوران کودکی به طور قابل توجهی ویژگیهای شخصیتی بزرگسالان را شکل میدهند که منجر به مطالعات طولی برای تأیید این ادعاها میشود.
این جمله از ساختار "hypothesize that" برای بیان فرضیه استفاده کرده است.
Oceanographers hypothesize that undiscovered deep-sea vents harbor unique ecosystems, adapted to extreme conditions, necessitating further submersible explorations.
اقیانوسشناسان فرض میکنند که دریچههای عمیق دریا که هنوز کشف نشدهاند، اکوسیستمهای منحصربهفردی را در خود جای دادهاند که با شرایط افراطی سازگار شدهاند و این امر مستلزم اکتشافات بیشتر زیردریایی است.
فاعل "oceanographers" و فعل "hypothesize" در زمان حال ساده به کار رفته است.
Climatologists hypothesize that the accelerating pace of glacial melt is exacerbating global sea-level rise, with dire implications for coastal communities worldwide.
اقلیمشناسان فرض میکنند که سرعت فزاینده ذوب شدن یخچالهای طبیعی، افزایش سطح آب دریاها در سطح جهانی را تشدید میکند و پیامدهای وخیمی برای جوامع ساحلی در سراسر جهان دارد.
در اینجا، فعل "hypothesize" در زمان حال ساده استفاده شده و فاعل آن "climatologists" است.
متضادها
ترکیبهای رایج
عبارات رایج
— معمول است که در مورد منشأ جهان فرضیه سازی کنیم.
— محققان اغلب یک رابطه علت و معلولی را فرضیه میکنند.
— آیا میتوانید فرضیه کنید که چرا این اتفاق افتاد؟
— ما به دادههای بیشتری برای آزمایش این ایده فرضی نیاز داریم.
— آنها فرضیه میکنند که داروی جدید مؤثر خواهد بود.
— بر اساس شواهد، میتوانیم چند احتمال را فرضیه کنیم.
اغلب اشتباه گرفته میشود با
در حالی که هر دو به ارائه یک ایده اشاره دارند، hypothesize بیشتر برای ایدههای اولیه و آزمایشی استفاده میشود که نیاز به آزمایش دارند. theorize اغلب برای ایدههایی به کار میرود که تا حدودی توسعه یافتهاند و ممکن است بر اساس شواهد بیشتری باشند، هرچند که هنوز هم نیاز به اثبات کامل دارند.
hypothesize به معنای ارائه یک توضیح احتمالی با هدف تحقیق و آزمایش است، در حالی که speculate بیشتر به حدس و گمان بدون قصد جدی برای اثبات اشاره دارد. speculate میتواند جنبه غیررسمیتر و کمتر علمی داشته باشد.
assume به معنای پذیرفتن چیزی به عنوان درست بدون اثبات یا با شواهد کم است. hypothesize یک گام فراتر میرود و یک پیشنهاد قابل آزمایش برای یک پدیده ارائه میدهد که هدف آن بررسی و جمعآوری شواهد است. assume بیشتر یک حالت ذهنی است، در حالی که hypothesize یک فعالیت علمی است.
الگوهای دستوری
اصطلاحات و عبارات
— To make suggestions or theories without any evidence or foundation at all.
Without data, you are just hypothesizing into thin air.
informal— To make extremely unlikely or impossible suggestions about something.
He's hypothesizing the moon if he thinks that plan will work.
informal/slang— A suggestion or theory that is used as a basis for further work, even if it might not be perfect.
Our working hypothesis is that the market will recover by next year.
professional— In statistics, the idea that there is no relationship between two things until proven otherwise.
The experiment failed to reject the null hypothesis.
academic/scientific— To create a large, complex explanation for something very small and unimportant.
Don't hypothesize a mountain from a molehill; it was just a small error.
informal— Something that is based on a hypothesis and not on real facts or events.
Let's keep this discussion purely hypothetical for now.
neutral— To perform an experiment or research to see if a suggested explanation is true.
We are currently designing a study to test our hypothesis.
academic/scientific— Something that is so well-proven that it is no longer just a suggested explanation.
The link between smoking and cancer is now beyond hypothesis.
formal— Making a suggestion that requires a big jump in logic or assumes a lot of things.
That's quite a leap of hypothesis given the limited data we have.
neutral— To try to explain something when you have absolutely no information to guide you.
Until we get the report, we are just hypothesizing in the dark.
informalخانواده کلمه
اسمها
فعلها
صفتها
مرتبط
نحوه استفاده
فعل hypothesize به معنای «فرضیهسازی کردن» یا «حدس علمی زدن» است. زمانی از این واژه استفاده میکنیم که بخواهیم یک توضیح احتمالی برای پدیدهای ارائه دهیم که هنوز به طور کامل اثبات نشده است و نیاز به تحقیق و آزمایش بیشتر دارد. این کلمه اغلب در زمینههای علمی، تحقیقاتی و دانشگاهی به کار میرود. مثلاً، دانشمندان ممکن است درباره چگونگی شکلگیری یک سیاره جدید hypothesize کنند.
یکی از اشتباهات رایج، استفاده از این فعل برای بیان یک حدس یا نظر شخصی در مکالمات روزمره است؛ در حالی که hypothesize بیشتر جنبه علمی و تحقیقاتی دارد. همچنین گاهی زبانآموزان آن را با assume (فرض کردن) یا guess (حدس زدن) اشتباه میگیرند، اما hypothesize بر پایه شواهد اولیه و برای شروع تحقیق است. به یاد داشته باشید که این واژه یک فعل رسمیتر و آکادمیکتر است و نباید در جایگاه think (فکر کردن) یا believe (باور داشتن) استفاده شود.
نکات
تلفظ صحیح را بیاموزید
برای تلفظ درست hypothesize، به بخشهای آن توجه کنید: hy-POTH-e-size. استرس روی بخش دوم است. این تلفظ را چندین بار با صدای بلند تکرار کنید تا ملکه ذهنتان شود و هنگام صحبت کردن به راحتی آن را به کار ببرید.
املای دقیق را تمرین کنید
کلمه hypothesize اغلب به دلیل داشتن حروف y و e در مکانهای غیرمنتظره، دچار اشتباه املایی میشود. برای یادگیری بهتر، آن را چند بار بنویسید و به خاطر بسپارید که پسوند -ize دارد که در افعال انگلیسی رایج است.
با 'theory' اشتباه نگیرید
اشتباه رایج این است که hypothesize را با theory یکسان بدانیم. در حالی که hypothesize به معنای پیشنهاد یک توضیح اولیه است که هنوز اثبات نشده، theory توضیحی است که با شواهد فراوان پشتیبانی شده و بارها مورد آزمایش قرار گرفته است. Hypothesize نقطهی شروع است، theory نتیجهی تحقیقات گسترده.
در متون علمی کاربرد دارد
کلمه hypothesize عمدتاً در متون و محافل علمی، به ویژه در زمینههایی مانند زیستشناسی، شیمی و فیزیک کاربرد دارد. وقتی دانشمندان در حال طراحی آزمایشها هستند یا نتایج اولیه را بررسی میکنند، از این کلمه برای بیان ایدههای اولیه خود استفاده میکنند. استفاده از آن در مکالمات روزمره کمتر رایج است و ممکن است کمی رسمی به نظر برسد.
فعل آن معمولاً با 'that' همراه است
در استفادههای آکادمیک و رسمی، اغلب بعد از hypothesize از جملهواره that استفاده میشود. برای مثال، «We hypothesize that the new drug will be effective.» این ساختار به شما کمک میکند تا فرضیه خود را به طور واضح و کامل بیان کنید و برای متون علمی بسیار مناسب است.
کاربرد در محیط کار و علم
در محیطهای کاری و علمی، بهویژه در بخشهای تحقیق و توسعه یا آکادمیک، فعل «hypothesize» بسیار رایج است. استفاده از آن نشاندهنده رویکرد تحلیلی و مبتنی بر شواهد است. این کلمه به شما کمک میکند تا در بحثها و گزارشها، پیشنهادهای اولیه خود را بهصورت علمی و محترمانه مطرح کنید و به این معنی است که شما بر اساس شواهد محدود فرضیهای را مطرح کرده اید که نیاز به بررسی بیشتر دارد و قطعی نیست.
فرضیه سازی در تحقیقات کیفی
در حالی که «hypothesize» اغلب با تحقیقات کمی و آزمایشهای علمی مرتبط است، در تحقیقات کیفی نیز کاربرد دارد. در این موارد، شما ممکن است بر اساس مشاهده یا مصاحبه، فرضیههایی را درباره الگوهای رفتاری یا انگیزهها «hypothesize» کنید که سپس با دادههای بیشتر مورد بررسی قرار میگیرند. این کاربرد نشاندهنده درک عمیقتر از معنا و انعطافپذیری کلمه است.
ساختار جملات با 'that'
معمولاً پس از «hypothesize»، از that استفاده میشود تا فرضیه مطرح شده معرفی شود. این یک ساختار رایج و آکادمیک است.
Scientists hypothesize that there is water on Mars.
همچنین میتوانید از ساختار «hypothesize something» استفاده کنید، اما ساختار با that رایجتر و مشخصتر است.
اشتباه با 'guess' یا 'speculate'
«Hypothesize» را با «guess» یا «speculate» اشتباه نگیرید. در حالی که هر سه شامل عدم قطعیت هستند، «hypothesize» به فرضیهای اشاره دارد که بر پایه شواهد اولیه است و قرار است مورد آزمایش قرار گیرد، در حالی که «guess» حدس زدن بدون شواهد و «speculate» بیشتر به گمانهزنی و فکر کردن بدون شواهد محکم نزدیک است. استفاده نادرست میتواند اعتبار استدلال شما را کاهش دهد.
در آزمونها، وضوح و دقت
در آزمونهای زبان یا مقالات علمی، استفاده دقیق از «hypothesize» میتواند نمره شما را افزایش دهد. مطمئن شوید که فرضیهای که مطرح میکنید واضح و قابل آزمایش باشد. اگر در حال نوشتن یک مقاله هستید، فرضیه خود را در مقدمه بیان کنید و سپس در بخشهای بعدی به شواهدی که آن را تأیید یا رد میکنند، بپردازید. این کار نشاندهنده مهارت شما در استفاده از واژگان آکادمیک است.
ریشه کلمه
The word 'hypothesize' comes from the Greek word 'hypotithenai,' which means 'to place under' or 'to suppose.' It is composed of 'hypo-' (under) and 'tithenai' (to put or place). This reflects the idea of a hypothesis being the 'underlying' foundation or the base for an argument or investigation.
معنای اصلی: To put forward as a basis for reasoning; to suppose.
Indo-European (Greek root via Latin and French).بافت فرهنگی
در محیطهای آکادمیک و علمی ایران، دانشجویان و اساتید به خوبی با مفهوم «فرضیهسازی» آشنا هستند و در مقالات علمی و پایاننامهها از معادلهای فارسی آن زیاد استفاده میشود. وقتی یک فارسیزبان با کلمه <strong class="font-sans" lang="en" dir="ltr">hypothesize</strong> مواجه میشود، بلافاصله آن را به مفهوم «ارائه یک فرضیه علمی» پیوند میدهد که بخشی جداییناپذیر از روش تحقیق علمی است. فیلمها و مستندهای علمی هم در معرفی این مفهوم به جامعه نقش دارند.
راهنمای حفظ
برای به خاطر سپردن <strong class="font-sans" lang="en" dir="ltr">hypothesize</strong>، به کلمه فارسی «فرضیه» فکر کنید. بخش «<strong class="font-sans" lang="en" dir="ltr">hypo</strong>» در ابتدای این کلمه انگلیسی، شبیه کلمه «هایپو» است که در برخی کلمات علمی فارسی نیز استفاده میشود و حس «زیرین» یا «ابتدایی» را میدهد. بنابراین، <strong class="font-sans" lang="en" dir="ltr">hypothesize</strong> یعنی «فرضیه زیرین» یا «فرضیه اولیه» را ساختن. تصویر کنید که یک دانشمند با «هایپ» (هیجان) در حال ساختن یک «تز» (پایاننامه) علمی است.
سوالات متداول
10 سوالHypothesize یعنی بر اساس شواهد محدود، یک توضیح احتمالی برای چیزی ارائه بدید. این کار معمولاً به عنوان نقطه شروعی برای تحقیقات بیشتر استفاده میشه. وقتی شما hypothesize میکنید، در واقع دارید یک فرضیه یا نظریه اولیه رو مطرح میکنید که باید آزمایش بشه. این کلمه بیشتر در زمینههای علمی و تحقیقاتی کاربرد داره و برای بیان حدسهای مستدل به کار میره.
فرق اصلی اینه که hypothesize بر پایه شواهد و اطلاعات موجود هست، حتی اگه این شواهد محدود باشند. شما وقتی hypothesize میکنید، دارید یک پیشبینی علمی یا منطقی انجام میدید. اما guess بیشتر یک حدس زدنه که ممکنه هیچ پایه و اساس منطقی نداشته باشه و فقط یک فکر ناگهانی باشه. Hypothesize در محیطهای رسمیتر و علمیتر استفاده میشه، در حالی که guess در مکالمات روزمره رایجتره.
تلفظ hypothesize به این شکله: «های-پات-اِ-سایز». استرس روی بخش دوم کلمه، یعنی «پات» هست. این کلمه چهار بخش داره و اگه به این شکل تلفظش کنید، کاملاً درست و واضح خواهد بود. میتونید برای تمرین، چند بار با خودتون تکرارش کنید تا راحتتر به زبونتون بیاد.
بله، hypothesize فعل نسبتاً رسمیتریه و بیشتر در متنهای علمی، تحقیقاتی یا دانشگاهی استفاده میشه. در مکالمات روزمره و غیررسمی، معمولاً از کلمات سادهتری مثل guess (حدس زدن)، suppose (فرض کردن) یا think (فکر کردن) استفاده میکنیم. اگرچه استفاده ازش تو صحبتهای روزمره اشتباه نیست، اما ممکنه کمی غیرطبیعی به نظر برسه. پس بهتره در موقعیتهای مناسب ازش استفاده کنید.
حتماً! این کلمه بیشتر برای توضیح دادن فرضیههای علمی یا پیشبینیهای مستدل به کار میره. به این مثالها توجه کنید:
Scientists hypothesize that the universe began with a Big Bang.
«دانشمندان فرضیه میدهند که جهان با بیگ بنگ آغاز شده است.»
Based on the data, we can hypothesize that the new drug will be effective.
«بر اساس دادهها، میتوانیم فرضیه دهیم که داروی جدید مؤثر خواهد بود.»
این مثالها نشون میدن که چطور hypothesize برای بیان یک توضیح احتمالی و نیازمند بررسی بیشتر استفاده میشه.
هر دو کلمه به معنی گمانهزنی هستند، اما تفاوت مهمی دارند. وقتی hypothesize میکنید، فرضیهای را بر اساس شواهد محدود مطرح میکنید که قصد دارید آن را آزمایش کنید. این یک فرآیند علمی و ساختاریافته است.
اما speculate بیشتر به حدس و گمانهای بدون پشتوانه علمی یا برنامهریزی برای آزمایش اشاره دارد. شما میتوانید درباره هر چیزی speculate کنید، ولی hypothesize معمولاً در زمینههای علمی یا تحقیقاتی به کار میرود که نیازمند اثبات و بررسی بیشتر است.
Hypothesize کلمهای نسبتاً رسمی است و بیشتر در متون علمی، آکادمیک یا محیطهای تحقیقاتی دیده میشود.
در مکالمات روزمره، به ندرت از آن استفاده میشود. برای مثال، اگر در مورد یک اتفاق روزمره حدس و گمان بزنید، احتمالاً میگویید I guess، I suppose، یا I imagine. استفاده از hypothesize در یک گفتگوی دوستانه کمی غیرطبیعی به نظر میرسد و ممکن است شما را بیش از حد رسمی نشان دهد.
چندین کلمه میتوانند به عنوان مترادف hypothesize استفاده شوند، بسته به زمینه. یکی از نزدیکترینها theorize است که به معنی نظریهپردازی بر اساس شواهد و استدلال است. کلمات دیگری مثل postulate و conjecture نیز میتوانند در برخی موارد جایگزین شوند، اما هر کدام بار معنایی کمی متفاوت دارند.
Postulate بیشتر به معنای فرض کردن چیزی به عنوان پایه و اساس یک استدلال است، در حالی که conjecture به حدس و گمان بر اساس اطلاعات ناقص اشاره دارد.
معمولاً hypothesize با یک جمله خبری که فرضیه را بیان میکند، به کار میرود. میتوانید از ساختارهایی مانند hypothesize that... یا hypothesize why/how... استفاده کنید. به مثال زیر توجه کنید:
Scientists hypothesize that the universe began with a Big Bang.
همچنین میتوانید از آن در قالب اسم hypothesis استفاده کنید که بسیار رایجتر است، مثلاً to form a hypothesis (تشکیل یک فرضیه) یا to test a hypothesis (آزمایش یک فرضیه).
در امتحانات آیلتس یا تافل، استفاده از hypothesize میتواند نشاندهنده دامنه لغات پیشرفته شما باشد، بهخصوص در بخش رایتینگ یا اسپیکینگ. سعی کنید آن را در جملاتی به کار ببرید که بیانگر یک تحلیل یا بحث علمی هستند. مثلاً، اگر در حال نوشتن مقالهای در مورد یک پدیده علمی هستید، میتوانید بگویید:
We hypothesize that increased screen time negatively impacts sleep quality.
این نشان میدهد که شما قادر به تفکر انتقادی و ارائه فرضیات علمی هستید. از استفاده بیش از حد آن در یک متن غیررسمی خودداری کنید.
خودت رو بسنج 200 سوال
Write a sentence using 'hypothesize' about a scientific topic.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesized' in the past tense about a mystery.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesizing' in the present continuous tense.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using the passive voice: 'It is hypothesized that...'.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence about a business scenario using 'hypothesize'.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Use 'hypothesize about' in a sentence about a historical event.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence comparing 'hypothesize' and 'know'.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesize a link'.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Use 'hypothesize' in a question.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesize' about the future of technology.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesize a solution'.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Use 'hypothesize' to explain a personal observation.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesize' about a character in a book.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesize' in a professional email context.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Use 'hypothesize' to describe an archaeological find.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesize' about the weather.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Use 'hypothesize' in a conditional sentence (If...).
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesize' about a medical condition.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Use 'hypothesize' to discuss a social trend.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Write a sentence using 'hypothesize' about a mystery at home.
خوب نوشتید! تلاش خوبی بود! پاسخ نمونه را ببینید.
Pronounce the word 'hypothesize' out loud, focusing on the second syllable.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Tell a short story about a detective who hypothesizes about a crime.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Hypothesize about the weather tomorrow based on the sky right now.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
In a group, hypothesize three reasons why a new restaurant might fail.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Explain the difference between a guess and a hypothesis in your own words.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Hypothesize about the future of transportation in 50 years.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Use 'hypothesize' in a sentence about your favorite hobby.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Ask a partner to hypothesize about a mystery you describe.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Give a formal presentation opening using 'It is hypothesized that...'.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Hypothesize why someone might be late for a very important meeting.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Practice saying 'hypothesized' and 'hypothesizing' three times each.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Hypothesize a link between two unrelated things for fun (e.g., ice cream and happiness).
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Use 'hypothesize' in a sentence about a historical mystery like the Pyramids.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Correct a friend who says 'I have a hypothesize' in a polite way.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Hypothesize about what you would do if you won the lottery.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Describe a scientific experiment and state what you hypothesize will happen.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Use 'hypothesize' in a sentence about a movie you recently watched.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Hypothesize why a certain word became popular in your language recently.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
State a hypothesis about the benefits of learning a second language.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Hypothesize how humans will live in the year 2100.
این را بلند بخوانید:
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
Listen for the word 'hypothesize' in a scientific podcast. What was the topic?
Does the speaker say 'hypothesize that' or 'hypothesize about' in this audio clip?
Identify the number of times 'hypothesize' is mentioned in the news report.
Is the word 'hypothesize' used as a verb or a noun in this sentence?
What reason does the speaker hypothesize for the event described?
Listen to the pronunciation. Is the stress on the correct syllable?
Does the speaker use the American or British spelling/pronunciation?
Identify the synonym used by the second speaker to avoid repeating 'hypothesize'.
What is the tone of the speaker when using the word 'hypothesize'?
Does the speaker hypothesize a link or a cause in this segment?
Listen for the passive form 'It is hypothesized that'. What follows it?
Is the hypothesis being presented as a fact or a possibility?
Identify the subject who is hypothesizing in the recording.
What evidence is mentioned before the speaker starts to hypothesize?
Listen for the noun 'hypothesis'. How does the speaker pronounce the plural?
/ 200 درست
نمره کامل!
Summary
هنگامی که شواهد کافی نیست، برای شروع تحقیق باید <strong class="font-sans" lang="en" dir="ltr">hypothesize</strong> کنیم.
- ارائه حدس اولیه با شواهد محدود.
- نقطه شروعی برای تحقیق و بررسی.
- اغلب در زمینههای علمی و پژوهشی کاربرد دارد.
تلفظ صحیح را بیاموزید
برای تلفظ درست hypothesize، به بخشهای آن توجه کنید: hy-POTH-e-size. استرس روی بخش دوم است. این تلفظ را چندین بار با صدای بلند تکرار کنید تا ملکه ذهنتان شود و هنگام صحبت کردن به راحتی آن را به کار ببرید.
املای دقیق را تمرین کنید
کلمه hypothesize اغلب به دلیل داشتن حروف y و e در مکانهای غیرمنتظره، دچار اشتباه املایی میشود. برای یادگیری بهتر، آن را چند بار بنویسید و به خاطر بسپارید که پسوند -ize دارد که در افعال انگلیسی رایج است.
با 'theory' اشتباه نگیرید
اشتباه رایج این است که hypothesize را با theory یکسان بدانیم. در حالی که hypothesize به معنای پیشنهاد یک توضیح اولیه است که هنوز اثبات نشده، theory توضیحی است که با شواهد فراوان پشتیبانی شده و بارها مورد آزمایش قرار گرفته است. Hypothesize نقطهی شروع است، theory نتیجهی تحقیقات گسترده.
در متون علمی کاربرد دارد
کلمه hypothesize عمدتاً در متون و محافل علمی، به ویژه در زمینههایی مانند زیستشناسی، شیمی و فیزیک کاربرد دارد. وقتی دانشمندان در حال طراحی آزمایشها هستند یا نتایج اولیه را بررسی میکنند، از این کلمه برای بیان ایدههای اولیه خود استفاده میکنند. استفاده از آن در مکالمات روزمره کمتر رایج است و ممکن است کمی رسمی به نظر برسد.
مثالها
6 از 6محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر science
acid
A1یک ماده شیمیایی که معمولاً طعم ترشی دارد و گاهی اوقات می تواند چیزها را بسوزاند یا حل کند. در علم، مایعی است که سطح pH آن کمتر از هفت است.
algebra
A1جبر شاخهای از ریاضیات است که از حروف و نمادها برای نمایش اعداد استفاده میکند. برای یافتن مقادیر ناشناخته با پیروی از قوانین خاص ریاضی استفاده میشود.
atom
A1اتم کوچکترین بخش ممکن از یک عنصر شیمیایی است. همه چیز در جهان از میلیون ها مورد از این ذرات بسیار ریز ساخته شده است.
atomic
A1مربوط به اتمها، ذرات بسیار کوچکی که همه چیز را تشکیل میدهند. در علم، مانند انرژی اتمی یا ساختار اتمی استفاده میشود. (Persian: مربوط به اتمها، ذرات بسیار کوچکی که همه چیز را تشکیل میدهند. در علم، مانند انرژی اتمی یا ساختار اتمی استفاده میشود.)
calculus
A1حساب دیفرانسیل و انتگرال شاخه ای از ریاضیات است که تغییرات مداوم را مطالعه می کند.
catalyst
A1کاتالیزور چیزی است که باعث میشود تغییر سریعتر اتفاق بیفتد.
circuit
A1مدار یک مسیر کامل است که برق از آن عبور می کند.
circumference
A1محیط مسافت دور لبه بیرونی یک دایره است.
constant
A1ثابت چیزی است که تغییر نمیکند. در ریاضیات، یک مقدار مشخص و بدون تغییر است.
decimal
A1اعشار عددی است که از یک نقطه برای نشان دادن بخشهایی از یک واحد کامل استفاده میکند.