mismodent
مترادفها
متضادها
مثال
He felt awkwardly mismodent in his heavy wool suit during the tropical garden party.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Fashion
tiffany
B1تیفانی یک پارچه ابریشمی بسیار نازک و شفاف است.
lancome
B1لانکوم یک خانه لوکس فرانسوی عطر و لوازم آرایشی است که محصولات خود را در سطح بینالمللی توزیع میکند.
ribbon
A1روبان یک نوار نازک و بلند از پارچه یا پلاستیک است که برای تزئین استفاده میشود.
dyes
B2رنگها موادی هستند که برای تغییر رنگ پارچه یا مو استفاده میشوند.
cosmetics
B1لوازم آرایشی محصولاتی هستند که برای بهبود ظاهر صورت یا بدن استفاده میشوند.
underpetite
C1دستهبندی لباس برای خانمهای خیلی قد کوتاهه، از سایزهای معمولی 'پِتیت' هم کوتاهتر.
homovestary
C1پوشیدن لباسی که برای جنسیت بیولوژیکی یا هویت جنسی فرد مناسب یا معمول است.
makeup
A1آرایش به مواد آرایشی که روی صورت استفاده میشود اشاره دارد. همچنین به معنای ترکیب یا ساختار یک گروه است.
adorn
C1To add beauty, elegance, or decoration to someone or something. It implies making an object more attractive or impressive through the addition of ornaments or features.
accessory
B2او دوست دارد لباس های خود را با جواهرات عتیقه تزئین کند.