slander
مترادفها
متضادها
مثال
The store owner was upset by the customer's slander about the food quality.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر law
bail
A1وثیقه مبلغی است که به دادگاه پرداخت میشود تا فرد متهم بتواند تا زمان شروع دادگاه خارج از زندان بماند.
bankruptcy
A1ورشکستگی یک وضعیت قانونی است که در آن یک شخص یا شرکت نمیتواند بدهیهای خود را بپردازد. دادگاه برای کمک به تسویه یا سازماندهی مجدد بدهیها مداخله میکند.
burden of proof
A1یعنی مسئولیت اینکه ثابت کنی چی میگی درسته. هر کی ادعایی داره باید اثباتش کنه.
charge
A1اتهام (charge) یک بیانیه رسمی توسط پلیس یا دادگاه است که میگوید فردی مرتکب جرم شده است.
clause
A1بند یا ماده، بخش مشخصی از یک قرارداد یا سند قانونی است.
compensation
A1غرامت پولی است که به کسی برای جبران ضرر یا آسیب داده میشود. همچنین به معنای مجموع حقوق و مزایایی است که یک کارگر دریافت میکند.
compliance
A1انطباق به معنای پیروی از یک قانون یا دستور است. این به معنای رعایت استانداردهای تعیین شده است.
confidentiality
A1Confidentiality means keeping information secret or private. It is a rule that says you cannot tell other people's secrets to anyone else.
conviction
A1محکومیت یک تصمیم رسمی در دادگاه است که نشان می دهد کسی گناهکار است. همچنین می تواند یک باور یا عقیده بسیار قوی و قطعی را توصیف کند.
copyright
A1حق چاپ یا کپیرایت حق قانونی است که به پدیدآورنده یک اثر اصلی قدرت کنترل نحوه استفاده از آن را میدهد.