اساسا
Use 'asāsan' to highlight the fundamental aspect or core reason of something.
اساسا در ۳۰ ثانیه
- Means fundamentally, essentially, or basically.
- Used to state the core reason or nature.
- Common in everyday and formal Persian.
Overview
- 1مرور کلی: واژه «اساسا» یک قید پرکاربرد در زبان فارسی است که برای اشاره به هسته اصلی، ماهیت بنیادین یا دلیل اصلی یک موضوع، وضعیت یا عمل به کار میرود. این کلمه به شنونده یا خواننده کمک میکند تا تمرکز خود را بر جنبههای کلیدی و اساسی یک مطلب قرار دهد و از جزئیات فرعی فاصله بگیرد. استفاده از «اساسا» به درک عمیقتر مطلب و تشخیص علت یا ماهیت اصلی آن کمک میکند.
- 1الگوهای کاربرد: «اساسا» معمولاً قبل از صفتی که ویژگی اصلی را توصیف میکند، قبل از عبارتی که مفهوم اصلی را بیان میکند، یا در ابتدای جمله برای تأکید بر نکته اصلی به کار میرود. این قید میتواند برای بیان علت، نتیجه، یا ماهیت چیزی استفاده شود. برای مثال، در جمله «این مشکل اساسا به خاطر کمبود بودجه است»، «اساسا» علت اصلی را مشخص میکند.
- 1متون رایج: این قید در مکالمات روزمره، متون خبری، مقالات تحلیلی، سخنرانیها و بحثهای علمی کاربرد فراوان دارد. در گفتگوهای دوستانه، ممکن است برای خلاصه کردن دیدگاه یا توضیح دلیل یک تصمیم به کار رود. در متون رسمیتر مانند مقالات یا گزارشها، «اساسا» برای بیان یافتههای کلیدی یا نتیجهگیریهای اصلی استفاده میشود.
**مقایسه با کلمات مشابه:**
- «اصولا»: این کلمه نیز بسیار شبیه «اساسا» است و اغلب به جای هم استفاده میشوند. با این حال، «اصولا» گاهی بار معنایی بیشتری در مورد «قاعده کلی» یا «بر طبق اصول» دارد، در حالی که «اساسا» بیشتر بر «هسته» و «ماهیت» تأکید میکند.
- «ذاتاً»: این کلمه بر ویژگیهای ذاتی و جداییناپذیر یک چیز تأکید دارد و معمولاً برای توصیف خصوصیات ذاتی افراد یا اشیاء به کار میرود. «اساسا» دامنه کاربرد وسیعتری دارد و میتواند به دلایل یا ماهیتهای موقتی یا کلیتر اشاره کند.
- «در اصل»: این عبارت نیز معنایی نزدیک به «اساسا» دارد و برای بیان حقیقت یا وضعیت اولیه چیزی به کار میرود، اما «اساسا» در زبان محاوره رایجتر است.
مثالها
این پروژه اساسا برای کمک به نیازمندان طراحی شده است.
everydayThis project is fundamentally designed to help the needy.
شکست مذاکرات اساسا ناشی از عدم انعطافپذیری طرفین بود.
formalThe failure of the negotiations stemmed essentially from the inflexibility of the parties.
راستش رو بخوای، من اساسا با نظر تو موافقم.
informalHonestly, I basically agree with your opinion.
این مطالعه اساسا بر روی تأثیرات بلندمدت تمرکز دارد.
academicThis study primarily focuses on the long-term effects.
ترکیبهای رایج
عبارات رایج
اساسا مشکل اینجاست
The problem is basically here
اساسا حق با توست
You are basically right
این اساسا یک ایده خوب است
This is basically a good idea
اغلب اشتباه گرفته میشود با
الگوهای دستوری
نحوه استفاده
نکات کاربردی
This adverb is highly versatile and can be used in both spoken and written Persian. It fits well in contexts where you need to simplify a complex issue by stating its core element. It generally carries a neutral to slightly formal tone, depending on the surrounding vocabulary.
اشتباهات رایج
Learners sometimes confuse 'asāsan' with words that imply a temporary state or a minor detail. Ensure you are using it to convey the fundamental or essential aspect.
نکات
Focus on the Core Idea
Avoid Overuse
Directness in Explanation
ریشه کلمه
The word 'asāsan' originates from the Arabic word 'asās' (أساس), meaning 'foundation', 'base', or 'principle'. It has been adopted into Persian to denote something fundamental.
بافت فرهنگی
In Persian culture, getting to the 'asās' (foundation) of a matter is often valued. Using 'asāsan' can signal clarity and a desire to address the essential points directly.
راهنمای حفظ
Think of 'asāsan' as the 'foundation' or 'base' (asās) of an idea, helping you remember its core meaning.
سوالات متداول
4 سوالخودت رو بسنج
این اختلاف نظر ______ به دلیل تفاوت دیدگاههای فرهنگی است.
کلمه «اساسا» در اینجا دلیل اصلی اختلاف نظر را بیان میکند.
او اساسا یک هنرمند است، حتی اگر شغل دیگری داشته باشد.
«در اصل» نزدیکترین معنا را به «اساسا» در این جمله دارد و بر ماهیت اصلی فرد تأکید میکند.
کلمات کلیدی: مشکل، اساسا، حل نشده
این جمله نشان میدهد که ریشه و ماهیت مشکل همچنان پابرجاست.
امتیاز: /3
Summary
Use 'asāsan' to highlight the fundamental aspect or core reason of something.
- Means fundamentally, essentially, or basically.
- Used to state the core reason or nature.
- Common in everyday and formal Persian.
Focus on the Core Idea
Avoid Overuse
Directness in Explanation
مثالها
4 از 4این پروژه اساسا برای کمک به نیازمندان طراحی شده است.
This project is fundamentally designed to help the needy.
شکست مذاکرات اساسا ناشی از عدم انعطافپذیری طرفین بود.
The failure of the negotiations stemmed essentially from the inflexibility of the parties.
راستش رو بخوای، من اساسا با نظر تو موافقم.
Honestly, I basically agree with your opinion.
این مطالعه اساسا بر روی تأثیرات بلندمدت تمرکز دارد.
This study primarily focuses on the long-term effects.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژگان مرتبط
واژههای بیشتر academic
اعمال کردن
B2To apply, to implement; to put into operation or effect.
عامل شدن
B2To cause; to make something happen.
اعتبار علمی
B2Academic credibility, academic reputation.
اعتبار بخشیدن
B2To validate, to confirm or give official approval to something.
اعتبار سنجی کردن
B2To check or prove the validity or accuracy of something.
اعتباربخشی
B2Accreditation; the official recognition that a person or institution is qualified.
اعتمادپذیر
B2Capable of being relied on; trustworthy and dependable.
اعتراف کردن
B2To confess or acknowledge; to admit that one has committed a crime or done something wrong.
عضو هیئت علمی
B2A faculty member; a professional academic engaged in teaching and research at a university.
عقلانی
B2Rational; based on or in accordance with reason or logic.