اصولگرا
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر politics
عاقلانه
B1به روشی منطقی و همراه با درایت؛ از روی عقل.
اعتراف
B1پذیرفتن و بیان کردنِ اشتباه، جرم یا حقیقتی که پنهان بوده است.
اعتصاب
B1اعتصاب به معنای دست کشیدن دستهجمعی از کار برای رسیدن به خواستههاست.
عملاً
B1به صورت عملی؛ در واقعیت. 'این کار عملاً غیرممکن است.'
ادعا کردن
B1او ادعا کرد که بیگناه است، اما هیچکس حرفش را باور نکرد.
افراطی
B1افراطی: کسی که در عقاید یا رفتار خود از حد اعتدال خارج شده است.
اجباراً
B1به صورت اجباری؛ از روی ناچاری و زور. 'او اجباراً قبول کرد.'
اجرایی
B1مربوط به اجرا و پیادهسازی. 'مدیر اجرایی قرارداد را امضا کرد.'
اختیاراً
B1Of one's own free will; voluntarily.
الزامی
B1واجب، اجباری؛ آنچه به حکم قانون یا قاعده باید انجام شود.