به صرفه
محتوای مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر money
اعتبار سنجی
B1سنجش میزان توانایی مالی و خوشحسابی فرد برای بازپرداخت بدهی.
عایدات
B1عایدات حاصل از فروش نفت افزایش یافت.
اقساط پرداخت کردن
B2پرداخت کردن بدهی به صورت بخشهای کوچک در زمانهای مشخص.
ارز مبادله کردن
B2تبدیل پول یک کشور به پول کشور دیگر بر اساس نرخ مشخص.
ارزش داشتن
B2دارای قیمت یا اعتبار بودن؛ سزاوار بودن.
ارزشگذاری
B1تعیین ارزش یا قیمت برای یک کالا، دارایی یا مفهوم.
باز پرداخت کردن
B2To pay back a loan or debt.
بازده
B1مقدار سودی که از یک سرمایهگذاری به دست میآید.
بدهیها
B2Financial obligations or amounts owed to others.
بهطور مالی
B2به گونهای که مربوط به امور پولی و دارایی باشد.