دامپزشکی
مثال
او در رشته دامپزشکی تحصیل میکند.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر animals
عادت کردن
B1خو گرفتن و سازگار شدن با یک شرایط، محیط یا رفتار جدید.
عاج
B1عاج مادهای سخت و سفید است که از دندانهای فیل به دست میآید.
علفخوار
B1علفخوار حیوانی است که از گیاهان تغذیه میکند. مثل گاو، گوسفند و خرگوش. علفخوار موجودی غیرخودپرور است که عمدتاً از موجودات خودپرور، به ویژه گیاهان، تغذیه میکند. سیستمهای گوارشی آنها برای پردازش مواد گیاهی سازگار شده است و اغلب شامل ساختارهای تخصصی یا میکروارگانیسمهای همزیست برای تجزیه سلولز است.
علنی
B1به معنای آشکارا و در حضور دیگران؛ چیزی که پنهانی نیست.
عرعر کردن
B1بانگ برآوردن خر؛ به مجاز برای کسی که با صدای بلند و ناهنجار فریاد میزند یا حرفهای بیمعنی میگوید.
عظیم الجثه
B1خیلی بزرگ، بسیار عظیم.
آبزی
B1جانداری که در محیط آب زندگی میکند؛ مانند ماهی.
آبزیان
B1آبزیان حیواناتی هستند که در آب زندگی میکنند. آنها شامل ماهیها و نهنگها میشوند.
افسار
B1وسیلهای چرمی یا طنابی که بر سر حیوان میبندند تا آن را هدایت کنند یا نگه دارند.
آغل
B1محلی محصور برای نگهداری دام، به ویژه گوسفند و بز. چوپان شبها گله را به آغل میبرد.