مشکوک
Suspicious; doubtful.
Use 'mashkook' when something causes doubt, suspicion, or suggests something hidden or unusual.
واژه در 30 ثانیه
- Indicates doubt or suspicion.
- Suggests something unusual or hidden.
- Can apply to people, things, or situations.
- Often carries a negative connotation.
Summary
Use 'mashkook' when something causes doubt, suspicion, or suggests something hidden or unusual.
- Indicates doubt or suspicion.
- Suggests something unusual or hidden.
- Can apply to people, things, or situations.
- Often carries a negative connotation.
Context is Key
Always consider the context when using 'mashkook'. It can range from a slight doubt to serious suspicion. Pay attention to surrounding words and tone.
Avoid Overuse
Using 'mashkook' too often in daily conversation can make you sound overly suspicious or distrustful of others.
Subtlety in Suspicion
Persians often express suspicion indirectly. While 'mashkook' is direct, be aware of subtler ways suspicion is conveyed through tone or implication.
Nuance with Adverbs
For finer shades of meaning, combine 'mashkook' with adverbs like 'کمی مشکوک' (a bit suspicious) or 'به شدت مشکوک' (highly suspicious).
مثالها
6 از 8رفتار او در آن جلسه بسیار مشکوک بود؛ مدام به اطراف نگاه میکرد.
His behavior in that meeting was very suspicious; he kept looking around.
پلیس در حال بررسی یک بسته مشکوک در نزدیکی ساختمان شهرداری است.
Police are investigating a suspicious package near the city hall building.
این قرارداد با توجه به شرایط فعلی بازار، کمی مشکوک به نظر میرسد.
This contract seems a bit dubious considering the current market conditions.
دانشمندان نتایج اولیه آزمایش را مشکوک خواندند و نیاز به تحقیقات بیشتری دانستند.
The scientists deemed the initial test results questionable and requiring further investigation.
در رمان، کارآگاه به هر یک از شخصیتها به چشم یک مظنون مشکوک مینگریست.
In the novel, the detective viewed each character as a suspicious suspect.
وای! این قیمتی که میگی خیلی مشکوکه! مطمئنی اشتباه نشده؟
Wow! That price you're quoting is really suspicious! Are you sure there's no mistake?
خانواده کلمه
راهنمای حفظ
Imagine a detective peering through a magnifying glass at a 'mashkook' (suspicious) footprint in the mud – the image screams doubt and investigation!
Overview
«مشکوک» واژهای پرکاربرد در زبان فارسی است که برای بیان حالت تردید، سوءظن و عدم اطمینان به کار میرود. این کلمه میتواند هم به اشخاص، هم به اشیاء و هم به موقعیتها و اتفاقات نسبت داده شود.
۱. کلیات، ظرافتها و بار معنایی:
در سطح کلی، «مشکوک» به معنای چیزی است که ذهن را به سمت احتمالات منفی یا نامعلوم سوق میدهد. این کلمه معمولاً بار معنایی منفی دارد، زیرا نشاندهنده وجود چیزی غیرعادی یا پنهان است که نیاز به بررسی دارد. وقتی میگوییم کسی «مشکوک» است، ممکن است منظورمان این باشد که او رفتار عجیبی دارد، اطلاعاتی را پنهان میکند، یا انگیزههای پنهانی دارد. در مورد اشیاء یا موقعیتها، «مشکوک» بودن یعنی اینکه چیزی درست به نظر نمیرسد، مثلاً یک بسته مشکوک در فرودگاه یا یک جواب مشکوک در یک آزمایش.
۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقهای):
«مشکوک» کلمهای است که هم در گفتار روزمره و هم در نوشتار رسمی کاربرد دارد. در مکالمات غیررسمی، ممکن است برای بیان شوخی یا تعجب هم استفاده شود، مثلاً «این قیمتی که میگی مشکوکه!» که یعنی خیلی ارزان یا غیرواقعی به نظر میرسد. در نوشتار رسمی، مانند گزارشهای پلیسی، اخبار، یا مقالات حقوقی، «مشکوک» معنای دقیقتری دارد و به رفتارهای مجرمانه یا موقعیتهای قابل پیگرد اشاره میکند. تفاوت منطقهای در کاربرد این کلمه چندان محسوس نیست، اما لحن و بافت جمله میتواند معنای آن را تغییر دهد.
۳. زمینههای رایج کاربرد:
- زندگی روزمره: «چرا اینقدر ساکتی؟ رفتارت مشکوکه.»، «بستهای که دم در گذاشته بودی، خیلی مشکوک بود.»
- محیط کار: «گزارش مالی امسال کمی مشکوک به نظر میرسه، باید دوباره بررسی بشه.»، «کارمند جدید رفتارهای مشکوکی داره.»
- اخبار و رسانه: «پلیس در حال تحقیق درباره یک بسته مشکوک در مرکز شهر است.»، «تحلیلگران نسبت به آینده اقتصادی کشور دیدگاه مشکوکی دارند.»
- ادبیات و هنر: در داستانها، شخصیتهای مشکوک اغلب نقش کلیدی دارند و باعث ایجاد تعلیق میشوند. «چشمانش که به من دوخته شد، احساس کردم رازی مشکوک در پس آن نگاه نهفته است.»
- محیطهای امنیتی: «تمام مسافرانی که وارد منطقه ممنوعه میشدند، تحت نظر و مشکوک تلقی میشدند.»
۴. مقایسه با کلمات مشابه:
- مظنون (Masnoon): این کلمه بیشتر در حوزه حقوقی و پلیسی به کار میرود و به شخصی اطلاق میشود که احتمال ارتکاب جرم از سوی او وجود دارد. «مشکوک» عامتر است و میتواند به هر چیز یا موقعیتی که تردیدبرانگیز است اشاره کند، در حالی که «مظنون» عمدتاً به انسان مربوط است.
- نامعلوم (Na-maloom): این کلمه به معنای چیزی است که شناخته شده نیست یا اطلاعاتی درباره آن وجود ندارد. «مشکوک» بار معنایی منفی و دال بر احتمال وجود مشکلی را دارد که «نامعلوم» ندارد.
- غیرعادی (Gheir-e-adi): به معنای چیزی است که خارج از روال معمول است. رفتار غیرعادی میتواند مشکوک باشد، اما هر رفتار غیرعادی لزوماً مشکوک نیست؛ شاید صرفاً عجیب یا غیرمنتظره باشد.
۵. سطح و لحن (Register & Tone):
«مشکوک» کلمهای نسبتاً خنثی است و میتواند در موقعیتهای مختلفی به کار رود. با این حال، در بسیاری از موارد، لحن گوینده یا نویسنده، بار معنایی منفی آن را تشدید میکند. استفاده بیش از حد از این کلمه در مکالمات روزمره ممکن است شما را فردی بدبین یا سوءظندار جلوه دهد. در نوشتار رسمی، این کلمه به شکل دقیقتر و با بار معنایی خاص خود (مانند ابهام قانونی یا امنیتی) استفاده میشود.
۶. همنشینیهای رایج (Collocations) در متن:
- رفتار مشکوک: اشاره به حرکات یا اعمال غیرعادی و قابل تأمل یک فرد.
- بسته مشکوک: معمولاً در فرودگاهها یا اماکن عمومی برای اشاره به بستهای که هویت یا محتوای آن مشخص نیست و ممکن است خطرناک باشد.
- جواب مشکوک: پاسخی که قانعکننده نیست یا باعث ایجاد تردید بیشتر میشود.
- منبع مشکوک: اطلاعاتی که از یک منبع ناشناس یا غیرقابل اعتماد به دست آمده است.
- اوضاع مشکوک: وضعیتی که غیرعادی به نظر میرسد و احتمال وجود مشکلی در آن میرود.
- شخص مشکوک: فردی که رفتار یا هویتش باعث سوءظن شده است.
نکات کاربردی
While 'mashkook' is widely understood, its usage can vary in formality. In formal contexts like news reports or legal documents, it carries a serious implication. In casual conversation, it might be used more lightly, even humorously, to denote something unbelievable or too good to be true. Avoid using it excessively in daily interactions, as it can paint you as overly distrustful. Regional variations are minimal, but context and tone are crucial.
اشتباهات رایج
Learners sometimes confuse 'mashkook' with simply 'unusual' or 'unknown'. Remember, 'mashkook' implies a reason for doubt or suspicion, not just strangeness. For example, a 'weird' outfit is 'gheir-e-adi', but if the person wearing it is acting secretively, their behavior might be 'mashkook'. Also, avoid using it as a direct substitute for 'suspect' (mظنون) in legal contexts.
راهنمای حفظ
Imagine a detective peering through a magnifying glass at a 'mashkook' (suspicious) footprint in the mud – the image screams doubt and investigation!
ریشه کلمه
The word 'mashkook' comes from the Arabic root 'sh-k-k' (ش ك ك), meaning 'to doubt' or 'to pierce'. It evolved into the Persian noun 'shakk' (شک - doubt) and the adjective 'mashkook' (مشکوک), meaning 'subject to doubt' or 'doubted'.
بافت فرهنگی
In Iranian culture, direct accusations of suspicion can be sensitive. While 'mashkook' is a standard word, people might prefer more indirect phrasing in delicate social situations. The concept of 'ta'arof' (تعارف - politeness rituals) can sometimes create ambiguity that might be perceived as 'mashkook' by outsiders unfamiliar with the custom.
مثالها
رفتار او در آن جلسه بسیار مشکوک بود؛ مدام به اطراف نگاه میکرد.
everydayHis behavior in that meeting was very suspicious; he kept looking around.
پلیس در حال بررسی یک بسته مشکوک در نزدیکی ساختمان شهرداری است.
formalPolice are investigating a suspicious package near the city hall building.
این قرارداد با توجه به شرایط فعلی بازار، کمی مشکوک به نظر میرسد.
businessThis contract seems a bit dubious considering the current market conditions.
دانشمندان نتایج اولیه آزمایش را مشکوک خواندند و نیاز به تحقیقات بیشتری دانستند.
academicThe scientists deemed the initial test results questionable and requiring further investigation.
در رمان، کارآگاه به هر یک از شخصیتها به چشم یک مظنون مشکوک مینگریست.
literaryIn the novel, the detective viewed each character as a suspicious suspect.
وای! این قیمتی که میگی خیلی مشکوکه! مطمئنی اشتباه نشده؟
informalWow! That price you're quoting is really suspicious! Are you sure there's no mistake?
گزارشهای پراکنده از فعالیتهای مشکوک در منطقه مرزی منتشر شده است.
newsScattered reports have emerged about suspicious activities in the border region.
چرا اینقدر دیر کردی؟ دیروز هم جواب تلفنت رو نمیدادی، رفتارت مشکوکه.
informalWhy are you so late? Yesterday you weren't answering your phone either, your behavior is suspect.
خانواده کلمه
ترکیبهای رایج
عبارات رایج
رفتار مشکوک داشتن
To exhibit suspicious behavior
به کسی یا چیزی مشکوک بودن
To be suspicious of someone or something
موضوع مشکوک
A suspicious matter/issue
به نظر مشکوک آمدن
To seem suspicious
اغلب اشتباه گرفته میشود با
'Mashkook' (suspicious) is a general adjective for anything causing doubt. 'Masnoon' (suspect) specifically refers to a person believed to have committed a crime.
'Mashkook' implies doubt or suspicion, often negative. 'Na-maloom' (unknown) simply means something lacks information, without inherent suspicion.
'Gheir-e-adi' (unusual) means outside the norm. Something unusual might be suspicious, but not always. 'Mashkook' carries a stronger implication of potential wrongdoing or hidden motive.
الگوهای دستوری
Context is Key
Always consider the context when using 'mashkook'. It can range from a slight doubt to serious suspicion. Pay attention to surrounding words and tone.
Avoid Overuse
Using 'mashkook' too often in daily conversation can make you sound overly suspicious or distrustful of others.
Subtlety in Suspicion
Persians often express suspicion indirectly. While 'mashkook' is direct, be aware of subtler ways suspicion is conveyed through tone or implication.
Nuance with Adverbs
For finer shades of meaning, combine 'mashkook' with adverbs like 'کمی مشکوک' (a bit suspicious) or 'به شدت مشکوک' (highly suspicious).
خودت رو بسنج
Fill in the blank with the most appropriate word.
آن بسته در گوشه خیابان خیلی ______ بود و پلیس بلافاصله آن را بررسی کرد.
The context implies the package was unusual and caused concern, fitting the meaning of 'مشکوک' (suspicious).
Choose the correct meaning of 'مشکوک' in this sentence.
نتیجه آزمایش خون او کمی مشکوک بود و پزشک دستور تکرار آن را داد.
The sentence indicates the result was not entirely normal or expected, leading to doubt and a need for re-testing.
Arrange the words to form a grammatically correct and meaningful sentence.
او / رفتار / داشت / مشکوک
The adjective 'مشکوک' modifies the noun 'رفتار', and the sentence structure follows Subject-Object-Verb.
Find and correct the error in the sentence.
من به این پیشنهاد خیلی مشکوکم، انگار واقعی نیست.
The original sentence is grammatically correct and uses 'مشکوک' appropriately to express doubt about the offer.
امتیاز: /4
ابزارهای بصری یادگیری
Word Family
Nouns
- شک
- شبهه
- سوءظن
Verbs
- شک کردن
- مشکوک شدن
Adverbs
- به طور مشکوک
Usage Contexts
Daily Life
- رفتار مشکوک دوستش
- یک صدای مشکوک در شب
Workplace
- گزارش مالی مشکوک
- معامله مشکوک
Security
- بسته مشکوک
- شخص مشکوک
News Reporting
- حادثه مشکوک
- مرگ مشکوک
Informal Conversation
- قیمت خیلی مشکوکه!
- این داستان مشکوکه
سوالات متداول
8 سوال«مشکوک» یک صفت کلی برای بیان تردید و عدم اطمینان است و میتواند به هر چیزی (فرد، شیء، موقعیت) اطلاق شود. اما «مظنون» بیشتر در حوزه حقوقی و قضایی به کار میرود و به طور خاص به شخصی اشاره دارد که احتمال ارتکاب جرم از او میرود.
بله، معمولاً بار معنایی منفی دارد چون به وجود تردید، پنهانکاری یا احتمال وجود مشکل اشاره میکند. اما در برخی موارد غیررسمی، ممکن است برای بیان تعجب از غیرعادی بودن چیزی (مثلاً قیمت خیلی پایین) هم به کار رود.
وقتی احساس میکنید چیزی طبیعی نیست، نیاز به بررسی دارد، یا اینکه فرد یا موقعیتی باعث ایجاد تردید در ذهن شما شده است، میتوانید از کلمه «مشکوک» استفاده کنید.
وقتی یک شیء مشکوک تلقی میشود، یعنی ظاهر یا موقعیت آن غیرعادی است و ممکن است خطری ایجاد کند یا اطلاعاتی را پنهان کند. مثال رایج آن «بسته مشکوک» در اماکن عمومی است.
کلمه «مشکوک» هم در گفتار و هم در نوشتار رایج است. در نوشتار رسمی (مانند اخبار یا گزارشها) معنای دقیقتری دارد، اما در گفتگوی روزمره هم به وفور استفاده میشود.
میتوانید آن را به عنوان صفت برای اسمها به کار ببرید. مثلاً: «او رفتار مشکوکی داشت.» یا «این نامه مشکوک به نظر میرسد.»
بله، کلماتی مانند «تردیدبرانگیز»، «ابهامآمیز»، «سوءظنبرانگیز» و «نامعلوم» تا حدی به معنای آن نزدیک هستند، اما هر کدام ظرافتهای معنایی خود را دارند.
وقتی یک موقعیت «مشکوک» است، یعنی عادی به نظر نمیرسد و احتمالاً مشکلی وجود دارد یا اتفاق غیرمنتظرهای در شرف وقوع است. مثلاً «وضعیت اقتصادی کشور مشکوک است.»
این کلمه در زبانهای دیگر
واژگان مرتبط
واژههای بیشتر general
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).