adoptant
تعریف
A person who adopts a child; adopter.
nounمثال
Les parents adoptants ont attendu de longues années avant d'avoir leur enfant.
مثال
Les parents adoptants ont attendu de longues années avant d'avoir leur enfant.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر family
abandonner
A2ترک کردن دائمی کسی یا چیزی. برای مثال، رها کردن یک خودرو.
accompagner
A2همراهی کردن کسی به جایی به عنوان همراه یا برای کمک.
accouchement
A2زایمان فرآیندی است که در آن نوزاد به دنیا میآید.
à charge
B2تحت تکفل؛ فردی از خانواده که از نظر مالی توسط دیگری حمایت میشود.
à deux
A2دو نفره؛ با هم به عنوان یک جفت.
ado
A2جوانی بین کودکی و بزرگسالی. شکل کوتاه شده کلمه نوجوان.
adolescence
A2نوجوانی دوره ای از زندگی بین کودکی و بزرگسالی است.
adolescente
A2دختر نوجوان
à domicile
A2در منزل
adoptante
B2زنی که فرزندی را به سرپرستی میپذیرد؛ پذیرنده (مونث).