mannequin
مثال
La vitrine exposait les nouveaux vêtements sur des mannequins.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر clothing
à carreaux
A1شطرنجی؛ به طرحی گفته میشود که از خطوط متقاطع و تشکیل مربع ایجاد شده است.
à pois
A1خالخالی؛ طرحی شامل دایرههای تکراری روی یک زمینه.
abîmer
A1آسیب رساندن، خراب کردن، فاسد کردن.
accessoire
A2وسیلهای که به لباس یا شیء اصلی اضافه میشود تا آن را زیباتر یا کاربردیتر کند؛ اکسسوری.
accrocher
A1آویزان کردن چیزی به یک قلاب، میخ یا نگهدارنده مشابه.
ajuster
B1ایجاد تغییرات کوچک برای تناسب بهتر یا کارکرد صحیح.
ample
A1گشاد یا وسیع. برای لباسهایی که چسبان نیستند، فضاهای بزرگ، یا اطلاعات مفصل استفاده میشود.
anorak
A1آنوراک یک ژاکت ضد آب و کلاهدار است که برای محافظت در برابر سرما استفاده میشود.
assortir
B1ترکیب کردن چیزهایی که با هم هماهنگ هستند، مانند ست کردن رنگ لباسها یا غذا با نوشیدنی.
beige
A1به رنگ بژ، رنگی شنی و روشن.