B1 verb

रुकवाना

rukwaana

تعریف

متوقف کردن؛ باعث توقف کسی شدن.

verb

مثال

मैंने ड्राइवर से गाड़ी रुकवाई।

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!