giudice
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر law
accertamento
B2The act of verifying or investigating.
accusa
B1اتهام، اظهارنظر یا ادعایی است مبنی بر اینکه کسی کار اشتباهی انجام داده است.
accusare
B1متهم کردن کسی به جرم. همچنین برای احساس درد یا تایید دریافت نامه استفاده میشود.
adempimento
C1the carrying out of a duty, promise, or rule
ammissibile
B2Admissible, allowable, or acceptable.
appello
B1A serious or urgent request.
arrestare
B1بازداشت کردن کسی یا متوقف کردن ماشین. پلیس دزد را دستگیر کرد.
assassinio
B2ترور شخصیتهای سیاسی همیشه پیامدهای بزرگی دارد.
assoluzione
C1formal release from guilt
assolvere
B2To absolve, acquit, or perform a duty.