B2 noun

分離

bunri

تعریف

The act of separating things that were connected or mixed together, or the state of being separated.

noun

مثال

ゴミを資源と燃えるゴミに分離する。

مترادف‌ها

切断 隔離 解離 分断 セパレート

متضادها

محتوای مرتبط

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!