만들다
مثال
비빔밥을 만들어요.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر Daily Life
청소하다
A1تمیز کردن یک اتاق یا خانه با حذف گرد و غبار و زباله.
오다
A1To move toward the place where the speaker is. It is also used to describe weather phenomena like rain or snow falling.
요리하다
A1آشپزی کردن: آماده کردن و پختن غذا با استفاده از حرارت یا مخلوط کردن مواد.
먹다
A1غذا خوردن. مصرف کردن خوراکی یا نوشیدنی (در برخی موارد).
운동하다
A1To engage in physical exercise or sports for health and fitness.
세탁
A1عمل شستن لباس یا پارچه.
타다
A1سوار شدن یا استفاده از یک وسیله نقلیه. 'من سوار اتوبوس می شوم' می شود '버스를 타요'.
쇼핑하다
A1خرید کردن. به فعالیت بازدید از فروشگاهها یا سایتها برای جستجو و خرید کالا گفته میشود.
샤워하다
A1دوش گرفتن. شستن بدن با استفاده از دوش. من همیشه بعد از ورزش دوش میگیرم.
자다
A1فعل کرهای «자다» به معنی «خوابیدن» است. این فعل برای توصیف حالت استراحت که در آن فرد بیهوش است، به کار میرود. این رایجترین کلمه برای بیان خواب در زبان کرهای است. <br><em>مثال:</em> من میخواهم بخوابم. (나는 자고 싶어요.)