切菜
مثال
他在厨房里帮忙切菜。
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر cooking
煮开
B1به جوش آوردن آب؛ رسیدن به نقطه جوش. در برخی مناطق، جوشاندن آب قبل از نوشیدن ضروری است.
煮面
A2پختن نودل در آب جوش.
调味品
A2<strong>调味品 (tiáowèi pǐn)</strong> موادی هستند که برای بهبود طعم غذا اضافه میشوند، مانند نمک، سس سویا یا ادویهجات. این یک اصطلاح کلی برای چاشنیها و طعمدهندهها است.
煮菜
A2آشپزی کردن یا درست کردن غذا در آشپزخانه.
烹煮
A2پختن یا آماده کردن غذا با استفاده از حرارت.
煮饭
A2برنج پختن یا غذا درست کردن.
煮熟
B1جوشاندن تا زمانی که پخته شود. این کلمه برای توصیف کامل شدن فرآیند پخت در آب استفاده میشود.
菜谱
A2دستور پخت یا کتاب آشپزی.
切肉
A2بریدن گوشت برای آمادهسازی غذا.
油炸
A2سرخ کردن عمیق؛ پختن در روغن زیاد.