dziecko
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر family
babcia
A2the mother of one's parent
brat
A1کلمه 'brat' به معنای برادر است. برادر من پزشک است.
córka
A2córka به معنی دختر است، فرزند دختر والدین. دختر او بسیار باهوش است. دختر من پنج سال دارد.
dziadek
A1Father of one's parent
dzieci
A2plural of child
mama
A1کلمه 'mama' در لهستانی به معنای مامان است که با محبت استفاده میشود.
matka
A1mother
małżeństwo
A2ازدواج پیوند قانونی بین دو نفر است.
mąż
A1شوهر. 'شوهرم کجاست؟' یعنی 'Gdzie jest mój mąż?'.
młody
A1In the early part of life.