Abril
تعریف
April
nounمثال
A Páscoa costuma ser em abril.
مثال
A Páscoa costuma ser em abril.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر daily_life
abastecimento
C1عمل تامین چیزی با چیز دیگر؛ تامین کالا. به عنوان مثال: 'تامین آب شهر توسط دولت مدیریت می شود.'
abotoar
B2To fasten (clothing) with buttons.
abranger
C1قانون جدید باید تمام اقشار جامعه را در بر بگیرد.
abre
B1او در را با یک کلید طلایی باز می کند. فروشگاه ساعت هشت صبح باز می شود.
Abrir
A1در را باز کن تا هوا بیاید. (Dar ra baz kon ta hava biyayad.)
absenteísmo
C1The practice of regularly staying away from work or school without good reason.
absolutamente
A2به معنای 'مطلقاً' یا 'کاملاً' است. به عنوان مثال: 'این کاملاً درست است.'
abster-se
C1نماینده تصمیم گرفت از رای دادن خودداری کند.
academia
B2نهادی برای پیشرفت هنر، علم یا ادبیات؛ آموزش عالی. 'او در آکادمی به تدریس مشغول است.'
acessório
B2A thing which can be added to something else to make it more useful or versatile.