embarazada
مثال
In context, `embarazada` expresses: embarrassed (informal).
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
واژههای بیشتر false_friends
abençoar
A2Primary meaning: bénir (to bless).
aceitar
A2او دعوت مرا پذیرفت.
acordar
A2از خواب بیدار شدن
apelido
A2Primary meaning: nickname.
assistir
A2تماشا کردن (فیلم، تلویزیون) یا حضور داشتن (کلاس، جلسه). همچنین به معنای کمک کردن است.
atual
A2کلمه 'atual' به معنای 'فعلی' یا 'امروزی' است.
atualmente
A2در حال حاضر، من در تهران زندگی میکنم. (Currently, I live in Tehran.)
azeite
A2Primary meaning: olive oil.
berro
A2Primary meaning: scream, shout.
bicho
A2حیوان، حشره یا موجود کوچک. در برزیل به عنوان اصطلاح عامیانه برای 'رفیق' یا 'مرد' نیز استفاده می شود.