1 ساختار جمله هندی: فاعل-مفعول-فعل 2 فعل 'بودن' در هندی: من هستم، تو هستی (हूँ, है, हैं, हो) 3 فعل بودن (होना - hona) 4 جملات پایه با فعل بودن (है) 5 بیان وجود: «هست/هستند» در هندی (है / हैं) 6 پاسخ‌های بله/نه پایه: Haan و Nahi 7 صداهای لب: Pa, Pha, Ba, Bha, Ma (گروه Pa) 8 اعداد هندی ۱ تا ۱۰: شمارش برای مبتدیان (Ek, Do, Teen) 9 صحبت درباره زمان: امروز، فردا و الان (आज, कल, अभी) 10 اسم تغییرناپذیر 'مرد' (आदमी) در هندی 11 کلمات اشاره در هندی: این و آن (यह, वह) 12 جمع اسامی در هندی: از -ā به -ē (لड़का به लड़के) 13 ضمایر جمع: ما، اینها، آنها (Hum, Ye, Ve) 14 مصوت‌های زبان هندی: ۱۱ مصوت دوناگری (अ आ इ ई उ ऊ ए ऐ ओ औ अं) 15 مصوت‌های هندی: O و AU (ो و ौ) 16 نقطه دماغی هندی: انوسوارا (अं) 17 جنسیت اسم‌ها در هندی: مذکر در برابر مونث (ladkā/ladkī) 18 پسوند مودبانه: -ji (نشانگر احترام) 19 ضمایر هندی: من، تو و سلسله مراتب اجتماعی 20 تطابق صفت‌ها (-ā, -e, -ī) 21 جمع‌های مونث هندی: قاعده تبدیل 'ee' به 'yaan' (-ियाँ) 22 اشاره به اشیا: این و آن (`यह` / `वह`) 23 حالت غیرمستقیم در هندی: چرا 'پسر' به 'به پسر' تبدیل می‌شود (-ā به -e) 24 مالکیت در هندی: قانون 'Ka, Ke, Ki' (کسره اضافه) 25 مال من، مال تو، مال شما: ضمائر ملکی در هندی 26 جنسیت اسم‌ها: مذکر است یا مؤنث؟ (-aa در برابر -ii) 27 مبانی خانواده در هندی: پدر، مادر، برادر و خواهر (mātā, pitā, bhāī, bahan) 28 صامت‌های پشتی هندی: क ख ग घ — تسلط بر انفجاری‌های نفسی در دواناگری 29 صامت‌های کامی هندی: च छ ज झ — انسدادی‌های سایشی و نفسی در دواناگری 30 صداهای ضربه‌ای هندی: تسلط بر صامت‌های برگشتی (ट ठ ड ढ) 31 حروف بی‌صدای دندانی هندی: T و D نرم (त، थ، द، ध) 32 نیمه‌مصوت‌ها و حروف صفیری هندی: از Ya تا Ha (य - ه) 33 علامت هالانت (्): ساکن کردن صدای 'a' 34 صدای پنهان 'a': مصوت ذاتی در زبان هندی 35 ماترا هندی برای 'aa' (ा): خط عمودی 36 مصوت‌های هندی: 'i' کوتاه و 'ee' بلند (ि / ी) 37 علائم 'u' در هندی: صداهای کوتاه و بلند (ु و ू) 38 ماتراهای 'E' و 'Ai': خط‌های بالایی (े در برابر ै) 39 حرف ربط هندی: چگونه از 'و' (और) استفاده کنیم 40 این یا اون؟ استفاده از 'Ya' (یا) 41 «اما» در هندی: اتصال ایده‌ها (Lekin & Par) 42 تغییر 'Ka' به 'Ke' در هندی: قانون حالت غیرمستقیم (Oblique) 43 حرف اضافه هندی کو (ko): به، برای، را 44 حرف اضافه هندی 'Par': روی و در (पर) 45 پس‌اضافه هندی 'Mein' (در/داخل) 46 پس‌اضافه همه‌کاره: از، با، توسط (se)
A1 Postpositions 13 min read آسان

حرف اضافه هندی کو (ko): به، برای، را

از ko برای مشخص کردن گیرنده کار، اشاره به آدم‌های خاص یا گفتن احساساتت استفاده کن.

Grammar Rule in 30 Seconds

The postposition 'ko' (को) marks the recipient of an action or a specific direct object in Hindi.

  • Use 'ko' for people/pets receiving an action: 'Main Ram ko dekhta hoon' (I see Ram).
  • Use 'ko' for specific direct objects: 'Maine kitab ko padha' (I read the book).
  • Use 'ko' to express needs/feelings: 'Mujhko bhook lagi hai' (I am hungry).
Subject + (Object + को) + Verb

مرور کلی

تا حالا شده حس کنی جملات هندیت بدون هیچ اتصالی تو هوا معلقن؟ آدم‌ها رو داری، فعل‌ها رو هم داری، اما کی داره چیکار می‌کنه برای کی؟ اینجاست که ko (को) وارد می‌شه.
این حرف اضافه، وصل‌کننده‌ی نهایی جملات هندیه. مثل GPS برای جمله‌ی هندی بهش نگاه کن. دقیقاً به شنونده می‌گه که جهت حرکت فعل به کدوم سمته.
از لحاظ فنی، این یک «پس‌افزود» (postposition) است؛ یعنی برخلاف فارسی یا انگلیسی، بعد از اسم میاد. اگه ما تو فارسی می‌گیم «به دوست»، هندی‌ها می‌گن dost ko (دوست به). این یکی از پرکارترین کلمه‌هاست.
معنی «به»، «برای» و گاهی حتی «را» می‌ده. در واقع آچار فرانسه‌ی گرامر هندیه. بدون اون، فقط داری یه سری اسم رو ردیف می‌کنی و امیدواری که طرف بفهمه!
احتمالاً خودش نیاز به استراحت داره، ولی انقدر سرش شلوغه که داره جملات تو رو کنار هم نگه می‌داره. اگه خوب ازش استفاده کنی، مثل حرفه‌ای‌ها به نظر میای. اگه نادیده‌اش بگیری، جملاتت مثل فیلمی می‌شن که نقش اول نداره.

این گرامر چطور کار می‌کنه

در زبان هندی، پس‌افزودهایی مثل ko کلمات قبل از خودشون رو کنترل می‌کنن. این باعث یه تغییر کوچیک اما حیاتی می‌شه که بهش می‌گن «حالت غیرفاعلی» یا oblique case. مثل عوض کردن لباس قبل از یه مهمونی بزرگ بهش نگاه کن.
اگه کلمه‌ای با صدای بلند «آ» تموم بشه (مثل ladka برای پسر)، معمولاً قبل از اضافه شدن ko به «اِ» (یعنی ladke) تبدیل می‌شه. پس ladke ko یعنی «به پسر». اگه کلمه با «آ» تموم نشه، مثل dost (دوست)، همون‌طوری می‌مونه: dost ko.
ضمیرها هم برای خودشون تغییرات خاصی دارن. برای «به من» نمی‌گی main ko. این کار مثل پوشیدن جوراب با صندله؛ از نظر فنی ممکنه، ولی از نظر اجتماعی ضایع‌ست!
به جاش می‌گی mujhko یا مدل کوتاه‌تر و باحال‌ترش، mujhe. این قانون همه‌اش درباره‌ی جهت و مشخص بودنه. اگه داری به آدم خاصی اشاره می‌کنی یا چیزی به کسی می‌دی، ko بهترین دوستته.
مثل تگ کردن کسی تو کامنت تیک‌تاکه؛ مطمئن می‌شی که طرف نوتیفیکیشن رو می‌گیره.

الگوی ساخت

1
ساختن یه عبارت با ko یه فرآیند ساده‌ی سه مرحله‌ایه. اول، اسم یا ضمیرت رو انتخاب کن. دوم، چک کن ببین نیازی هست به حالت غیرفاعلی تغییر کنه یا نه. سوم، ko رو دقیقاً بعدش بذار. تو عمل این‌طوری می‌شه:
2
اسم‌های مفرد (ختم شده به «آ»): ladka (پسر) -> ladke + ko = ladke ko (به پسر).
3
اسم‌های مفرد (بقیه): dost (دوست) -> dost + ko = dost ko (به دوست).
4
اسم‌های جمع: ladke (پسرها) -> ladko + ko = ladko ko (به پسرها).
5
ضمیرهای شخصی (اون‌های خاص):
6
Main (من) -> Mujhe / Mujhko (به من)
7
Tum (تو) -> Tumhein / Tumko (به تو)
8
Aap (شما - محترمانه) -> Aapko (به شما)
9
Yeh (این/او) -> Ise / Isko (به او/این)
10
Woh (آن/او) -> Use / Usko (به او/آن)
11
Ham (ما) -> Hamein / Hamko (به ما)
12
Ve (آن‌ها) -> Unhein / Unko (به آن‌ها)
13
یادت باشه ضمیرها مدل‌های کوتاه‌شون مثل mujhe و use رو خیلی دوست دارن. این‌ها مثل مدل‌های عامیانه‌ی فرم‌های رسمی هستن. ازشون استفاده کن تا طبیعی‌تر به نظر بیای، مخصوصاً وقتی داری چت می‌کنی یا با دوستات هستی.

کی استفاده کنیم

تو چهار جای اصلی سر و کله‌ی ko پیدا می‌شه. اول، با آدم‌های خاص به عنوان مفعول مستقیم. اگه بگی «من پسره رو می‌بینم»، چون پسره مشخصه از ko استفاده می‌کنی: Main ladke ko dekhta hoon.
اگه فقط بگی «من یه پسر می‌بینم» (کلی)، می‌تونی بیخیالش بشی. دوم، برای مفعول غیرمستقیم. یعنی وقتی چیزی رو «به» کسی می‌دی، می‌گی یا نشون می‌دی.
«گوشی رو به راهول بده» می‌شه Rahul ko phone do. سوم، برای احساسات و حالت‌های جسمی. این یه ویژگی باحال هندیه.
تو تب «نداری»، تب به تو «اتفاق می‌افته». Mujhe bukhaar hai (به من تب هست). برای دوست داشتن چیزها هم ازش استفاده می‌کنی: Mujhe pizza pasand hai.
چهارم، برای گفتن ساعت و تاریخ‌های خاص. برای گفتن «در ساعت ۵»، می‌گی paanch baje ko (البته اینجا ko معمولاً حذف می‌شه ولی روحش اونجاست!). خلاصه اگه هدفی برای یه کار یا احساس وجود داره، احتمالاً ko تو لیست دعوتی‌هاست.
اون مدیر برنامه‌ی جمله‌ی هندیه.

اشتباهات رایج

بزرگترین تله، استفاده‌ی بیش از حد از ko هست. برای اشیاء بی‌جان و غیرمشخص ازش استفاده نکن. اگه بگی «دارم نون می‌خورم» و نون خاصی مد نظرت نیست، نگو main roti ko khata hoon. فقط بگو main roti khata hoon. استفاده از ko اونجا باعث می‌شه جوری به نظر بیای که انگار یه رابطه‌ی عاطفی عمیق با اون تیکه نون داری! یه اشتباه رایج دیگه، فراموش کردن تغییر حالت غیرفاعلیه. گفتن ladka ko به جای ladke ko داد می‌زنه که هنوز تازه‌کاری. مثل اینه که تو فارسی بگی «او کتاب» به جای «کتابِ او». منظورت رو می‌فهمیم ولی اون مزه‌ی محلی رو نداره. همچنین، حواست به ko و علامت زمان گذشته ne باشه. این دوتا هیچ‌وقت با هم برای یه اسم نمیان. یا این، یا اون. در آخر، یادت نره حالت غیرفاعلی جمع متفاوته. می‌شه logon ko (به آدم‌ها)، نه log ko. جمع‌ها عاشق صدای «اون» قبل از پس‌افزود هستن. بهشون حس مهم بودن می‌ده.

مقایسه با الگوهای مشابه

زبان‌آموزها معمولاً ko رو با ke liye (برای) اشتباه می‌گیرن. در حالی که ko گاهی می‌تونه معنی «برای» بده، ke liye برای اهداف کلی‌تر استفاده می‌شه. اگه برای کسی کادو می‌خری، از ke liye استفاده کن.
اگه کادو رو «به» اون طرف می‌دی، از ko استفاده کن. ko رو گیرنده‌ی مستقیم و ke liye رو بهره‌بردار نهایی در نظر بگیر. یه مقایسه‌ی دیگه با se (از/با/به) هست.
بعضی فعل‌ها مثل bolna (صحبت کردن) و puchna (پرسیدن) خیلی حساسن. با se می‌گی Rahul se pucho (از راهول بپرس)، اما با ko می‌گی Rahul ko batao (به راهول بگو). یه جورایی مثل اینه که بدونی کدوم دوستت پیامک رو ترجیح می‌ده و کدوم یکی می‌خواد بهش زنگ بزنی.
زمان می‌بره تا یاد بگیری. بعدش هم علامت صفر رو داریم (بدون ko). اشیاء کلی نیاز به علامت ندارن.
اگه داری فقط «کتاب می‌خری»، ko نمی‌خواد. اگه داری «اون کتابی» که معلمت گفت رو می‌خری، ko رو بیار وسط. تفاوتش مثل یه لایک تصادفی تو اینستاگرام با پارتنر همیشگیته؛ یکی کلیه، اون یکی خیلی خاصه.

سؤالات رایج

س: آیا ko همیشه معنی «به» می‌ده؟
ج: نه همیشه! می‌تونه معنی «را»، «برای» یا حتی نشون‌دهنده‌ی حالتی مثل «دوست دارم» (mujhe pasand hai) باشه.
س: آیا mujhe با mujhko فرق داره؟
ج: معنیشون یکیه، ولی mujhe تو حرف زدن روزمره خیلی رایج‌تره. کوتاه‌تر و باحال‌تره.
س: می‌تونم برای میوه و سبزیجات از ko استفاده کنم؟
ج: فقط اگه داری درباره یه دونه خیلی خاص حرف می‌زنی، مثل «این سیب رو بشور» (is seb ko dhoo).
س: چرا برای «سرما خوردم» می‌گم mujhe؟
ج: تو هندی، حالت‌هایی مثل مریضی یا گرسنگی چیزهایی هستن که «به سمت تو» میان. تو گیرنده‌ی توجه ناخواسته‌ی سرماخوردگی هستی!
س: بگیم ladka ko یا ladke ko؟
ج: همیشه ladke ko. اون حالت غیرفاعلی موذی «آ» رو به «اِ» تبدیل می‌کنه.
س: موقع سفارش آنلاین غذا از ko استفاده کنم؟
ج: بله! «بده به من» می‌شه mujhe do. «به راننده بگو» می‌شه driver ko bolo.
س: درباره ساعت چطور؟
ج: برای «در ساعت ۱۰»، از das baje ko استفاده کن. هرچند معمولاً حذف می‌شه، ولی از نظر گرامری اونجا هست.
س: آیا بر اساس جنسیت تغییر می‌کنه؟
ج: اصلاً! ko خنثی‌ست. براش فرقی نمی‌کنه که یه پسر، دختر یا یه دوست غیرباینری داره کار رو دریافت می‌کنه. اون با همه رفیقه.

Pronoun + Ko Forms

Pronoun With Ko Meaning
Main
Mujhko
To me
Tu
Tujhko
To you (inf)
Tum
Tumko
To you (fam)
Aap
Aapko
To you (form)
Woh
Usko
To him/her
Hum
Humko
To us

Common Contractions

Full Short
Mujhko
Mujhe
Tujhko
Tujhe
Usko
Use
Humko
Hamein

Meanings

The postposition 'ko' marks the indirect object (to whom) or a specific direct object (the thing being acted upon).

1

Recipient

Indicates the person receiving an action.

“Maine usko bataya.”

“Ram ko bulao.”

2

Specific Object

Marks a definite, specific object in a sentence.

“Maine kitab ko rakha.”

“Darwaze ko band karo.”

3

Experiencer

Used with verbs of feeling or necessity.

“Mujhko pyaas lagi hai.”

“Usko thand lag rahi hai.”

Reference Table

Reference table for حرف اضافه هندی کو (ko): به، برای، را
ضمیر همراه با ko شکل کوتاه معنی
Main (من)
Mujhko
Mujhe
به من / مرا
Tum (تو)
Tumko
Tumhein
به تو / تو را
Aap (شما - محترمانه)
Aapko
N/A
به شما / شما را
Yeh (این/او)
Isko
Ise
به این / به او
Woh (آن/او)
Usko
Use
به آن / به او
Ham (ما)
Hamko
Hamein
به ما / ما را
Ve (آن‌ها)
Unko
Unhein
به آن‌ها
Kaun (کی/چه کسی)
Kisko
Kise
به کی؟ / چه کسی را؟

طیف رسمیت

رسمی
Maine unko bataya.

Maine unko bataya. (Communication)

خنثی
Maine use bataya.

Maine use bataya. (Communication)

غیر رسمی
Maine usko bola.

Maine usko bola. (Communication)

عامیانه
Maine usko bol diya.

Maine usko bol diya. (Communication)

چهره‌های مختلف ko

को (ko)

مفعول مستقیم

  • Ladke ko dekho Look at the boy
  • Driver ko bulao Call the driver

مفعول غیرمستقیم

  • Rahul ko do Give to Rahul
  • Teacher ko batao Tell the teacher

احساسات و وضعیت‌ها

  • Mujhe pasand hai I like
  • Mujhe bukhaar hai I have a fever

مفعول خاص در مقابل مفعول کلی

همراه با ko
Dost ko do Give to someone
Ladke ko The specific boy
بدون ko
Roti khata hoon I eat (generic) bread
Paani peeta hoon I drink water

آیا باید از 'ko' استفاده کنم؟

1

آیا یک شخص خاص است؟

YES
استفاده کن
NO
از 'ko' استفاده نکن
2

آیا گیرنده کار است (به/برای)؟

YES
استفاده کن
NO
فعل را چک کن (مثل گفتن یا پرسیدن)
3

آیا مربوط به احساس یا بیماری است؟

YES
استفاده کن (مثل mujhe)
NO ↓

کلمات رایج همراه با 'ko'

🎁

دادن و گفتن

  • Dena (دادن)
  • Batana (گفتن)
  • Dikhana (نشان دادن)
❤️

احساسات و نیاز

  • Pasand (دوست داشتن)
  • Chahiye (خواستن)
  • Maloom (دانستن)
🤒

سلامتی

  • Bukhaar (تب)
  • Dard (درد)
  • Thand (سرما)

مثال‌ها بر اساس سطح

1

Main Ram ko jaanta hoon.

I know Ram.

2

Usko bulao.

Call him.

3

Mujhko pani do.

Give me water.

4

Bachche ko dekho.

Look at the child.

1

Maine usko nahi dekha.

I did not see him.

2

Mujhko bhook lagi hai.

I am hungry.

3

Kya tumne Sita ko dekha?

Did you see Sita?

4

Woh mujhko pasand hai.

I like that.

1

Maine kitab ko wahi rakha.

I kept the book right there.

2

Usko der ho rahi hai.

He is getting late.

3

Maine dost ko gift diya.

I gave a gift to my friend.

4

Kya tumne gaadi ko lock kiya?

Did you lock the car?

1

Mujhko lagta hai ki woh sahi hai.

I think that he is right.

2

Usne mujhko kaam karne ko kaha.

He told me to do the work.

3

Maine usko samjhaya par woh nahi mana.

I explained to him but he didn't agree.

4

Bachche ko school bhejo.

Send the child to school.

1

Usne mujhko ek aisi baat kahi jo main bhool nahi sakta.

He told me something I cannot forget.

2

Maine usko wahan dekha jahan koi nahi jata.

I saw him where no one goes.

3

Kya tumne usko kabhi sach bataya?

Did you ever tell him the truth?

4

Mujhko yeh kaam aaj hi khatam karna hai.

I have to finish this work today.

1

Usko dekh kar mujhe purani yaadein taaza ho gayin.

Seeing him refreshed my old memories.

2

Maine usko samay par aane ko nirdesh diya tha.

I had instructed him to arrive on time.

3

Mujhko yeh samajhne mein waqt laga.

It took me time to understand this.

4

Usne mujhko ek anokha tohfa diya.

He gave me a unique gift.

به‌راحتی اشتباه گرفته می‌شود

Hindi Postposition को (ko): To, For, The در مقابل Ko vs Se

Learners mix them up because both can translate to 'to'.

Hindi Postposition को (ko): To, For, The در مقابل Ko vs Ke Liye

Both involve a target.

Hindi Postposition को (ko): To, For, The در مقابل Ne vs Ko

Both appear in past tense sentences.

اشتباهات رایج

Main Ram dekhta hoon

Main Ram ko dekhta hoon

People must be marked with ko.

Mujhe bhook

Mujhko bhook lagi hai

Needs a verb for the state.

Maine pani ko piya

Maine pani piya

Don't use ko for general objects.

Ram ko diya

Ram ko diya

Correct, but ensure subject is clear.

Usko bola

Usse bola

Some verbs take 'se' instead of 'ko'.

Maine kitab ko padha

Maine kitab padhi

Specific vs general confusion.

Aapko kya chahiye?

Aapko kya chahiye?

Correct, but check verb agreement.

Maine usko kaam karne ke liye kaha

Maine usko kaam karne ko kaha

Some verbs require ko for infinitives.

Mujhko lagta hai

Mujhe lagta hai

Both are correct, but use short forms for flow.

Usne mujhko dekha

Usne mujhe dekha

Short form is more natural.

Maine usko wahan dekha

Maine use wahan dekha

Use short form for better rhythm.

Mujhko yeh pata hai

Mujhe yeh pata hai

Short form preferred.

Usne mujhko bulaya

Usne mujhe bulaya

Short form preferred.

Ram ko maine dekha

Maine Ram ko dekha

Word order matters for emphasis.

الگوهای جمله‌سازی

Main ___ ko jaanta hoon.

Mujhe ___ lagi hai.

Maine ___ ko gift diya.

Kya tumne ___ ko dekha?

Real World Usage

Texting constant

Usko bolo ki main aa raha hoon.

Ordering Food very common

Pizza ko jaldi lao.

Job Interview common

Maine unko apna resume diya.

Travel common

Driver ko station chalo.

Social Media very common

Maine usko follow kiya.

Classroom common

Teacher ko question poocho.

⚠️

مواظب تغییر کلمات باش

اگه کلمه مردانه به 'a' ختم میشه، قبل 'ko' به 'e' تبدیلش کن: Ladke ko dekho.
🎯

از شکل‌های کوتاه استفاده کن

هندی‌زبان‌ها معمولاً به جای 'mujhko' میگن mujhe که خیلی طبیعی‌تره: Mujhe chai chahiye.
💬

احترام یادت نره

برای بزرگترها و غریبه‌ها همیشه از aapko استفاده کن، حتی اگه مفعول باشن: Aapko kya chahiye?
💡

زیاده‌روی نکن

برای چیزهای کلی مثل غذا خوردن یا آب نوشیدن معمولی ازش استفاده نکن:
Main seb khata hoon.

Smart Tips

Always add 'ko' to the person.

Maine Ram dekha. Maine Ram ko dekha.

Use the 'Experiencer + ko' structure.

Main bhook hoon. Mujhko bhook lagi hai.

Use 'mujhe' for better flow in speech.

Mujhko yeh chahiye. Mujhe yeh chahiye.

Use full forms like 'mujhko'.

Mujhe yeh prastav bhejna hai. Mujhko yeh prastav bhejna hai.

تلفظ

/koː/

Ko

Pronounced like 'koh' with a soft 'k'.

Statement

Maine Ram ko dekha ↓

Falling intonation for facts.

Question

Kya tumne Ram ko dekha? ↑

Rising intonation for yes/no questions.

حفظ کنید

روش یادسپاری

Ko is the glue that sticks the action to the person.

تداعی تصویری

Imagine a magnet (ko) pulling a person toward the action.

Rhyme

When you see a person, don't be slow, just add a little ko.

Story

Ram is hungry. He tells his mom. 'Mujhko bhook lagi hai.' Mom gives him food. 'Maine Ram ko khana diya.'

شبکه واژگان

MujheTujheUseHameinAapkoRam ko

چالش

Write 5 sentences about people you saw today using 'ko'.

نکات فرهنگی

In Delhi/UP, 'ko' is used very frequently in daily speech.

In formal writing, full forms like 'mujhko' are preferred over 'mujhe'.

Youth often use 'ko' in text speak to be very clear.

Derived from Apabhramsha case markers.

شروع‌کننده‌های مکالمه

Kya aapne aaj kisi ko dekha?

Kya aapko bhook lagi hai?

Aapne usko kya bataya?

Kya aapko yeh kaam pasand hai?

موضوعات نگارش

Write about your best friend.
Describe how you feel today.
Write a short story about a gift.
Reflect on a difficult decision.

اشتباهات رایج

Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح


Incorrect

صحیح

Test Yourself

جای خالی رو با شکل درست کلمه 'ladka' (پسر) پر کن.

___ (به پسر) बुलाओ।

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: लड़के को
قبل از 'ko'، کلمه 'ladka' باید به شکل تغییر یافته (oblique) یعنی 'ladke' تبدیل بشه.
کدوم جمله برای «من چای دوست دارم» درسته؟

جمله درست رو انتخاب کن:

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: मुझे चाय पसंद है
برای بیان علایق، ضمیر 'من' باید به شکل 'mujhe' بیاد.
اشتباه این جمله رو پیدا کن: दोस्त किताब दो (کتاب رو به دوست بده)

جمله رو اصلاح کن: दोस्त किताब دو।

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: دوست کو کتاب دو।
کلمه 'dost' به 'a' ختم نمیشه پس تغییر نمی‌کنه، اما برای نشان دادن گیرنده حتماً به 'ko' نیاز داریم.

Score: /3

تمرین‌های عملی

8 exercises
Fill in the blank.

Maine Ram ___ dekha.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: ko
Ram is a person.
Choose the correct sentence. چند گزینه‌ای

Which is correct?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Maine pani piya
General objects don't need ko.
Correct the sentence. Error Correction

Find and fix the mistake:

Mujhe bhook.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Mujhko bhook lagi hai
Needs full state expression.
Reorder the words. Sentence Reorder

ko / Maine / dekha / Ram

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Maine Ram ko dekha
Standard S-O-V order.
Translate to Hindi. ترجمه

Call him.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Usko bulao
Standard command.
Match the pronoun. جفت کردن

Match I to me.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Main-Mujhko
Correct pronoun mapping.
Which is more formal? چند گزینه‌ای

Formal form of 'mujhko'?

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Mujhko
Full forms are more formal.
Fill in the blank.

Maine ___ ko gift diya.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: maa
Only people take ko here.

Score: /8

Practice Bank

10 exercises
جای خالی رو پر کن پر کردن جای خالی

کیا ___ پیاس لگی ہے؟ (تشنته؟)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: तुझे
اشتباه رو اصلاح کن Error Correction

آیا 'लड़की को देखो' (به دختر نگاه کن) درسته؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: लड़की को देखो।
کلمات رو مرتب کن تا معنی «به مامان زنگ بزن» بده Sentence Reorder

माँ / फ़ोन / को / करो

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: माँ को फ़ोन करो
«به او» رو ترجمه کن ترجمه

Give it to him.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Use
جای خالی برای «به بچه‌ها» پر کردن جای خالی

___ (به بچه‌ها) مٹھائی دو।

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: बच्चों को
کلمه پرسشی درست رو انتخاب کن چند گزینه‌ای

___ (به کی) چاہیے؟

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: किसे
وصل کن: شما (رسمی) + به جفت کردن

شما (محترمانه) + به

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: Aapko
جای خالی رو پر کن پر کردن جای خالی

___ (به معلم) بتاؤ।

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: शिक्षक को
ترجمه کن: ما آب می‌خوایم ترجمه

ما آب می‌خوایم.

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: हमें पानी चाहिए
اصلاح اشتباه Error Correction

دروازہ کو بند کرو (درب رو ببند - مشخصاً)

✓ Correct! ✗ Not quite. Correct answer: دروازے کو

Score: /10

سوالات متداول (8)

Use it for people, pets, or specific objects.

No, only for specific targets.

Ko is target, Ke Liye is purpose.

Yes, if they are specific.

It is a short form, very common.

Yes, especially the full forms.

Overusing 'ko' for general objects.

Write sentences about people you interact with.

Scaffolded Practice

1

1

2

2

3

3

4

4

Mastery Progress

Needs Practice

Improving

Strong

Mastered

In Other Languages

Spanish high

Personal 'a'

Spanish 'a' is only for people; Hindi 'ko' can be for specific objects too.

Japanese moderate

ni / o

Hindi combines these into one particle 'ko'.

German moderate

Dative case

Hindi uses a separate postposition instead of changing the noun ending.

French moderate

à

Hindi places it after the noun; French places it before.

Arabic moderate

li

Arabic is a prefix; Hindi is a postposition.

Chinese low

gei

Chinese word order is very strict; Hindi is more flexible.

Learning Path

Prerequisites

Was this helpful?
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!