ord
محتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
این کلمه در زبانهای دیگر
قواعد دستوری مرتبط
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر education
anteckna
B2یادداشت کردن اطلاعات برای استفاده در آینده.
avlägga
C1to take a test or submit a report
betydelse
B1the meaning or significance of something
betyg
B1a mark or grade
betyga
B1گواهی دادن یا ابراز احساسات. 'من می توانم گواهی دهم که سند معتبر است.'
bibliotek
A2a place where books are kept
bilda
B1تشکیل دادن یک گروه یا نظر.
bok
A1book
e
A1the letter E
elev
A1دانشآموز کسی است که در مدرسه درس میخواند. دانشآموز برای امتحان فردا با دقت در حال مطالعه است.