web
تعریف
web
nounمحتوای مرتبط
آن را در متن یاد بگیرید
واژههای بیشتر technology
uyarlanabilir
C1این سیستم برای نیازهای مختلف قابل انطباق است.
arama
A2search, calling
işlev
B1عملکرد یک شیء یا اندام.
aktifleşmek
B1حساب من پس از تایید ایمیل فعال شد.
erişim
B1دسترسی به اینترنت در این منطقه ضعیف است. (Bu bölgede internet erişimi zayıf.)
hat
B1خط، مسیر، یا اتصال تلفنی.
kaydetmek
C1ذخیره کردن یک فایل یا اطلاعات در کامپیوتر.
görüntü
B1یک بازنمایی بصری یا تصویر. 'کیفیت تصویر تلویزیون عالی است.' / 'تصاویر دوربین مداربسته.'
donanım
C1سختافزار یا تجهیزات. همچنین به معنای شایستگیها و مهارتهای یک فرد است.
elektrik
A2برق تمام محله قطع شده است.