B1 noun Neutre 1 min de lecture

دردمند

dardmand /dærd.mend/

Darmanad refers to someone experiencing physical pain and suffering.

Mot en 30 secondes

  • Suffering from physical pain or distress.
  • Describes someone experiencing physical suffering.
  • Used in literary and everyday contexts.

Overview

واژه «دردمند» در زبان فارسی برای توصیف فرد یا موجودی به کار می‌رود که از درد جسمانی رنج می‌برد. این درد می‌تواند ناشی از بیماری، جراحت، یا هر عامل دیگری باشد که باعث ناراحتی فیزیکی می‌شود. دردمند بودن به معنای تجربه کردن احساس درد و رنج است و معمولاً با حس ترحم یا همدلی همراه است.

«دردمند» اغلب به عنوان یک صفت برای توصیف افراد یا حیوانات به کار می‌رود. همچنین می‌تواند به تنهایی به عنوان اسم استفاده شود و به معنای «فرد دردمند» باشد. این کلمه در جملات خبری، توصیفی و گاهی در ابراز همدردی به کار می‌رود. استفاده از این واژه حس عمیق‌تری از رنج را منتقل می‌کند.

این واژه در متون ادبی، اشعار، داستان‌ها و همچنین در مکالمات روزمره برای بیان رنج و درد افراد یا حیوانات به کار می‌رود. در اخبار و گزارش‌ها نیز ممکن است برای توصیف قربانیان حوادث یا بیماران استفاده شود. در حوزه پزشکی و روانشناسی نیز برای اشاره به بیمار یا فردی که دچار رنج است، کاربرد دارد.

«بیمار» به فردی اشاره دارد که به دلیل بیماری تحت درمان است یا علائم بیماری را نشان می‌دهد. تمرکز اصلی روی وضعیت سلامتی و نیاز به مراقبت پزشکی است. دردمند بر تجربه خودِ درد و رنج تأکید دارد، حتی اگر فرد لزوماً بیمار نباشد (مثلاً کسی که زخمی شده ولی بیمار نیست).

«رنجور» نیز به فردی اطلاق می‌شود که از درد یا بیماری رنج می‌برد، اما اغلب بار معنایی کهنگی، ضعف و فرسودگی ناشی از بیماری طولانی‌مدت را نیز با خود دارد. «دردمند» بیشتر بر درد فعلی و تجربه شده تمرکز دارد.

«آسیب‌دیده» به فردی اشاره دارد که دچار جراحت یا صدمه فیزیکی شده است. این واژه علت مستقیم درد را مشخص می‌کند (آسیب)، در حالی که «دردمند» نتیجه (درد) را بیان می‌کند.

Exemples

1

کودک دردمند در آغوش مادرش آرام گرفت.

everyday

The suffering child found comfort in his mother's arms.

2

شاعر در وصف حال دردمندان جامعه سروده است.

literary

The poet has written about the condition of the suffering people in society.

3

آن گربه دردمند را به کلینیک دامپزشکی بردیم.

everyday

We took that suffering cat to the veterinary clinic.

4

وضعیت دردمندان زلزله‌زده نیازمند توجه فوری است.

news

The condition of the earthquake-stricken sufferers requires immediate attention.

Collocations courantes

بیمار دردمند Suffering patient
قلب دردمند Aching heart (metaphorical)
نگاه دردمند Pained look

Phrases Courantes

قلب دردمند

Aching heart

نگاه دردمند

Pained gaze

دردمند واقعی

Truly suffering

Souvent confondu avec

دردمند vs دردناک

'دردمند' refers to the person experiencing pain (noun/adjective), while 'دردناک' describes something that causes pain or the pain itself (adjective).

دردمند vs رنجور

'دردمند' focuses on the immediate experience of pain, whereas 'رنجور' often implies chronic illness, weakness, and a more prolonged state of suffering.

Modèles grammaticaux

اسم + دردمند (مثال: مرد دردمند) دردمند + بودن (مثال: او دردمند بود) شبه‌جمله: وای بر دردمند!

How to Use It

Notes d'usage

The word 'دردمند' is generally understood and used in Persian. It carries a tone of empathy and concern. While it can be used in formal writing, it's also common in everyday speech when describing someone in physical distress.


Erreurs courantes

A common mistake is confusing 'دردمند' (the sufferer) with 'دردناک' (painful). Ensure you are referring to the person experiencing the pain when using 'دردمند'.

Tips

💡

Connect Pain to the Person

Use 'دردمند' to emphasize the person experiencing the pain, not just the pain itself.

⚠️

Avoid Overuse in Casual Talk

While useful, 'دردمند' can sound formal or overly dramatic in very casual conversations. Consider simpler terms if appropriate.

🌍

Empathy in Persian Culture

Expressing concern for the 'دردمند' (suffering) reflects a cultural value of empathy and community support.

Origine du mot

The word 'دردمند' is formed by combining the noun 'درد' (dard - pain) with the suffix '-مند' (-mand), which indicates possession or experiencing something. Thus, it literally means 'one who possesses or experiences pain'.

Contexte culturel

In Persian culture, showing empathy towards those who are 'دردمند' (suffering) is highly valued. Helping and caring for the sick and needy is a significant cultural practice.

Astuce mémo

Think of 'دردمند' as someone who 'mends' (heals) from pain, but is currently in the state of being pained. Or, link 'درد' (pain) with 'مند' (possessing/experiencing).

Questions fréquentes

4 questions

«دردمند» به فردی اشاره دارد که درد را احساس می‌کند (اسم یا صفت فاعلی). «دردناک» صفتی است که به چیزی اطلاق می‌شود که باعث درد می‌شود یا خودِ درد را توصیف می‌کند (مثلاً یک زخم دردناک).

در معنای اصلی و رایج، «دردمند» به درد جسمی اشاره دارد. اما گاهی اوقات به صورت مجازی برای بیان رنج روحی و عاطفی شدید نیز به کار می‌رود، هرچند این کاربرد کمتر رایج است.

بله، این واژه ذاتاً بار معنایی منفی دارد زیرا به تجربه درد و رنج اشاره می‌کند. اما در عین حال می‌تواند حس همدردی و ترحم را نیز برانگیزد.

این واژه در جملات توصیفی، روایی و ادبی کاربرد زیادی دارد. همچنین در ابراز همدردی و بیان وضعیت سلامتی افراد به کار می‌رود.

Teste-toi

fill blank

آن حیوان زبان بسته از شدت گرسنگی و سرما ____ بود.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : دردمند

کلمه «دردمند» به معنای رنج‌کشیدن از درد است و با وضعیت حیوان که از گرسنگی و سرما رنج می‌برد، مطابقت دارد.

multiple choice

پزشک به وضعیت بیمار دردمند رسیدگی کرد.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : فردی که از درد جسمی رنج می‌برد

«دردمند» به طور خاص به فردی اشاره دارد که از درد فیزیکی رنج می‌برد.

sentence building

کلمات: مرد، پیر، دردمند، کنار، خیابان، نشسته_بود

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte : مرد پیر دردمند کنار خیابان نشسته بود.

این جمله از نظر دستوری صحیح است و کلمه «دردمند» به درستی صفت مرد پیر است.

Score : /3

C'tait utile ?
Pas encore de commentaires. Soyez le premier à partager vos idées !