A1 adjective Neutre #1,500 le plus courant 1 min de lecture

ناراحت

narahat /nɑːrɑˈhæt/

Sad, upset

«ناراحت» is a fundamental Persian adjective for expressing a wide spectrum of emotional discomfort, from mild annoyance to deep sorrow, making it crucial for daily communication.

Mot en 30 secondes

  • Describes emotional discomfort, sadness, or upset.
  • Very common in both formal and informal speech.
  • Neutral register, widely understood and accepted.
  • Often confused with 'angry' or 'depressed' but is broader.
  • Expressing 'nārahat' is common in Persian culture.

Summary

«ناراحت» is a fundamental Persian adjective for expressing a wide spectrum of emotional discomfort, from mild annoyance to deep sorrow, making it crucial for daily communication.

  • Describes emotional discomfort, sadness, or upset.
  • Very common in both formal and informal speech.
  • Neutral register, widely understood and accepted.
  • Often confused with 'angry' or 'depressed' but is broader.
  • Expressing 'nārahat' is common in Persian culture.

Pair with 'بودن' or 'شدن'

To express being upset, use 'ناراحت بودن' (e.g., 'من ناراحت هستم'). To express becoming upset, use 'ناراحت شدن' (e.g., 'او ناراحت شد'). For causing upset, use 'ناراحت کردن' (e.g., 'حرفش مرا ناراحت کرد').

Not Always 'Angry'

While 'ناراحت' can sometimes imply irritation, it's generally milder than 'عصبانی' (angry). Don't use it as a direct synonym for anger, especially in formal contexts, to avoid miscommunication. 'ناراحت' is more about discomfort or sadness.

Common Expression of Empathy

In Persian culture, openly expressing 'ناراحت' is common and acceptable. It's often used to show empathy or to politely convey discontent without being overly aggressive. Saying 'ناراحت شدم' (I became upset) is a common way to react to bad news or an unfortunate event.

Distinguish Emotional vs. Physical

While 'ناراحتی' (the noun) can refer to physical discomfort (e.g., 'ناراحتی معده' - stomach upset), the adjective 'ناراحت' primarily describes an emotional state. Be mindful of the context to correctly interpret whether it refers to emotional sadness/discomfort or a physical ailment.

Exemples

6 sur 8
1

من از این خبر واقعاً ناراحت شدم و تمام روز فکرم مشغول بود.

I was really upset by this news, and my mind was preoccupied all day.

2

هیئت مدیره از عملکرد ضعیف بخش فروش در سه ماهه اخیر بسیار ناراحت است.

The board of directors is very upset with the poor performance of the sales department in the last quarter.

3

چرا اینقدر ناراحتی؟ چیزی شده که دلت گرفته؟

Why are you so upset? Has something happened that made you sad?

4

از شنیدن این اتفاق ناگوار، جامعه علمی کشور بسیار ناراحت و متأسف گردید.

Upon hearing this unfortunate event, the country's scientific community became very upset and regretful.

5

تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که کمبود خواب می‌تواند افراد را بیشتر ناراحت کند.

Recent research shows that lack of sleep can make people more upset.

6

با دیدن آن صحنه دلخراش، حتی سنگ‌دل‌ترین افراد هم ناراحت شدند.

Upon seeing that heartbreaking scene, even the most stone-hearted individuals became upset.

Famille de mots

Nom
ناراحتی (nārahati - discomfort, sadness, upset)
Verbe
ناراحت کردن (nārahat kardan - to upset, to make sad), ناراحت شدن (nārahat shodan - to become upset/sad)
Adverbe
ناراحتانه (nārahatāne - sadly, in an upset manner)
Adjectif
ناراحت (nārahat - upset, sad)
Apparenté
راحتی (rāhati - comfort, ease)

Astuce mémo

Imagine a cat named 'Nara' who has lost her favorite 'Hat'. She's sitting there, feeling very 'NaraHAT' – upset and sad because her hat is gone. The sound of 'NaraHAT' can remind you of someone feeling down or uncomfortable, just like Nara without her hat.

مرور کلی: معنی، ظرافت‌ها و وزن احساسی

«ناراحت» یکی از پرکاربردترین واژه‌ها در زبان فارسی برای توصیف حالات عاطفی است. این کلمه به معنای «راحت نبودن» یا «در آسودگی نبودن» است و می‌تواند طیف وسیعی از احساسات ناخوشایند را در بر بگیرد. از یک دلخوری ساده و زودگذر گرفته تا غم و اندوهی عمیق‌تر، همه در زیر چتر معنایی «ناراحت» قرار می‌گیرند. این واژه اغلب برای بیان واکنش به یک اتفاق، خبر، یا رفتار خاصی استفاده می‌شود که باعث برهم خوردن آرامش روحی فرد شده است. ظرافت‌های معنایی آن به بافت جمله و لحن گوینده بستگی دارد؛ برای مثال، «ناراحت شدن از یک تأخیر کوچک» با «ناراحت شدن از شنیدن خبر فوت» وزن احساسی بسیار متفاوتی دارد. با این حال، در هر دو مورد، کلمه «ناراحت» به کار می‌رود که نشان‌دهنده گستردگی کاربرد آن است. این کلمه می‌تواند به معنای دلخور، غمگین، نگران، یا حتی کمی عصبانی باشد، اما معمولاً بار معنایی آن کمتر از «غمگین» عمیق و کمتر از «عصبانی» تند است و حالتی از عدم رضایت یا ناخوشایندی را منتقل می‌کند.

الگوهای استفاده: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقه‌ای

«ناراحت» یک واژه بسیار رایج و همه‌گیر در زبان فارسی است که در هر دو بافت رسمی و غیررسمی، و همچنین در هر دو شکل نوشتاری و گفتاری به وفور استفاده می‌شود. در مکالمات روزمره، جملاتی مانند «چرا ناراحتی؟» یا «من از این خبر ناراحت شدم» بسیار متداول هستند. در متون رسمی‌تر، مانند گزارش‌ها یا نامه‌های اداری، ممکن است از آن برای بیان تأسف یا ابراز نگرانی استفاده شود، مثلاً «از وقوع این حادثه بسیار ناراحت شدیم». این کلمه در تمام مناطق فارسی‌زبان ایران، افغانستان و تاجیکستان به یک معنی و با درک مشابهی به کار می‌رود و هیچ تفاوت منطقه‌ای قابل توجهی در معنا یا کاربرد آن وجود ندارد. این واژه از نظر گرامری اغلب با فعل «بودن» (ناراحت هستم/بودم) برای بیان حالت و با فعل «شدن» (ناراحت شدم) برای بیان تغییر حالت به کار می‌رود. همچنین، برای بیان اینکه کسی باعث ناراحتی دیگری شده است، از «ناراحت کردن» استفاده می‌شود.

بافت‌های رایج: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکه‌های اجتماعی

  • کار: در محیط کار، «ناراحت» می‌تواند برای بیان نارضایتی از یک تصمیم، عملکرد، یا وضعیت استفاده شود. مثلاً، «کارمندان از تصمیم جدید شرکت ناراحت بودند» یا «مدیر از تأخیر در پروژه ناراحت شد». همچنین می‌تواند برای ابراز همدردی با همکاران به کار رود.
  • سفر: هنگام سفر، ممکن است افراد به دلیل تأخیر پرواز، گم شدن چمدان، یا لغو رزرو «ناراحت» شوند. «از اینکه سفرمان لغو شد، خیلی ناراحت شدیم.»
  • رسانه: در رسانه‌ها، این کلمه برای توصیف واکنش عمومی به اخبار، رویدادها یا سیاست‌ها استفاده می‌شود. «مردم از افزایش قیمت‌ها ناراحت هستند.» همچنین در گزارش‌های خبری برای توصیف احساسات افراد درگیر در یک حادثه کاربرد دارد.
  • ادبیات: در ادبیات و شعر فارسی، «ناراحت» برای توصیف حالات روحی شخصیت‌ها و ایجاد فضای احساسی به کار می‌رود. نویسندگان با استفاده از این کلمه، عمق احساسات شخصیت‌ها را به خواننده منتقل می‌کنند. «چهره‌اش ناراحت و چشمانش پر از اندوه بود.»
  • شبکه‌های اجتماعی: در شبکه‌های اجتماعی، «ناراحت» یکی از پرکاربردترین واژه‌ها برای بیان احساسات فردی است. کاربران از آن برای ابراز دلخوری از یک پست، خبر، یا رویداد، و همچنین برای به اشتراک گذاشتن احساسات شخصی خود استفاده می‌کنند. هشتگ #ناراحت در واکنش به اتفاقات مختلف بسیار دیده می‌شود.

مقایسه با کلمات مشابه: تفاوت با مترادف‌های نزدیک

  • غمگین: «غمگین» معمولاً به معنای اندوهی عمیق‌تر و پایدارتر است که اغلب در پی از دست دادن یا اتفاقات تلخ رخ می‌دهد. «ناراحت» طیف وسیع‌تری دارد و می‌تواند شامل غمگینی، دلخوری، نگرانی یا حتی کمی عصبانیت باشد. فردی که «ناراحت» است ممکن است «غمگین» نباشد، اما فرد «غمگین» قطعاً «ناراحت» است.
  • عصبانی: «عصبانی» به معنای خشم و غضب است. «ناراحت» می‌تواند پیش‌درآمدی بر عصبانیت باشد یا از آن ناشی شود، اما خود به معنای خشم نیست. وقتی کسی «ناراحت» است، ممکن است دلخور باشد، اما لزوماً خشمگین نیست. اگرچه گاهی اوقات در محاوره به جای «عصبانی» به کار می‌رود، اما این کاربرد دقیق نیست.
  • متأسف: «متأسف» به معنای ابراز پشیمانی یا همدردی عمیق با یک اتفاق ناگوار است. «ناراحت» یک حالت درونی است، در حالی که «متأسف» بیشتر یک ابراز بیرونی از همدردی یا پشیمانی است. می‌توان از شنیدن خبری «ناراحت» شد و سپس «متأسف» بود که آن اتفاق افتاده است.
  • دلگیر: «دلگیر» بسیار نزدیک به «ناراحت» است، اما معمولاً حسی از گرفتگی دل و ناامیدی را منتقل می‌کند، اغلب بدون دلیل مشخص یا در واکنش به فضای کلی. «ناراحت» می‌تواند علت مشخص‌تری داشته باشد.

سطح رسمی و لحن: چه زمانی مناسب است، چه زمانی باید از آن اجتناب کرد

«ناراحت» یک واژه با سطح رسمی خنثی است و در اکثر بافت‌ها، چه رسمی و چه غیررسمی، مناسب و قابل قبول است. لحن استفاده از آن معمولاً ملایم و همدلانه است، مگر اینکه با لحنی تند بیان شود تا شدت دلخوری را نشان دهد. این کلمه زمانی مناسب است که می‌خواهید حالت عدم راحتی، دلخوری یا غمگینی را بیان کنید بدون اینکه بخواهید شدت احساس را بسیار بالا ببرید (مانند «خشمگین» یا «افسرده»). همچنین برای ابراز همدردی با دیگران بسیار مناسب است. باید از استفاده از آن در مواردی که احساس بسیار قوی‌تر و مشخص‌تری مانند خشم شدید، افسردگی بالینی یا نفرت مد نظر است، اجتناب کرد. در این موارد، کلمات دقیق‌تری مانند «خشمگین»، «افسرده» یا «متنفر» مناسب‌تر هستند. در موقعیت‌های بسیار رسمی یا نوشتار علمی، ممکن است کلماتی با بار معنایی دقیق‌تر و کمتر احساسی ترجیح داده شوند، اما «ناراحت» همچنان قابل فهم و پذیرش است.

همنشینی‌ها در بافت: جفت‌شدن‌های رایج کلمات

«ناراحت» با افعال و حروف اضافه مختلفی همنشین می‌شود که هر کدام معنای خاصی را منتقل می‌کنند:

  • ناراحت بودن: رایج‌ترین همنشینی است و به معنای «در حالت ناراحتی قرار داشتن» است. مثال: «او از این موضوع ناراحت بود.»
  • ناراحت شدن: به معنای «وارد شدن به حالت ناراحتی» یا «دلخور گشتن» است. مثال: «وقتی خبر را شنید، ناراحت شد.»
  • ناراحت کردن: فعلی متعدی است و به معنای «باعث ناراحتی کسی شدن» است. مثال: «حرف‌های او مرا ناراحت کرد.»
  • از چیزی ناراحت: نشان‌دهنده علت ناراحتی است. مثال: «من از تأخیر قطار ناراحت هستم.»
  • ناراحتی قلبی: یک اصطلاح پزشکی است و به معنای «مشکل یا بیماری قلبی» است. این کاربرد نشان‌دهنده گسترش معنایی کلمه از حالت روحی به وضعیت جسمی است. مثال: «پدرم ناراحتی قلبی دارد.»
  • ناراحت‌کننده: اسم فاعل است و به معنای «چیزی که باعث ناراحتی می‌شود» است. مثال: «این خبر بسیار ناراحت‌کننده بود.»
  • دل‌ناراحت: ترکیبی است که به معنای «کسی که قلبش ناراحت است» یا «عمیقاً غمگین» است، اغلب برای بیان اندوهی درونی و پایدارتر. مثال: «بعد از آن اتفاق، دل‌ناراحت و گوشه‌گیر شد.»

این همنشینی‌ها به درک عمیق‌تر کاربرد و ظرافت‌های معنایی «ناراحت» کمک می‌کنند.

Notes d'usage

«ناراحت» is a neutral and highly versatile adjective, suitable for both formal and informal contexts. It is universally understood across all Persian-speaking regions and is frequently used in both written and spoken language. On social media, it's a common way to express feelings or reactions to events. However, it's important not to overuse it when a more specific and intense emotion, like deep depression or extreme anger, is intended; in such cases, more precise vocabulary would be appropriate. While it can imply irritation, it's generally milder than 'angry' (عصبانی) and broader than 'sad' (غمگین).

Erreurs courantes

A common mistake is confusing 'ناراحت' with 'عصبانی' (angry); while a person can be upset and then become angry, 'ناراحت' itself is not anger. Learners sometimes incorrectly use 'ناراحت کردن' (to upset someone) when they mean 'ناراحت شدن' (to become upset); remember 'ناراحت کردن' requires an object. Another error is using it for purely physical pain without the noun 'ناراحتی' (discomfort), as 'ناراحت' primarily refers to emotional states. Literal translation errors can lead to phrases like 'من ناراحت هستم' meaning 'I am upsetting' instead of 'I am upset' if the verb 'بودن' is not used correctly. Also, omitting the preposition 'از' when stating the cause of upset (e.g., 'من از این خبر ناراحت هستم').

Astuce mémo

Imagine a cat named 'Nara' who has lost her favorite 'Hat'. She's sitting there, feeling very 'NaraHAT' – upset and sad because her hat is gone. The sound of 'NaraHAT' can remind you of someone feeling down or uncomfortable, just like Nara without her hat.

Origine du mot

The word «ناراحت» is of Persian origin. It is composed of the negative prefix «نا-» (na-), meaning 'un-' or 'not', and the root word «راحت» (rahat), which means 'comfortable', 'at ease', or 'relaxed'. Therefore, «ناراحت» literally translates to 'uncomfortable' or 'not at ease'. Over time, its meaning evolved from primarily physical discomfort to encompass a broader range of emotional distress, including sadness, upset, and worry, reflecting the close connection between physical and emotional well-being in language.

Contexte culturel

In Persian-speaking cultures, expressing 'ناراحت' is a common and accepted way to convey emotional states. It allows individuals to share their feelings of discomfort, sadness, or disappointment without necessarily implying extreme distress or aggression. This word is frequently used in condolences, showing empathy towards others' misfortunes, and is a staple in everyday conversations. On social media, it's often used in status updates or comments to reflect personal feelings or reactions to public events. Its widespread use across generations highlights a cultural tendency to openly acknowledge and share emotional experiences, fostering a sense of collective understanding and support.

Exemples

1

من از این خبر واقعاً ناراحت شدم و تمام روز فکرم مشغول بود.

everyday

I was really upset by this news, and my mind was preoccupied all day.

2

هیئت مدیره از عملکرد ضعیف بخش فروش در سه ماهه اخیر بسیار ناراحت است.

business

The board of directors is very upset with the poor performance of the sales department in the last quarter.

3

چرا اینقدر ناراحتی؟ چیزی شده که دلت گرفته؟

informal

Why are you so upset? Has something happened that made you sad?

4

از شنیدن این اتفاق ناگوار، جامعه علمی کشور بسیار ناراحت و متأسف گردید.

formal

Upon hearing this unfortunate event, the country's scientific community became very upset and regretful.

5

تحقیقات اخیر نشان می‌دهد که کمبود خواب می‌تواند افراد را بیشتر ناراحت کند.

academic

Recent research shows that lack of sleep can make people more upset.

6

با دیدن آن صحنه دلخراش، حتی سنگ‌دل‌ترین افراد هم ناراحت شدند.

literary

Upon seeing that heartbreaking scene, even the most stone-hearted individuals became upset.

7

او از اینکه دوستش بدون خداحافظی رفته بود، خیلی ناراحت بود.

everyday

He was very upset that his friend had left without saying goodbye.

8

ناراحت نباش، همه چیز درست می‌شود؛ فقط کمی صبر کن.

informal

Don't be upset, everything will be fine; just be patient.

Famille de mots

Nom
ناراحتی (nārahati - discomfort, sadness, upset)
Verbe
ناراحت کردن (nārahat kardan - to upset, to make sad), ناراحت شدن (nārahat shodan - to become upset/sad)
Adverbe
ناراحتانه (nārahatāne - sadly, in an upset manner)
Adjectif
ناراحت (nārahat - upset, sad)
Apparenté
راحتی (rāhati - comfort, ease)

Collocations courantes

ناراحت بودن to be upset/sad
ناراحت شدن to become upset/sad
ناراحت کردن to upset someone/make someone sad
از چیزی ناراحت upset about something
خیلی ناراحت very upset
ناراحتی قلبی heart discomfort/disease
ناراحت‌کننده upsetting/disturbing (adjective)
دل‌ناراحت sad-hearted, deeply upset

Phrases Courantes

دل کسی ناراحت بودن

someone's heart is upset (to be deeply sad)

ناراحت کردن دل کسی

to upset someone's heart (to deeply upset someone)

ناراحتی معده

stomach upset/discomfort

ناراحتی اعصاب

nervousness, anxiety, 'upset nerves'

ناراحت نباش

don't be upset

Modèles grammaticaux

فاعل + ناراحت + بودن (مثال: من ناراحت هستم.) فاعل + از + اسم + ناراحت + بودن (مثال: او از این خبر ناراحت است.) فاعل + ناراحت + شدن (مثال: او ناراحت شد.) فاعل + مفعول + را + ناراحت + کردن (مثال: این خبر او را ناراحت کرد.) اسم + ناراحت‌کننده + است (مثال: این موضوع ناراحت‌کننده است.) فاعل + با + اسم + ناراحت + بودن (مثال: او با این وضعیت ناراحت است.)

Pair with 'بودن' or 'شدن'

To express being upset, use 'ناراحت بودن' (e.g., 'من ناراحت هستم'). To express becoming upset, use 'ناراحت شدن' (e.g., 'او ناراحت شد'). For causing upset, use 'ناراحت کردن' (e.g., 'حرفش مرا ناراحت کرد').

Not Always 'Angry'

While 'ناراحت' can sometimes imply irritation, it's generally milder than 'عصبانی' (angry). Don't use it as a direct synonym for anger, especially in formal contexts, to avoid miscommunication. 'ناراحت' is more about discomfort or sadness.

Common Expression of Empathy

In Persian culture, openly expressing 'ناراحت' is common and acceptable. It's often used to show empathy or to politely convey discontent without being overly aggressive. Saying 'ناراحت شدم' (I became upset) is a common way to react to bad news or an unfortunate event.

Distinguish Emotional vs. Physical

While 'ناراحتی' (the noun) can refer to physical discomfort (e.g., 'ناراحتی معده' - stomach upset), the adjective 'ناراحت' primarily describes an emotional state. Be mindful of the context to correctly interpret whether it refers to emotional sadness/discomfort or a physical ailment.

Teste-toi

fill blank

کلمه مناسب را در جای خالی قرار دهید.

او از تأخیر قطار خیلی ____ بود.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

«ناراحت» بهترین گزینه برای بیان احساس دلخوری یا ناخشنودی از یک تأخیر است. سایر گزینه‌ها متضاد یا نامناسب هستند.

multiple choice

کدام کلمه نزدیک‌ترین معنی را به «ناراحت» دارد؟

کدام کلمه نزدیک‌ترین معنی را به «ناراحت» دارد؟

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

«غمگین» نزدیک‌ترین معنی را به «ناراحت» دارد، زیرا هر دو به حالت ناخوشایند و اندوه اشاره می‌کنند، هرچند که «ناراحت» دامنه وسیع‌تری دارد. «عصبانی» و «خوشحال» و «آرام» معانی متفاوتی دارند.

sentence building

با کلمات داده شده یک جمله معنی‌دار بسازید.

با کلمات 'من', 'از', 'این خبر', 'ناراحت', 'هستم' یک جمله بسازید.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

این جمله ساختار گرامری صحیح برای بیان ناراحتی از یک موضوع را نشان می‌دهد. 'من' فاعل، 'از این خبر' علت ناراحتی، و 'ناراحت هستم' حالت فعلی را بیان می‌کند.

error correction

جمله زیر را تصحیح کنید.

جمله 'او ناراحت کرد' را تصحیح کنید.

Correct ! Pas tout à fait. Rponse correcte :

فعل «ناراحت کردن» متعدی است و نیاز به مفعول دارد (او را ناراحت کرد). اگر فاعل خودش ناراحت شده باشد، باید از فعل «ناراحت شدن» استفاده کرد (او ناراحت شد).

Score : /4

Aides visuelles

Word Family

ناراحت

Nouns

  • ناراحتی
  • راحتی

Verbs

  • ناراحت کردن
  • ناراحت شدن

Adjectives

  • ناراحت‌کننده

Usage Contexts

Academic

  • تحقیقات نشان می‌دهد که کمبود خواب افراد را ناراحت می‌کند.

Daily Life

  • من از این خبر واقعاً ناراحت شدم.
  • چرا اینقدر ناراحتی؟

Business

  • مشتریان از کیفیت پایین محصول ناراحت بودند.
  • مدیر از تأخیر در پروژه ناراحت شد.

Questions fréquentes

10 questions

«ناراحت» یک واژه کلی‌تر است که می‌تواند شامل دلخوری، نگرانی، یا حتی کمی عصبانیت باشد. در حالی که «غمگین» به طور خاص به معنای اندوه و حزن عمیق‌تر است که معمولاً در پی از دست دادن یا اتفاقات تلخ رخ می‌دهد. هر «غمگینی» نوعی «ناراحتی» است، اما هر «ناراحتی» لزوماً «غمگینی» عمیق نیست و می‌تواند سطحی‌تر باشد.

خیر، «ناراحت» همیشه به معنی غم و اندوه عمیق نیست. می‌تواند به معنای دلخوری، نگرانی، عدم رضایت، یا حتی کمی بی‌حوصلگی باشد. مثلاً ممکن است کسی از یک تأخیر کوچک ناراحت باشد، که در این صورت بیشتر دلخور است تا غمگین. بافت جمله و لحن گوینده در تعیین معنای دقیق آن نقش دارد.

برای بیان اینکه شما باعث ناراحتی کسی شده‌اید، از فعل «ناراحت کردن» استفاده می‌شود. ساختار آن معمولاً به این صورت است: «فاعل + مفعول + را + ناراحت کردن». مثلاً: «من او را ناراحت کردم» یا «حرف‌هایم شما را ناراحت کرد». این نشان می‌دهد که عمل شما منجر به ناراحتی فرد دیگری شده است.

در برخی مکالمات عامیانه و غیررسمی، ممکن است «ناراحت» به جای «عصبانی» به کار رود، اما این کاربرد دقیق نیست. «ناراحت» بیشتر حس دلخوری یا ناخشنودی را منتقل می‌کند، در حالی که «عصبانی» به معنای خشم و غضب است. بهتر است برای بیان خشم از واژه «عصبانی» استفاده کنید تا سوءتفاهم پیش نیاید، هرچند که ناراحتی می‌تواند به عصبانیت منجر شود.

بله، «ناراحت» در موقعیت‌های رسمی نیز استفاده می‌شود. این کلمه از نظر سطح رسمی خنثی است و در متون اداری، گزارش‌ها، یا مکالمات رسمی برای ابراز تأسف، نگرانی یا عدم رضایت به کار می‌رود. مثلاً «از شنیدن خبر حادثه بسیار ناراحت شدیم» یک جمله کاملاً رسمی و مناسب است.

تلفظ صحیح «ناراحت» به صورت /nɑːrɑˈhæt/ است. حرف «ن» اول با صدای کوتاه «آ» (مثل در 'نا')، سپس «را» با صدای کوتاه «آ»، و در نهایت «حت» با صدای کوتاه «اَ» و «ت» ساکن تلفظ می‌شود. در فارسی معیار، تأکید معمولاً روی بخش آخر کلمه (حت) قرار می‌گیرد.

به طور کلی، «ناراحت» برای توصیف احساسات انسان‌ها به کار می‌رود. با این حال، در ادبیات یا شعر، گاهی اوقات برای اشیاء یا طبیعت نیز به صورت استعاری استفاده می‌شود تا حالت خاصی را القا کند، مثلاً «ابرها ناراحت به نظر می‌رسیدند». اما در کاربرد روزمره، عمدتاً به حالات عاطفی انسان اشاره دارد.

«ناراحت» یک حالت درونی از عدم راحتی یا غمگینی است، در حالی که «متأسف» بیشتر یک ابراز بیرونی از پشیمانی، همدردی یا ابراز تأسف برای یک اتفاق است. شما می‌توانید از شنیدن خبری ناراحت شوید، و سپس برای وقوع آن خبر متأسف باشید. «متأسف» اغلب با «بودن» یا «شدن» و حرف اضافه «از» به کار می‌رود.

خیر، «ناراحت» به خودی خود بار معنایی مثبتی ندارد و همیشه به یک حالت ناخوشایند اشاره می‌کند. اما در برخی موارد، ابراز ناراحتی می‌تواند نشان‌دهنده همدلی، دلسوزی، یا اهمیت دادن به یک موضوع باشد که در نتیجه می‌تواند به بهبود روابط یا درک متقابل کمک کند. اما خود کلمه به معنای مثبت نیست.

«ناراحتی» اسم مصدر از «ناراحت» است و به معنای «حالت ناراحت بودن»، «دلخوری»، «غم» یا «مشکل و دشواری» است. علاوه بر کاربرد احساسی (مثلاً «ناراحتی‌اش از بین رفت»)، به معنای ناراحتی جسمی یا بیماری نیز به کار می‌رود، مانند «ناراحتی معده» یا «ناراحتی قلبی». این نشان‌دهنده گستردگی کاربرد آن در توصیف مشکلات است.

C'tait utile ?
Pas encore de commentaires. Soyez le premier à partager vos idées !