A1 noun 비격식체 #5,000 가장 일반적인 1분 분량

خجالت

khejalat IPA: /xædʒɒːlæt/

Khajalat signifies social discomfort, ranging from mild shyness to deep embarrassment due to perceived social missteps.

30초 단어

  • Feeling of embarrassment or shyness.
  • Caused by social awkwardness or mistakes.
  • Can range from mild discomfort to deep shame.
  • Common in everyday interactions and literature.

Overview

واژه «خجالت» در زبان فارسی یکی از پرکاربردترین و در عین حال ظریف‌ترین واژگان مربوط به حوزه احساسات و تعاملات اجتماعی است. درک عمیق معنا و کاربرد آن برای هر زبان‌آموز فارسی ضروری است.

۱. معنا، ظرافت‌ها و بار معنایی:

«خجالت» در اساس به معنای احساس شرم، آزردگی خاطر، یا دستپاچگی در برابر دیگران است. این احساس معمولاً زمانی بروز می‌کند که فرد احساس می‌کند مورد قضاوت منفی قرار گرفته، یا کاری کرده که از نظر اجتماعی پذیرفته نیست. اما ظرافت‌های «خجالت» فراتر از این تعریف ساده است:

  • شرمندگی درونی: گاهی خجالت ناشی از قضاوت خود فرد نسبت به اعمال خویش است، حتی اگر دیگران متوجه آن نشده باشند. مثلاً فردی که ناخواسته حرفی نامناسب زده، ممکن است بعداً احساس خجالت کند.
  • دستپاچگی اجتماعی: در موقعیت‌های ناآشنا یا در جمع غریبه‌ها، ممکن است فرد احساس خجالت کند. این نوع خجالت بیشتر به اضطراب اجتماعی شباهت دارد.
  • حیا و ادب: در فرهنگ ایرانی، گاهی «خجالت» با حیا و ادب همراه است. مثلاً وقتی کسی هدیه گران‌قیمتی دریافت می‌کند، ممکن است از شدت لطف و بزرگواری طرف مقابل، احساس خجالت کند (این نوع خجالت مثبت و همراه با قدردانی است).
  • ناتوانی یا کمبود: احساس خجالت می‌تواند ناشی از ناتوانی در انجام کاری باشد که از دیگران انتظار می‌رود. مثلاً کودکی که نمی‌تواند بند کفشش را ببندد، ممکن است از این بابت احساس خجالت کند.
  • بار منفی: در بیشتر موارد، خجالت بار معنایی منفی دارد و نشان‌دهنده ناراحتی، اضطراب، یا احساس گناه است.

۲. الگوهای کاربردی (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، منطقه‌ای):

  • گفتاری و غیررسمی: «خجالت» بسیار بیشتر در مکالمات روزمره و غیررسمی کاربرد دارد. جملاتی مانند «خیلی خجالت کشیدم»، «خجالت نکش، راحت باش» یا «این حرف رو جلوی نامحرم نزن، خجالت داره» نمونه‌های رایج هستند.
  • نوشتاری و رسمی: در متون رسمی و نوشتاری، کمتر از خود کلمه «خجالت» استفاده می‌شود. در این موارد، واژگانی مانند «شرمندگی»، «معذب بودن»، «احساس ناخوشایند»، یا «تحت فشار بودن» ممکن است جایگزین شوند. با این حال، در ادبیات داستانی و خاطره‌نویسی، «خجالت» به وفور دیده می‌شود.
  • تفاوت‌های منطقه‌ای: در مناطق مختلف ایران، ممکن است تأکید بر جنبه‌های خاصی از خجالت (مثلاً حیا یا شرمندگی) بیشتر باشد، اما مفهوم کلی واژه در سراسر کشور یکسان است.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • محیط کار: درخواست افزایش حقوق، ارائه گزارش ضعیف، یا اشتباه اداری می‌تواند باعث خجالت شود.
  • محیط تحصیلی: پرسیدن سؤال در کلاس، ناتوانی در پاسخگویی به معلم، یا مورد تمسخر قرار گرفتن توسط همکلاسی‌ها.
  • زندگی روزمره: قرار گذاشتن با کسی برای اولین بار، ملاقات با افراد جدید، پرسیدن سؤال از غریبه‌ها، یا دریافت تعریف و تمجید.
  • رسانه و ادبیات: شخصیت‌های داستانی اغلب با احساس خجالت در موقعیت‌های مختلف روبرو می‌شوند. این واژه ابزاری قدرتمند برای نمایش پیچیدگی‌های روانی شخصیت‌هاست.

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

  • شرم: «شرم» معمولاً بار معنایی سنگین‌تری دارد و بیشتر به احساس گناه یا پشیمانی عمیق اشاره دارد. خجالت می‌تواند سطحی‌تر باشد.
  • حیا: «حیا» بیشتر به صفتی درونی و رفتاری مؤدبانه و باوقار اشاره دارد، مخصوصاً در برخورد با جنس مخالف یا در موقعیت‌های رسمی. خجالت یک واکنش احساسی است، در حالی که حیا بیشتر یک ویژگی شخصیتی یا رفتاری است.
  • رودربایستی: «رودربایستی» بیشتر به ملاحظه‌کاری و اجتناب از اصرار یا درخواست کردن به دلیل حفظ احترام طرف مقابل اشاره دارد، که گاهی می‌تواند با احساس خجالت همراه باشد اما مترادف آن نیست.

۵. درجه‌بندی و لحن:

  • غیررسمی و روزمره: «وای چقدر خجالت کشیدم!»، «خجالت نکش!»
  • کمی رسمی‌تر (اما همچنان غیررسمی): «از این پیشنهاد شرمنده شدم.» (که می‌تواند به معنای خجالت باشد)
  • اجتناب: در موقعیت‌های بسیار رسمی یا هنگام بیان اخبار ناخوشایند، بهتر است از کلمات دقیق‌تر و کمتر احساسی استفاده کرد. مثلاً به جای «از اینکه نتوانستم پروژه را تمام کنم خجالت کشیدم»، می‌توان گفت: «از اینکه نتوانستم پروژه را در موعد مقرر به اتمام برسانم متأسفم.»

۶. هم‌نشینی‌های رایج:

  • خجالت کشیدن: رایج‌ترین فعل همراه با خجالت. «وقتی اسمم را صدا زدند، خجالت کشیدم.»
  • از خجالت آب شدن: کنایه از شدت شرمندگی. «از حرفی که زدم از خجالت آب شدم.»
  • روی خجالت نداشتن: بی‌شرم بودن، جسور بودن. «او هیچ‌وقت روی خجالت ندارد.»
  • به خجالت افتادن: ناگهان احساس خجالت کردن. «با دیدن او ناگهان به خجالت افتادم.»
  • خجالت زده: صفتی که نشان می‌دهد کسی احساس خجالت می‌کند. «او از اینکه دیر رسیده بود، خجالت زده بود.»
  • کم آوردن از خجالت: ناتوان شدن از پاسخ دادن یا ادامه دادن به دلیل شرم. «وقتی از او سؤال پیچیده‌ای پرسیدند، از خجالت کم آورد.»

예시

1

وقتی وارد مهمانی شدم و همه نگاهم کردند، احساس خجالت کردم.

everyday

When I entered the party and everyone looked at me, I felt embarrassed.

2

از اینکه نتوانستم به قولم عمل کنم، بسیار خجالت‌زده بودم.

formal

I was very embarrassed because I couldn't keep my promise.

3

بچه‌ها وقتی از آن‌ها سوال پرسیده شد، از خجالت سرشان را پایین انداختند.

everyday

The children lowered their heads in embarrassment when they were asked a question.

4

خجالت نکش، راحت باش و هرچی می‌خواهی بپرس.

informal

Don't be shy, relax and ask whatever you want.

5

ارائه گزارش ناقص باعث خجالت مدیر پروژه شد.

business

The incomplete report presentation caused embarrassment for the project manager.

6

دانشجو از اینکه نتوانست به سوال استاد جواب دهد، خجالت کشید.

academic

The student felt embarrassed because they couldn't answer the professor's question.

7

در آن لحظه از شدت خجالت می‌خواستم زمین دهان باز کند و مرا ببلعد.

literary

At that moment, I was so embarrassed I wanted the ground to swallow me whole.

8

او هیچ‌وقت از اینکه اشتباه کند خجالت نمی‌کشد.

everyday

He never feels embarrassed about making mistakes.

자주 쓰는 조합

خجالت کشیدن To feel embarrassed
از خجالت آب شدن To be extremely embarrassed (lit. melt from embarrassment)
خجالت زده شدن To become embarrassed
روی خجالت نداشتن To be shameless or brazen
به خجالت افتادن To suddenly feel embarrassed
از شدت خجالت Due to extreme embarrassment
حس خجالت Feeling of embarrassment
کم آوردن از خجالت To falter from embarrassment

자주 쓰는 구문

خجالت نکش!

Don't be shy! / Don't feel embarrassed!

از خجالت آب شدم.

I was extremely embarrassed.

روی خجالت ندارد.

He/She is shameless/brazen.

به خجالت افتاد.

He/She suddenly felt embarrassed.

자주 혼동되는 단어

خجالت vs Sharm (شرم)

'Sharm' often implies a deeper sense of shame, guilt, or moral offense, whereas 'khajalat' is typically a more situational social discomfort. Example: He felt 'sharm' for betraying his friend (deep shame), but 'khajalat' for tripping in public (social awkwardness).

خجالت vs Haya (حیا)

'Haya' refers to modesty, bashfulness, or a sense of propriety, often seen as a virtue. 'Khajalat' is a reaction, while 'haya' is more of a trait or behavior. Example: She showed 'haya' by not staring, but felt 'khajalat' when she accidentally bumped into someone.

خجالت vs Roo-dar-bāyisti (رودربایستی)

'Roo-dar-bāyisti' is about social politeness and deference, often involving hesitation to ask for favors or impose. It can lead to 'khajalat', but isn't the same emotion. Example: He felt 'roo-dar-bāyisti' to refuse the offer, fearing it would cause 'khajalat'.

문법 패턴

فاعل + از + (کاری که باعث خجالت شده) + خجالت کشیدن (مثال: من از دیر رسیدن خجالت کشیدم.) فاعل + (صفت) + خجالت زده + بودن (مثال: او خجالت زده بود.) از + شدت + خجالت + (فعل) (مثال: از شدت خجالت نتوانست حرف بزند.) روی + خجالت + نداشتن (مثال: او هیچ وقت روی خجالت ندارد.) خجالت + کش + (فعل امر) + (برای نهی کردن) (مثال: خجالت نکش!) به + خجالت + افتادن (مثال: با آن حرف ناگهان به خجالت افتاد.)

How to Use It

📝

사용 참고사항

Primarily used in informal and everyday contexts. In formal writing or speech, words like 'sharmandegi' (embarrassment) or 'mo'azzab shodam' (I felt uncomfortable) might be preferred. Avoid using it when discussing serious professional failures where a more neutral term is needed. It can carry a slightly childish connotation if overused.


⚠️

자주 하는 실수

Learners sometimes confuse 'khajalat' with 'sharm' (shame), using it for situations that involve deeper moral guilt. Also, using 'khajalat' in very formal business or political contexts can sound inappropriate. For example, instead of 'I felt khajalat about the budget deficit,' say 'I am concerned about the budget deficit.'

Tips

💡

Embrace Imperfection

Remember that everyone makes mistakes and feels awkward sometimes. Don't let the fear of embarrassment prevent you from trying new things.

⚠️

Don't Overuse 'Khajalat'

In formal settings, using 'motassefem' (sorry) or 'mo'azzeb shodam' (I felt uncomfortable) might be more appropriate than 'khajalat keshidam'.

🌍

Shyness vs. Shame

In Iran, a degree of shyness ('haya') is often valued, especially in social interactions. However, deep 'khajalat' can still be seen negatively.

🎓

Nuances of 'Khajalat'

Pay attention to context. 'Khajalat' can sometimes imply a positive sense of humility or gratitude, not just negative embarrassment.

📖

어원

The word 'khajalat' originates from the Arabic 'khijālah' (خِجَالَة), meaning shame or bashfulness. It entered Persian through cultural and linguistic exchange and has retained its core meaning related to social embarrassment.

🌍

문화적 맥락

In Persian culture, excessive shyness ('khajalat') can sometimes be viewed negatively, implying a lack of confidence. However, a moderate level of bashfulness, especially in young women, might be associated with 'haya' (modesty), a valued trait. Media often portrays characters experiencing 'khajalat' in relatable social situations.

🧠

암기 팁

Imagine a 'Khajal' (a shy, embarrassed donkey) who trips over its own feet in front of everyone, feeling utterly mortified and wanting to disappear.

자주 묻는 질문

8 질문

«خجالت» معمولاً احساسی زودگذرتر و ناشی از موقعیت‌های اجتماعی خاص است، در حالی که «شرم» می‌تواند عمیق‌تر و همراه با احساس گناه یا پشیمانی طولانی‌مدت باشد.

خیر، گاهی «خجالت» می‌تواند نشانه‌ای از حیا و ادب باشد، مثلاً هنگام دریافت هدیه یا لطف زیاد. اما در بیشتر موارد، بار معنایی منفی و ناخوشایندی دارد.

با تمرین، قرار گرفتن تدریجی در موقعیت‌های اجتماعی، و تغییر نگرش نسبت به اشتباهات. به یاد داشته باشید که اکثر افراد گاهی احساس خجالت می‌کنند.

بله، در فرهنگ ایرانی، حیا و کمرویی (که گاهی با خجالت همراه است) ارزشمند تلقی می‌شود، اما خجالت بیش از حد یا ناشی از اشتباهات فاحش، نکوهیده است.

در موقعیت‌های بسیار رسمی یا وقتی می‌خواهید حرف جدی و ناراحت‌کننده‌ای بزنید، بهتر است از کلمات دقیق‌تر و کمتر احساسی استفاده کنید تا لحن شما مناسب باشد.

خیر، گاهی فرد می‌تواند حتی در تنهایی هم احساس خجالت کند، مثلاً وقتی به اشتباهی که قبلاً مرتکب شده فکر می‌کند.

با ایجاد فضایی امن و دوستانه، اطمینان دادن به او که اشتباهش طبیعی است، و پرهیز از قضاوت یا سرزنش. گاهی یک لبخند یا کلام دلگرم‌کننده کافی است.

بله، استرس می‌تواند شامل نگرانی و تنش در مورد آینده یا یک رویداد باشد، در حالی که خجالت بیشتر واکنشی به یک موقعیت اجتماعی حاضر یا گذشته است.

셀프 테스트

fill blank

Complete the sentence with the most appropriate word.

او از اینکه در جمع صحبت کند، همیشه ______ می‌کشد.

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: خجالت

The sentence describes someone feeling embarrassed when speaking in public, which directly relates to the meaning of 'khajalat'.

multiple choice

Choose the correct meaning of 'خجالت' in this sentence.

وقتی معلمم اشتباهم را در کلاس گفت، از خجالت صورتم قرمز شد.

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: Embarrassment

The context of a mistake being pointed out in class leads to the feeling of embarrassment.

sentence building

Arrange the words to form a grammatically correct and meaningful sentence.

کشیدم / وقتی / او / خجالت / دیدم

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: وقتی او را دیدم، خجالت کشیدم.

This order creates a logical cause-and-effect sentence: 'When I saw him, I felt embarrassed.'

error correction

Find and correct the error in the sentence.

من از اینکه دیر آمدم، خیلی شرمنده بودم.

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: من از اینکه دیر آمدم، خیلی خجالت کشیدم.

While 'sharmande' can mean embarrassed, 'khajalat keshidam' is the more direct and common expression for feeling embarrassed about being late in this context.

🎉 점수: /4

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!