B2 noun 중립 1분 분량

تاجر

tājer /tɒːˈdʒær/

A merchant is a person engaged in the business of buying and selling goods, especially on a large scale.

30초 단어

  • Merchant involved in wholesale and international trade.
  • Facilitates the flow of goods for profit.
  • Key economic actor with historical significance.

Overview

کلمه «تاجر» در زبان فارسی به فردی اطلاق می‌شود که شغل اصلی او خرید و فروش کالا است. این فعالیت می‌تواند شامل تجارت داخلی یا بین‌المللی باشد و اغلب در مقیاس بزرگ و عمده‌فروشی صورت می‌گیرد. تاجران معمولاً با هدف کسب سود، کالاها را از تولیدکنندگان یا واردکنندگان خریداری کرده و به مصرف‌کنندگان یا خرده‌فروشان عرضه می‌کنند. این حرفه سابقه‌ای طولانی در تاریخ تمدن بشری دارد و همواره یکی از ارکان اصلی اقتصاد بوده است.

«تاجر» معمولاً به صورت اسم مفرد یا جمع («تجار») به کار می‌رود. این کلمه در ساختارهای مختلفی در جمله ظاهر می‌شود؛ مثلاً به عنوان فاعل («تاجر کالاهای خود را فروخت.»)، مفعول («او با یک تاجر بزرگ قرارداد بست.»)، یا متمم («او به عنوان یک تاجر موفق شناخته می‌شود.»). همچنین صفات مختلفی می‌توانند پیش از آن بیایند تا نوع یا ویژگی تاجر را مشخص کنند، مانند «تاجر موفق»، «تاجر فرش»، «تاجر بین‌المللی».

این واژه در متون اقتصادی، اخبار مالی، گزارش‌های تجاری، و مکالمات روزمره مرتبط با خرید و فروش عمده کاربرد دارد. در ادبیات، داستان‌ها و تاریخ نیز به وفور دیده می‌شود، جایی که نقش تاجران در جامعه و اقتصاد آن دوران توصیف شده است. همچنین در اصطلاحات حقوقی مرتبط با قراردادهای تجاری نیز از آن استفاده می‌شود.

کلمات «بازرگان»، «تجارت‌پیشه»، «کاسب» و «صراف» همگی به نوعی با فعالیت تجاری مرتبط هستند اما تفاوت‌های ظریفی دارند. «بازرگان» شباهت زیادی به «تاجر» دارد و اغلب به صورت مترادف به کار می‌رود، اما گاهی بر تجارت در مقیاس وسیع‌تر و بین‌المللی تأکید بیشتری دارد. «تجارت‌پیشه» نیز به کسی گفته می‌شود که به تجارت اشتغال دارد. «کاسب» معمولاً به فردی اطلاق می‌شود که به خرید و فروش جزئی و در مقیاس کوچک می‌پردازد، مانند صاحب یک مغازه. «صراف» نیز به طور خاص به فردی گفته می‌شود که به خرید و فروش ارز و طلا مشغول است و بخشی از جامعه تجار محسوب می‌شود.

예시

1

این تاجر ایرانی مقدار زیادی زعفران به اروپا صادر می‌کند.

everyday

This Iranian merchant exports a large quantity of saffron to Europe.

2

طبق قانون تجارت، حقوق و تکالیف هر تاجر مشخص شده است.

formal

According to the commercial law, the rights and obligations of each merchant are specified.

3

اون تاجر خیلی زرنگه، همیشه بهترین معامله‌ها رو گیر میاره.

informal

That merchant is very shrewd; he always gets the best deals.

4

تحلیلگران اقتصادی نقش تجار بزرگ در ثبات بازارهای جهانی را مورد بررسی قرار دادند.

academic

Economic analysts examined the role of major merchants in the stability of global markets.

자주 쓰는 조합

تاجر فرش Carpet merchant
تاجر بین‌المللی International trader
تاجر موفق Successful merchant
تاجر مواد غذایی Foodstuff merchant

자주 쓰는 구문

تاجر فرش

Carpet merchant

تاجر مواد نفتی

Oil merchant

تاجر ورشکسته

Bankrupt merchant

자주 혼동되는 단어

تاجر vs کاسب

A 'کاسب' typically operates on a smaller scale, focusing on retail and individual customers, whereas a 'تاجر' usually deals in wholesale and larger quantities, potentially across borders.

تاجر vs دلال

A 'دلال' (broker) acts as an intermediary, connecting buyers and sellers without necessarily owning the goods themselves. A 'تاجر' buys and sells goods for their own profit and risk.

문법 패턴

فاعل + تاجر + مفعول + صفت تاجر + حرف اضافه + مفعول صفت + تاجر

How to Use It

📝

사용 참고사항

The term 'تاجر' is generally neutral to formal. It is widely understood and used in both spoken and written Persian. Avoid using it in very informal contexts where 'کاسب' might be more appropriate for smaller operations.


⚠️

자주 하는 실수

Confusing 'تاجر' with 'دلال' (broker) is a common error. Remember that a merchant invests their own capital and takes risks, while a broker facilitates transactions for a commission.

Tips

💡

Understand the Scale of Trade

Remember that 'تاجر' often implies larger scale operations, distinguishing it from simple retail.

⚠️

Distinguish from Broker

A 'تاجر' typically buys and sells goods for their own account, while a broker facilitates deals between others.

🌍

Historical Significance in Iran

Merchants (Bazaar merchants) have historically played a crucial role in Iranian society and economy, often influencing political events.

📖

어원

The word 'تاجر' originates from the Arabic root 't-j-r', which relates to trade and commerce. It has been integrated into Persian for centuries, reflecting the long history of trade in the region.

🌍

문화적 맥락

In many Middle Eastern cultures, including Iran, merchants have historically held significant social and economic influence. The traditional bazaar was often the center of both commerce and community life.

🧠

암기 팁

Think of 'Trader' in English. A 'تاجر' is a trader, someone who trades goods, often in large amounts.

자주 묻는 질문

4 질문

تاجر معمولاً در مقیاس بزرگتر و عمده‌فروشی فعالیت می‌کند و ممکن است تجارت داخلی یا بین‌المللی داشته باشد. کاسب اغلب به خرید و فروش جزئی و خرده‌فروشی در مقیاس کوچکتر می‌پردازد.

در معنای سنتی، بله. اما امروزه مفهوم تاجر می‌تواند شامل فعالیت‌های مرتبط مانند واردات، صادرات، توزیع و حتی ارائه خدمات تجاری نیز باشد.

«تجار» جمع کلمه «تاجر» است و به گروهی از افراد اطلاق می‌شود که در حرفه تجارت فعالیت می‌کنند.

در گذشته خیر، اما امروزه بسیاری از تجار در رشته‌های مرتبط مانند مدیریت بازرگانی، اقتصاد یا بازاریابی تحصیل می‌کنند تا دانش تخصصی لازم را کسب کنند.

셀프 테스트

fill blank

جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:

او یک ______ بزرگ فرش در بازار تهران است.

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: تاجر

کلمه 'تاجر' به دلیل مقیاس بزرگ خرید و فروش (فرش) و اشاره به بازار، مناسب‌ترین گزینه است.

multiple choice

کدام گزینه به بهترین نحو معنای 'تاجر' را توصیف می‌کند؟

کدام گزینه به بهترین نحو معنای 'تاجر' را توصیف می‌کند؟

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: فردی که کالاهای زیادی را به قصد فروش می‌خرد و می‌فروشد.

گزینه دوم به طور دقیق به فعالیت اصلی تاجر یعنی خرید و فروش در مقیاس قابل توجه اشاره دارد.

sentence building

کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله معنی‌دار بسازید:

با / موفق / او / یک / تاجر / شد / خارجی / کشورها / در

✓ 정답! ✗ 아쉬워요. 정답: او در تجارت با کشورهای خارجی یک تاجر موفق شد.

این جمله از نظر دستوری صحیح است و مفهوم را به روشنی بیان می‌کند.

🎉 점수: /3

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!