B2 adverb 중립 1분 분량

تصادفا

tasadofan /tæˈsɒːdoˈfæn/

The word 'tasadofan' describes events that happen by chance, without prior intention or planning.

30초 단어

  • Occurring by chance, not planned.
  • Implies an unexpected or accidental event.
  • Used in various contexts, everyday to formal.

**مرور کلی**

واژه «تصادفاً» یک قید در زبان فارسی است که بیانگر وقوع امری به صورت اتفاقی، شانسی، ناخواسته و بدون قصد و نیت قبلی است. این قید اغلب برای توصیف موقعیت‌هایی به کار می‌رود که نتیجه‌ی یک عمل یا رویداد، خارج از برنامه‌ریزی و انتظار فرد بوده است. «تصادفاً» بر عدم دخالت اراده و قصد در وقوع یک اتفاق تأکید دارد و نشان می‌دهد که نتیجه، حاصل یک برخورد یا رویداد غیرمنتظره بوده است.

**الگوهای کاربرد**

«تصادفاً» معمولاً قبل از فعل یا در انتهای جمله برای بیان چگونگی وقوع عمل به کار می‌رود. این قید می‌تواند با افعال مختلفی ترکیب شود تا معنای اتفاقی بودن را منتقل کند. همچنین در جملات خبری و توصیفی کاربرد فراوانی دارد. گاهی برای بیان یک اتفاق مثبت و گاهی برای یک اتفاق منفی یا خنثی به کار می‌رود. در برخی موارد، برای تأکید بیشتر، می‌توان از عبارت «به طور تصادفی» استفاده کرد که همان معنا را می‌رساند.

**متن‌های رایج**

این قید در مکالمات روزمره، داستان‌ها، گزارش‌ها و حتی متون رسمی کاربرد دارد. در داستان‌ها، برای ایجاد غافلگیری یا معرفی یک شخصیت یا رویداد غیرمنتظره استفاده می‌شود. در مکالمات روزمره، برای توضیح چگونگی وقوع یک اتفاق یا بیان اینکه چیزی از روی عمد نبوده است. در گزارش‌ها، ممکن است برای بیان چگونگی بروز یک حادثه یا کشف یک موضوع به کار رود. در متون علمی کمتر کاربرد دارد مگر در شرح آزمایش‌ها یا مشاهدات اتفاقی.

**مقایسه با کلمات مشابه**:

  • اتفاقاً: این کلمه نیز به معنای تصادفاً است، اما گاهی بار معنایی مثبت‌تری دارد و به معنی «اتفاقاً چه خوب شد که...» نیز به کار می‌رود. «تصادفاً» بیشتر بر جنبه‌ی ناخواسته و شانسی بودن تأکید دارد.
  • به طور اتفاقی: این عبارت مترادف کامل «تصادفاً» است و هیچ تفاوت معنایی ندارد و تنها از نظر ساختاری متفاوت است.
  • سهواً: این کلمه بیشتر در مورد اشتباهات ناخواسته و از روی غفلت به کار می‌رود، در حالی که «تصادفاً» می‌تواند شامل هر نوع اتفاقی باشد، چه اشتباه و چه غیر اشتباه.

예시

1

من او را دیروز در خیابان تصادفاً دیدم.

everyday

I accidentally saw him in the street yesterday.

2

کشف واکسن پنی‌سیلین تا حد زیادی تصادفاً صورت گرفت.

academic

The discovery of penicillin vaccine was largely accidental.

3

وای! چه تصادفاً! من هم همین را می‌خواستم بخرم.

informal

Wow! What a coincidence! I wanted to buy the same thing.

4

این اشتباه تصادفاً رخ داد و عمدی نبود.

formal

This mistake happened accidentally and was not intentional.

자주 쓰는 조합

به طور تصادفی accidentally
تصادفاً برخورد کردن to bump into someone accidentally
تصادفاً پیدا کردن to find accidentally

자주 쓰는 구문

چه تصادفاً!

What a coincidence!

از روی تصادف

by accident

کاملاً تصادفاً

completely by chance

자주 혼동되는 단어

تصادفا vs اتفاقاً

'Etefaghan' is very similar and often interchangeable, but it can sometimes carry a stronger sense of positive coincidence or 'as it happens'. 'Tasadofan' leans more towards pure chance and lack of intention.

تصادفا vs سهواً

'Sehvan' specifically refers to mistakes made due to oversight or negligence, implying a lapse in attention. 'Tasadofan' is broader and covers any unplanned event, not necessarily a mistake.

문법 패턴

فاعل + [قید تصادفاً] + مفعول + فعل فاعل + مفعول + فعل + [قید تصادفاً] به طور تصادفی + جمله

How to Use It

사용 참고사항

The adverb 'tasadofan' is widely used in both spoken and written Persian. It's neutral in formality and can be placed at the beginning or end of a clause, or before the verb it modifies. Its counterpart 'be tor-e tasadoofi' is also common.


자주 하는 실수

Confusing 'tasadofan' (accidentally) with 'amdan' (intentionally) is a common error for learners. Also, ensure correct placement within the sentence, typically before the verb or at the end.

Tips

💡

Emphasize Lack of Intent

Use 'tasadofan' when you want to stress that an event was not deliberate. It highlights the element of chance.

⚠️

Avoid Overuse

While useful, using 'tasadofan' too frequently might make your narrative sound less intentional or even hesitant. Vary your sentence structure.

🌍

Fate and Serendipity

In Persian culture, unexpected encounters or discoveries ('tasadofan') are sometimes viewed with a sense of fate or serendipity, adding a layer of meaning beyond mere accident.

어원

The word 'tasadofan' derives from the Arabic root 'd-r-b' related to hitting or striking. The form 'tafa'ul' indicates reciprocity or happening together, hence 'tasadom' means collision, and 'tasadofan' means in a colliding or accidental manner.

문화적 맥락

While 'tasadofan' simply means 'by chance', in some cultural interpretations, unexpected events might be seen as part of a larger plan or destiny (qismat), giving the accidental encounter a deeper significance.

암기 팁

Think of 'Tasadofan' sounding like 'Tasadom' (collision). A collision is often unplanned and accidental, helping you remember the meaning.

자주 묻는 질문

4 질문

خیر، «تصادفاً» می‌تواند برای توصیف اتفاقات مثبت، منفی یا خنثی به کار رود. برای مثال، «تصادفاً با دوست قدیمی‌ام برخورد کردم» یک اتفاق مثبت است.

«تصادفاً» به معنای اتفاقی و بدون قصد است، در حالی که «عمداً» به معنای با قصد و نیت قبلی است. این دو کلمه متضاد یکدیگر هستند.

بله، این دو عبارت کاملاً مترادف هستند و می‌توانند به جای یکدیگر در جمله به کار روند و معنای یکسانی را منتقل کنند.

زمانی که می‌خواهید تأکید کنید که یک اتفاق خارج از برنامه و بدون دخالت اراده رخ داده است. همچنین برای بیان شگفتی از وقوع یک رویداد غیرمنتظره کاربرد دارد.

셀프 테스트

fill blank

من او را در کتابفروشی ___ دیدم.

정답! 아쉬워요. 정답: تصادفاً

کلمه «تصادفاً» نشان می‌دهد که دیدن او اتفاقی بوده است.

multiple choice

کدام گزینه بهترین مترادف برای «تصادفاً» است؟

정답! 아쉬워요. 정답: به طور اتفاقی

«به طور اتفاقی» دقیقاً همان معنای «تصادفاً» را می‌رساند.

sentence building

کلمات: کلید، کیف، پیدا کردم، امروز، تصادفاً

정답! 아쉬워요. 정답: کلید کیف را امروز تصادفاً پیدا کردم.

این جمله به خوبی نشان می‌دهد که پیدا کردن کلید اتفاقی بوده است.

점수: /3

도움이 되었나요?
아직 댓글이 없습니다. 첫 번째로 생각을 공유하세요!