اسلحه
A weapon, especially a firearm.
Remember "اسلحه" is a broad term for any weapon, from simple tools to complex firearms, always carrying a serious, often negative, connotation related to danger and power.
Word in 30 Seconds
- "اسلحه" means weapon, covering anything from knives to firearms.
- Used in formal documents, news, and daily conversations about threats or defense.
- Register is neutral to formal, often carrying a serious connotation.
- Common mistake: Confusing it only with firearms; it's a broader term.
- Culturally, it evokes caution and is often linked to security concerns.
Summary
Remember "اسلحه" is a broad term for any weapon, from simple tools to complex firearms, always carrying a serious, often negative, connotation related to danger and power.
- "اسلحه" means weapon, covering anything from knives to firearms.
- Used in formal documents, news, and daily conversations about threats or defense.
- Register is neutral to formal, often carrying a serious connotation.
- Common mistake: Confusing it only with firearms; it's a broader term.
- Culturally, it evokes caution and is often linked to security concerns.
Distinguish Warm vs. Cold
Always clarify if you mean 'اسلحه گرم' (firearm) or 'اسلحه سرد' (bladed weapon) for precision. This distinction is crucial in legal and news contexts. For instance, 'حمل اسلحه گرم' (carrying a firearm) has different implications than 'حمل اسلحه سرد' (carrying a bladed weapon).
Avoid Casual Use
Due to its serious connotations, avoid using 'اسلحه' in lighthearted or humorous contexts. It can be misinterpreted as a threat or create an inappropriate tone. Stick to more neutral or specific terms if the intent isn't serious, like 'چاقو' for a simple knife.
Context is Key
In Persian culture, discussions about 'اسلحه' are often sensitive and linked to national security, crime, or personal safety. Be mindful of the audience and setting when using this word. It's rarely a topic for casual banter and often carries a weight of concern or fear.
Explore Figurative Use
For advanced learners, note its occasional figurative use, similar to 'weapon' in English (e.g., 'سخنان او اسلحه برنده بود' - 'His words were a sharp weapon'). This usage is more common in literary or poetic contexts, highlighting power or effectiveness beyond physical objects.
Examples
6 of 8پلیس در درگیری با سارقان مجبور به استفاده از اسلحه شد.
Police were forced to use their weapons in a clash with robbers.
بر اساس قوانین بینالمللی، تولید و نگهداری برخی انواع اسلحه کشتار جمعی ممنوع است.
According to international laws, the production and possession of certain types of weapons of mass destruction are prohibited.
مواظب باش، اون یارو یه چاقو داره؛ میتونه ازش به عنوان اسلحه استفاده کنه.
Be careful, that guy has a knife; he might use it as a weapon.
تحقیقات نشان میدهد که افزایش دسترسی به اسلحه گرم با نرخ بالای خشونت مرتبط است.
Research indicates that increased access to firearms is linked to higher rates of violence.
شرکتهای اسلحه سازی نقش مهمی در اقتصاد دفاعی بسیاری از کشورها دارند.
Arms manufacturing companies play a significant role in the defense economy of many countries.
در داستان، شوالیه شمشیر خود را که اسلحهای کهنه اما برنده بود، از نیام کشید.
In the story, the knight drew his sword, an old but sharp weapon, from its sheath.
Word Family
Memory Tip
Imagine a soldier, 'اسلحه' (aslahe) in hand, standing 'اساسی' (asasi - essential) for defense. The word 'اسلحه' sounds a bit like 'اساسی' which means 'essential' or 'basic'. Think of a basic, essential tool for protection or harm. This association helps link the sound to the core meaning of a fundamental instrument for conflict or defense.
کلیات: معنی، ظرافتها و بار عاطفی
کلمه «اسلحه» (aslahe) در زبان فارسی به معنای هر ابزار یا وسیلهای است که عمدتاً برای حمله، دفاع، تهدید یا شکار به کار میرود. این تعریف بسیار گسترده است و میتواند شامل طیف وسیعی از اشیاء، از یک چوب ساده یا چاقوی آشپزخانه گرفته تا تفنگهای پیشرفته، موشکها و حتی سلاحهای کشتار جمعی شود. ریشه این کلمه عربی است و در فارسی به طور گستردهای پذیرفته شده و استفاده میشود. بار عاطفی کلمه «اسلحه» معمولاً جدی، هشداردهنده و اغلب منفی است. شنیدن این کلمه بلافاصله ذهن را به سمت خشونت، جنگ، خطر، تهدید، قدرت و گاهی هم امنیت (در مفهوم دفاعی) سوق میدهد. این کلمه به ندرت بار مثبت یا خنثی دارد، مگر در زمینههای بسیار خاص مانند ورزشهای تیراندازی یا جمعآوری عتیقه که در آن صورت نیز جنبه خطرناک آن از بین نمیرود. ظرافتهای معنایی آن شامل تمایز بین «اسلحه گرم» (مانند تفنگ) و «اسلحه سرد» (مانند چاقو یا شمشیر) است که هر کدام کاربردها و قوانین خاص خود را دارند. همچنین، گاهی اوقات این کلمه به صورت استعاری نیز به کار میرود، مثلاً «سخن او اسلحه برنده بود» که در این حالت به قدرت تأثیرگذاری کلام اشاره دارد.
الگوهای استفاده: رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، کاربرد منطقهای
«اسلحه» کلمهای است که هم در متون رسمی و هم در گفتار روزمره کاربرد دارد، اما با تفاوتهایی در بافت و لحن. در متون رسمی مانند قوانین، گزارشهای نظامی، اخبار و مقالات تحلیلی، این کلمه به طور گسترده و با دقت به کار میرود. مثلاً در قوانین مربوط به حمل سلاح یا گزارشهای پلیسی و امنیتی، استفاده از «اسلحه» کاملاً متداول و استاندارد است. در این موارد، معمولاً به معنای دقیق و قانونی آن اشاره دارد. در گفتار روزمره نیز «اسلحه» کلمهای آشنا و رایج است. مردم عادی برای اشاره به تفنگ، چاقو یا هر وسیلهای که پتانسیل آسیبرسانی جدی دارد، از آن استفاده میکنند. با این حال، در مکالمات غیررسمیتر، ممکن است از کلمات خاصتر مانند «تفنگ» یا «چاقو» به جای «اسلحه» برای اشاره به نوع خاصی از آن استفاده شود تا دقیقتر و کمتر کلی باشد. از نظر کاربرد منطقهای، این کلمه در تمام مناطق فارسیزبان (ایران، افغانستان، تاجیکستان) به یک معنا و با همین تلفظ و مفهوم اصلی به کار میرود و تفاوت منطقهای محسوسی ندارد. در افغانستان و تاجیکستان نیز مفهوم و بار معنایی آن مشابه ایران است، هرچند ممکن است در محاورات روزمره برخی اصطلاحات محلی خاص برای انواع خاصی از اسلحه وجود داشته باشد.
بافتهای رایج: کار، سفر، رسانه، ادبیات، شبکههای اجتماعی
- کار: در مشاغل مرتبط با امنیت، نظامیگری، پلیس، شکاربانی و حتی ورزشهای تیراندازی، کلمه «اسلحه» یک اصطلاح فنی و ضروری است. برای مثال، «حمل اسلحه» یا «مجوز اسلحه» اصطلاحاتی رایج در این حوزهها هستند. در این بافتها، استفاده از این کلمه کاملاً حرفهای و بدون بار عاطفی منفی خاص است، بلکه به ابزاری برای انجام وظیفه اشاره دارد.
- سفر: در زمینه سفر، به خصوص سفرهای بینالمللی، «اسلحه» معمولاً در زمینه قوانین گمرکی و امنیتی مطرح میشود. مثلاً «حمل اسلحه در هواپیما ممنوع است» یا «قوانین حمل اسلحه در کشور مقصد». این کلمه در اینجا به عنوان یک هشدار یا محدودیت قانونی ظاهر میشود.
- رسانه: در اخبار، گزارشهای تحلیلی و مستندها، «اسلحه» کلمهای بسیار پرکاربرد است، به خصوص در پوشش اخبار جنگ، تروریسم، جرائم و مسائل امنیتی. رسانهها از این کلمه برای توصیف ابزارهای درگیری و خشونت استفاده میکنند. مثلاً «کشف انبار اسلحه» یا «درگیری با اسلحه گرم».
- ادبیات: در ادبیات، به ویژه در ژانرهای پلیسی، جنایی، جنگی و تاریخی، «اسلحه» نقشی کلیدی دارد. نویسندگان از این کلمه برای ایجاد تنش، توصیف صحنههای نبرد یا نشان دادن قدرت و تهدید شخصیتها استفاده میکنند. در ادبیات کلاسیک فارسی نیز به «اسلحه» و انواع آن (مانند شمشیر و تیر و کمان) اشارههای فراوانی وجود دارد که نمادی از دلاوری، دفاع یا جنگ بودهاند.
- شبکههای اجتماعی: در شبکههای اجتماعی، استفاده از کلمه «اسلحه» میتواند بحثبرانگیز باشد. ممکن است در پستهای خبری، هشدارهای امنیتی یا بحثهای سیاسی درباره کنترل سلاح به کار رود. اما استفاده از تصاویر یا متون تحریکآمیز با محوریت اسلحه معمولاً توسط پلتفرمها محدود میشود و میتواند منجر به واکنشهای منفی از سوی کاربران شود. در اینجا بار عاطفی منفی و پتانسیل خشونتآمیز آن بیشتر نمود پیدا میکند.
مقایسه با کلمات مشابه: تفاوت با مترادفهای نزدیک
«اسلحه» و «سلاح» (salāh) دو کلمه بسیار نزدیک و اغلب قابل تعویض هستند. با این حال، تفاوتهای ظریفی دارند: «سلاح» ممکن است کمی عمومیتر و جامعتر باشد و علاوه بر ابزارهای فیزیکی جنگ، به ابزارهای غیرفیزیکی نیز اشاره کند. مثلاً «سلاح علم» یا «سلاح فرهنگ». در حالی که «اسلحه» عمدتاً به معنای ابزار فیزیکی جنگی یا دفاعی است. «جنگافزار» (jang-afzār) بیشتر به معنای تجهیزات و ابزارهای نظامی در مقیاس بزرگتر و سازمانیافتهتر است، مانند تانک، هواپیما یا موشک، در حالی که «اسلحه» میتواند به یک تفنگ یا چاقوی ساده نیز اشاره کند. «تفنگ» (tofang) یک نوع خاص از اسلحه گرم است، بنابراین «اسلحه» عامتر از «تفنگ» است. «شمشیر» (shamshir) و «چاقو» (chāghoo) نیز انواع خاصی از «اسلحه سرد» هستند. انتخاب بین این کلمات به بافت و میزان دقت مورد نیاز بستگی دارد.
ثبت و لحن: چه زمانی مناسب است، چه زمانی باید اجتناب کرد
«اسلحه» کلمهای با ثبت (register) نسبتاً خنثی تا رسمی است. در اکثر بافتها، به خصوص در نوشتار و گفتار جدی، استفاده از آن مناسب است. لحن آن جدی و معمولاً هشداردهنده است. استفاده از آن در گزارشهای خبری، متون قانونی، مقالات علمی (در زمینه علوم نظامی یا امنیتی) و ادبیات جدی کاملاً مناسب است. باید از استفاده بیمورد یا شوخیآمیز با این کلمه اجتناب کرد، زیرا میتواند سوءتفاهم ایجاد کرده و لحن نامناسبی به جمله بدهد. در محیطهای بسیار غیررسمی یا دوستانه، ممکن است کلمات جایگزین خاصتر (مانند «کلت» یا «کارد») ترجیح داده شوند، اما استفاده از «اسلحه» در این محیطها نیز به خودی خود اشتباه نیست، بلکه ممکن است کمی رسمیتر به نظر برسد. در کل، این کلمه به دلیل ماهیت خطرناک و جدی موضوعی که به آن اشاره دارد، همیشه باید با احتیاط و در بافت مناسب به کار رود.
همایندها در بافت: توضیح جفتواژههای رایج
همایندهای (collocations) رایج با «اسلحه» به درک بهتر کاربرد آن کمک میکنند:
- اسلحه گرم: (Aslaheye garm) به تفنگها و هر اسلحهای که با استفاده از باروت یا مواد منفجره شلیک میکند، اشاره دارد. مثال: «حمل اسلحه گرم بدون مجوز غیرقانونی است.» این ترکیب بسیار رایج است و نوع خاصی از اسلحه را مشخص میکند.
- اسلحه سرد: (Aslaheye sard) شامل چاقو، شمشیر، قمه و هر وسیلهای است که برای آسیبرسانی فیزیکی مستقیم (بدون شلیک) به کار میرود. مثال: «در درگیری از اسلحه سرد استفاده شد.» این نیز یک ترکیب بسیار متداول است.
- حمل اسلحه: (Hamle aslahe) به معنای به همراه داشتن اسلحه است. مثال: «حمل اسلحه در اماکن عمومی ممنوع است.» این عبارت در قوانین و مقررات امنیتی بسیار دیده میشود.
- استفاده از اسلحه: (Estefāde az aslahe) به کاربرد اسلحه برای هدف خاصی اشاره دارد. مثال: «پلیس مجبور به استفاده از اسلحه شد.» این ترکیب معمولاً در گزارشهای حوادث و درگیریها به کار میرود.
- مجوز اسلحه: (Mojavez aslahe) به معنای اجازه قانونی برای نگهداری یا حمل اسلحه. مثال: «برای داشتن اسلحه شکاری باید مجوز اسلحه دریافت کرد.» این اصطلاح در زمینه قوانین مربوط به مالکیت سلاح کاربرد دارد.
- قاچاق اسلحه: (Ghāchāghe aslahe) به معنای واردات یا صادرات غیرقانونی اسلحه. مثال: «شبکه بزرگی از قاچاق اسلحه متلاشی شد.» این عبارت در اخبار جرائم سازمانیافته رایج است.
- اسلحه سازی: (Aslahe-sāzi) به صنعت تولید اسلحه اشاره دارد. مثال: «صنعت اسلحه سازی در برخی کشورها بسیار پیشرفته است.» این اصطلاح در مباحث اقتصادی و نظامی استفاده میشود.
- اسلحه به دست: (Aslahe be dast) به معنای مسلح و آماده به مبارزه. مثال: «مهاجمان اسلحه به دست وارد ساختمان شدند.» این عبارت بیشتر در ادبیات و توصیف صحنههای درگیری به کار میرود.
Usage Notes
The word 'اسلحه' generally maintains a neutral to formal register, suitable for news, legal documents, and serious discussions. It's universally understood across Persian-speaking regions. While it can appear in spoken language, its serious connotation means it's rarely used casually or humorously. In social media, its use is often restricted or flagged if associated with violence, reflecting platforms' content policies. Avoid using 'اسلحه' when a more specific and less charged term like 'چاقو' (knife) or 'تفنگ' (gun) would suffice, especially in informal settings, to prevent misunderstanding or alarm.
Common Mistakes
A common mistake is using 'اسلحه' exclusively for firearms; remember it's a broader term covering all weapons, including bladed ones. Learners might also mistakenly use it in contexts where 'سلاح' (which can include non-physical tools) would be more appropriate, or vice-versa, missing the subtle distinction. Another error is to use it too casually, underestimating its serious and often negative connotation, which can lead to miscommunication or offense. Finally, confusing 'اسلحه' with 'جنگافزار' (military hardware) can lead to inaccuracies when describing specific items versus general military equipment.
Memory Tip
Imagine a soldier, 'اسلحه' (aslahe) in hand, standing 'اساسی' (asasi - essential) for defense. The word 'اسلحه' sounds a bit like 'اساسی' which means 'essential' or 'basic'. Think of a basic, essential tool for protection or harm. This association helps link the sound to the core meaning of a fundamental instrument for conflict or defense.
Word Origin
The word 'اسلحه' (aslahe) is derived from Arabic, specifically from the root س-ل-ح (s-l-ḥ), meaning 'to arm' or 'to equip with weapons'. It entered the Persian language through Arabic influence, likely during the Islamic conquest of Persia. Historically, it referred to any implement of war or defense. The evolution of its meaning in Persian has remained largely consistent with its Arabic origin, primarily denoting physical instruments used for aggression or protection. An interesting linguistic fact is its close relation to 'سلاح' (salāh), which shares the same root and often serves as a near-synonym.
Cultural Context
In Persian-speaking cultures, 'اسلحه' is a word charged with significant meaning, often reflecting historical conflicts and ongoing security concerns. Its presence in media, especially news, is usually associated with crime, war, or military strength. While hunting with specific 'اسلحه شکاری' (hunting weapons) is a traditional activity in some regions, public display or unauthorized possession of general 'اسلحه' is largely taboo and illegal, reflecting a societal emphasis on order and safety. On social media, discussions about 'اسلحه' often revolve around gun control, regional conflicts, or expressing concerns about violence, highlighting its role in contemporary social discourse and collective anxieties.
Examples
پلیس در درگیری با سارقان مجبور به استفاده از اسلحه شد.
everydayPolice were forced to use their weapons in a clash with robbers.
بر اساس قوانین بینالمللی، تولید و نگهداری برخی انواع اسلحه کشتار جمعی ممنوع است.
formalAccording to international laws, the production and possession of certain types of weapons of mass destruction are prohibited.
مواظب باش، اون یارو یه چاقو داره؛ میتونه ازش به عنوان اسلحه استفاده کنه.
informalBe careful, that guy has a knife; he might use it as a weapon.
تحقیقات نشان میدهد که افزایش دسترسی به اسلحه گرم با نرخ بالای خشونت مرتبط است.
academicResearch indicates that increased access to firearms is linked to higher rates of violence.
شرکتهای اسلحه سازی نقش مهمی در اقتصاد دفاعی بسیاری از کشورها دارند.
businessArms manufacturing companies play a significant role in the defense economy of many countries.
در داستان، شوالیه شمشیر خود را که اسلحهای کهنه اما برنده بود، از نیام کشید.
literaryIn the story, the knight drew his sword, an old but sharp weapon, from its sheath.
وزارت دفاع اعلام کرد که محموله بزرگی از اسلحه و مهمات کشف شده است.
formalThe Ministry of Defense announced that a large shipment of weapons and ammunition has been discovered.
مردم از افزایش حمل اسلحه سرد در شهر نگران هستند.
everydayPeople are concerned about the increase in carrying bladed weapons in the city.
Word Family
Grammar Patterns
Distinguish Warm vs. Cold
Always clarify if you mean 'اسلحه گرم' (firearm) or 'اسلحه سرد' (bladed weapon) for precision. This distinction is crucial in legal and news contexts. For instance, 'حمل اسلحه گرم' (carrying a firearm) has different implications than 'حمل اسلحه سرد' (carrying a bladed weapon).
Avoid Casual Use
Due to its serious connotations, avoid using 'اسلحه' in lighthearted or humorous contexts. It can be misinterpreted as a threat or create an inappropriate tone. Stick to more neutral or specific terms if the intent isn't serious, like 'چاقو' for a simple knife.
Context is Key
In Persian culture, discussions about 'اسلحه' are often sensitive and linked to national security, crime, or personal safety. Be mindful of the audience and setting when using this word. It's rarely a topic for casual banter and often carries a weight of concern or fear.
Explore Figurative Use
For advanced learners, note its occasional figurative use, similar to 'weapon' in English (e.g., 'سخنان او اسلحه برنده بود' - 'His words were a sharp weapon'). This usage is more common in literary or poetic contexts, highlighting power or effectiveness beyond physical objects.
Test Yourself
کلمه مناسب را برای پر کردن جای خالی انتخاب کنید.
پلیس در بازرسی از خودروی مظنون، یک ______ غیرمجاز کشف کرد.
در این جمله، منظور از کشف یک شیء خطرناک و غیرقانونی است که 'اسلحه' بهترین گزینه است. سایر گزینهها معنای مناسبی نمیدهند.
کدام گزینه بهترین توصیف برای 'اسلحه سرد' است؟
اسلحه سرد به چه نوع اسلحهای گفته میشود؟
اسلحه سرد به ابزارهایی مانند چاقو، شمشیر و قمه گفته میشود که برای آسیب رساندن مستقیم و بدون استفاده از مواد منفجره به کار میروند. گزینههای دیگر تعریف اسلحه گرم یا انواع نادرست هستند.
با استفاده از کلمه «اسلحه» یک جمله بنویسید که به موضوع «امنیت» اشاره کند.
جملهای با «اسلحه» و «امنیت» بسازید.
این جمله به وضوح ارتباط بین حمل اسلحه و موضوع امنیت را نشان میدهد. ممنوعیت حمل اسلحه به منظور افزایش امنیت عمومی است.
جمله زیر را تصحیح کنید تا معنای درستی داشته باشد.
او برای مطالعه به یک اسلحه نیاز داشت.
کلمه 'اسلحه' در این جمله کاملاً نامناسب است و معنای منطقی ندارد. برای مطالعه به 'کتاب' یا 'مداد' نیاز است، نه اسلحه.
Score: /4
Visual Learning Aids
Word Family
Nouns
- مسلح
- تسلیحات
- سلاح
Verbs
- مسلح کردن
Adjectives
- مسلح
Usage Contexts
Academic
- تحقیقات اسلحه گرم
Daily Life
- حمل اسلحه ممنوع
Business
- صنعت اسلحه سازی
Media
- اخبار کشف اسلحه
Literary
- شمشیر به عنوان اسلحه
Formal
- قوانین بینالمللی اسلحه
Frequently Asked Questions
10 questionsگرچه این دو کلمه اغلب به جای یکدیگر به کار میروند، اما «سلاح» میتواند معنای وسیعتری داشته باشد و شامل ابزارهای غیرفیزیکی نیز بشود، مانند «سلاح علم» یا «سلاح فرهنگ». در حالی که «اسلحه» بیشتر به ابزارهای فیزیکی جنگی یا دفاعی اشاره دارد. در بسیاری از بافتها، به ویژه در مورد ابزارهای فیزیکی، این دو کلمه کاملاً مترادف هستند و میتوانند به جای هم استفاده شوند.
بله، «اسلحه» معمولاً بار معنایی جدی و اغلب منفی دارد. این کلمه با مفاهیمی مانند خشونت، جنگ، خطر، تهدید و قدرت تخریب همراه است. حتی زمانی که در زمینه دفاع شخصی یا امنیت ملی به کار میرود، همچنان پتانسیل خطر و آسیبرسانی آن در ذهن مخاطب تداعی میشود. استفاده از آن در شوخی یا با لحنی سبک توصیه نمیشود.
در متون رسمی، «اسلحه» به طور گسترده برای اشاره به ابزارهای نظامی، دفاعی یا مجرمانه به کار میرود. مثلاً: «واردات و صادرات اسلحه بدون مجوز دولت ممنوع است.» یا «نیروهای امنیتی مقادیر زیادی اسلحه غیرمجاز کشف و ضبط کردند.» در این بافتها، کلمه با دقت و بدون ابهام استفاده میشود.
خیر، «اسلحه» یک کلمه عام است و شامل طیف وسیعی از ابزارها میشود، نه فقط تفنگ. این کلمه میتواند به اسلحه گرم (مانند تفنگ و کلت) و اسلحه سرد (مانند چاقو، شمشیر، قمه) اشاره کند. حتی در برخی موارد، یک چوب یا سنگ نیز اگر با نیت آسیبرسانی به کار رود، میتواند در مفهوم کلی اسلحه گنجانده شود. تفنگ تنها یکی از انواع اسلحه است.
تلفظ صحیح «اسلحه» در فارسی معیار /æsˈlæhɛ/ است. این کلمه سه هجا دارد: اس-لَ-حِه. تاکید بر روی هجای دوم (لَ) قرار میگیرد. در برخی گویشها ممکن است تفاوتهای جزئی وجود داشته باشد، اما این تلفظ رایجترین و صحیحترین شکل آن است که در رسانهها و گفتار رسمی به کار میرود.
در ادبیات کلاسیک فارسی، «اسلحه» و انواع آن (مانند شمشیر، تیر و کمان، گرز) به عنوان ابزارهای جنگ، دلاوری، دفاع از میهن و گاهی هم ظلم و ستم به کار میرفتند. شاعران و نویسندگان از این کلمات برای توصیف صحنههای نبرد، قدرت پهلوانان و پادشاهان، یا نمادی از سرنوشت و تقدیر استفاده میکردند. مفهوم اصلی آن به عنوان ابزار جنگی یا دفاعی تغییری نکرده است.
بله، «اسلحه» در شبکههای اجتماعی نیز کاربرد دارد، اما معمولاً در بافتهای خبری، سیاسی، امنیتی یا بحثهای حقوقی مربوط به کنترل سلاح. استفاده از این کلمه در محتوای خشونتآمیز یا تحریکآمیز معمولاً توسط پلتفرمها محدود میشود. در بحثهای روزمره، ممکن است کمتر استفاده شود مگر اینکه موضوع مستقیماً به آن ارتباط داشته باشد. کاربران باید از قوانین پلتفرمها در مورد محتوای مرتبط با اسلحه آگاه باشند.
خیر، «اسلحه» خود یک اسم مفرد است. جمع آن به دو صورت «اسلحهها» (با افزودن پسوند جمع فارسی) یا «اسلحه جات» (با افزودن پسوند جمع عربی که کمتر رایج و کمی رسمیتر است) به کار میرود. «اسلحهها» شکل رایجتر و محاورهایتر است، در حالی که «اسلحه جات» بیشتر در متون رسمی و نظامی دیده میشود. هر دو شکل صحیح هستند.
برای صحبت در مورد امنیت، میتوانید از «اسلحه» در بافتهای مربوط به دفاع، حفاظت و کنترل استفاده کنید. مثلاً: «نیروهای امنیتی برای حفظ آرامش از اسلحه استفاده نکردند.» یا «قوانین سختگیرانه حمل اسلحه به افزایش امنیت کمک میکند.» در این موارد، اسلحه به عنوان ابزاری برای حفظ امنیت یا عاملی که امنیت را به خطر میاندازد، مطرح میشود. مهم است که لحن شما جدی و مسئولانه باشد.
در کاربرد اصلی و رایج، «اسلحه» به ابزارهای فیزیکی اشاره دارد. اما همانطور که در مورد «سلاح» گفتیم، گاهی اوقات به صورت استعاری و مجاز نیز به کار میرود، مثلاً در عبارت «سخنان او اسلحه برنده بود» که به قدرت کلام اشاره دارد. با این حال، این کاربرد استعاری کمتر از کاربرد اصلی آن رایج است و بیشتر در ادبیات یا گفتار بسیار شیوا دیده میشود. در حالت عادی، انتظار میرود به یک شیء فیزیکی اشاره کند.
More general words
عادتوار
C1As a matter of habit; habitually.
عادی
A1Conforming to the usual or standard type; normal or ordinary.
عافیت
B2Well-being; the state of being comfortable, healthy, or happy.
عاجل
B2Requiring immediate attention or action; urgent.
عاقبت
C1The outcome or result of an action or event.
عاقل
A1Having or showing experience, knowledge, and good judgment; wise.
عالمگیر
C1Universal, worldwide, or affecting all parts of the world.
عالی
A1Excellent; extremely good or outstanding.
عام
B1General, common, public.
اعم از
B2Including; whether (used to introduce options).