Kârt refers to a sturdy, often rectangular piece of material used for various practical purposes like identification, payment, or communication.
Word in 30 Seconds
- A piece of thick paper, plastic, or similar material.
- Used for identification, payment, communication, or information.
- Commonly refers to bank cards, ID cards, business cards.
- Versatile word with many specific applications.
Overview
کلمه «کارت» در زبان فارسی، واژهای وامگرفته از زبانهای اروپایی (مانند انگلیسی Card) است که امروزه به طور گستردهای در مکالمات روزمره و نوشتار به کار میرود. معنای اصلی آن به یک قطعهی نسبتاً نازک و در عین حال محکم از جنس کاغذ، مقوا، پلاستیک یا مواد مشابه اشاره دارد که برای مقاصد گوناگونی استفاده میشود.
۱. برداشت کلی، تفاوتهای ظریف و بار معنایی:
«کارت» در فارسی، مفهوم چندگانهای دارد. در سادهترین شکل، به یک تکه مقوای کوچک و مستطیلی اشاره دارد، مانند کارت پستال یا کارت تبریک. اما کاربرد آن بسیار فراتر از این است. میتواند به کارت شناسایی (مثل کارت ملی، کارت بانکی)، کارت دعوت، کارت بازی، کارت ویزیت، کارت تلفن، کارت حافظه (در دوربینها و گوشیها) و حتی کارتهای اعتباری اشاره کند. بار معنایی «کارت» معمولاً خنثی است، اما بسته به متن، میتواند بار معنایی مثبت (مثل کارت هدیه) یا منفی (مثل کارت دعوت به مراسمی ناخوشایند) داشته باشد. در برخی موارد، «کارت» با مفهوم «برگه» یا «صفحه» همپوشانی دارد، اما معمولاً کارتها ضخیمتر و مقاومتر از برگهها هستند و کاربرد تخصصیتری دارند.
۲. الگوهای کاربرد (رسمی، غیررسمی، نوشتاری، گفتاری، لهجههای منطقهای):
کاربرد «کارت» در زبان فارسی بسیار رایج و همهگیر است. در مکالمات روزمره و غیررسمی، به وفور از آن استفاده میشود. مثلاً «کارت بانکیات را دادی؟» یا «یک کارت ویزیت به من بده». در نوشتار رسمی نیز، بهخصوص در متون اداری و تجاری، کاربرد دارد؛ مانند «لطفاً کارت شناسایی خود را ارائه دهید» یا «کارت دعوت برای مراسم فردا آماده است». در زبان فارسی معیار، تلفظ و کاربرد آن یکسان است، اما ممکن است در برخی لهجههای محلی، بسته به واژه جایگزین یا ساختار جمله، تفاوتهای جزئی وجود داشته باشد. با این حال، «کارت» واژهای است که در سراسر ایران به خوبی شناخته شده و به کار میرود.
۳. زمینههای رایج کاربرد (محل کار، مدرسه، زندگی روزمره، رسانه، ادبیات):
- زندگی روزمره: کارت بانکی، کارت سوخت، کارت ملی، کارت هدیه، کارت تلفن، کارت دعوت عروسی و عزاداری، کارت بازی (مانند حکم یا دل).
- محل کار: کارت ویزیت، کارت پرسنلی، کارت تردد، کارت اعتباری.
- مدرسه و دانشگاه: کارت دانشجویی، کارت ورود به جلسه امتحان.
- فناوری: کارت حافظه (SD Card)، کارت گرافیک، کارت شبکه.
- رسانه: کارت پستال، کارت تبریک.
- ادبیات: در ادبیات کلاسیک فارسی کمتر به کار رفته، اما در ادبیات معاصر و داستانها، بسته به موضوع، ممکن است به کارتهای مختلفی اشاره شود.
۴. مقایسه با کلمات مشابه (هممعنیها و مترادفهای نزدیک):
- برگه: برگه معمولاً نازکتر و انعطافپذیرتر از کارت است و برای نوشتن یا چاپ مطالب موقت یا حجیمتر به کار میرود (مانند برگه امتحانی، برگه یادداشت). کارت معمولاً ضخیمتر، مقاومتر و با کاربرد مشخصتر است.
- ورقه: مشابه «برگه» است و بیشتر در متون قدیمیتر یا برای اشاره به صفحات کتاب و دفتر به کار میرفته است.
- تخته: تخته (مانند تخته سفید یا تخته سیاه) معمولاً بزرگتر و برای نوشتن مطالب در کلاس یا جلسات استفاده میشود.
- کُد: گاهی در اشاره به کارتهای حاوی کد (مثل کارت شارژ) ممکن است به جای «کارت» از «کد» استفاده شود، اما «کارت» به خود شیء فیزیکی اشاره دارد، در حالی که «کد» به رشته اعداد یا حروفی که روی آن است، اشاره میکند.
۵. سطح زبانی و لحن (چه زمانی استفاده کنیم و چه زمانی اجتناب کنیم):
«کارت» واژهای با سطح زبانی خنثی و رایج است که در اکثر موقعیتها، از غیررسمی تا نسبتاً رسمی، قابل استفاده است. در مکالمات روزمره، گفتگو با دوستان و خانواده، و حتی در محیطهای اداری و تجاری (بهویژه برای اشاره به کارتهای شناسایی، بانکی، ویزیت) به کار میرود. بهتر است در متون بسیار ادبی و رسمی که به دنبال واژگان کهنتر یا فاخرتر هستیم، از معادلهای مناسبتر استفاده کنیم، هرچند کاربرد «کارت» در این موارد نیز نادرست نیست. اجتناب از آن در این موارد صرفاً به خاطر حفظ یکدستی سبک متن است.
۶. همآیندها (ترکیبات رایج) توضیح داده شده در متن:
- کارت بانکی: رایجترین نوع کارت که برای انجام تراکنشهای مالی استفاده میشود.
- کارت ملی: کارت شناسایی رسمی افراد در ایران.
- کارت ویزیت: کارتی کوچک حاوی اطلاعات تماس فرد یا شرکت.
- کارت دعوت: کارتی برای دعوت رسمی یا غیررسمی به مراسم.
- کارت پستال: کارتی با تصویر در یک رو و فضای خالی برای نوشتن پیام در روی دیگر.
- کارت حافظه: قطعهای کوچک برای ذخیرهسازی اطلاعات در دستگاههای الکترونیکی.
- کارت شارژ: کارتی که برای افزایش اعتبار تلفن همراه خریداری میشود.
- کارت ورود به جلسه: کارتی که برای ورود به محل برگزاری آزمون لازم است.
Examples
کارت بانکیام را در دستگاه خودپرداز جا گذاشتم.
everydayI left my bank card in the ATM.
لطفاً کارت شناسایی خود را برای ورود ارائه دهید.
formalPlease present your identification card for entry.
کارت ویزیت شما را گم کردم، میشود دوباره یکی بدهید؟
businessI lost your business card, could you give me another one?
دانشجویان گرامی، کارت دانشجویی خود را فراموش نکنید.
academicDear students, don't forget your student ID card.
با کارت پستال، خاطرهای از سفر برای دوستانتان بفرستید.
informalSend a memory from your trip with a postcard.
این کارت هدیه را برای تولدت خریدم، امیدوارم دوست داشته باشی.
everydayI bought this gift card for your birthday, I hope you like it.
برای بازی حکم، به یک دسته کارت نیاز داریم.
informalFor playing Hukam, we need a deck of cards.
در رمان، شخصیت اصلی نامهای را در پاکتی قدیمی و روی آن مُهری که شبیه یک کارت بود، پیدا کرد.
literaryIn the novel, the main character found a letter in an old envelope with a seal on it that looked like a card.
Common Collocations
Common Phrases
کارت به کارت کردن
To transfer money from one card to another (via ATM or app)
کارت افتادن
To be dealt (in a card game)
کارت سوخت
Fuel card (used for subsidized fuel)
Often Confused With
While both are flat pieces of material, 'کارت' (kârt) is typically made of thicker, more durable material like cardstock or plastic and often has a specific function (ID, payment). 'برگه' is usually thinner paper, like a sheet or page, used for writing or printing.
'صفحه' generally refers to a page in a book, a screen display, or a broader surface area. 'کارت' is a specific, usually smaller, physical object with a defined purpose, distinct from a general page.
'ورقه' is similar to 'برگه' and often refers to a leaf or sheet, especially in older texts or for pages. 'کارت' implies a more substantial, purpose-built item than a simple 'ورقه'.
Grammar Patterns
How to Use It
Usage Notes
The word 'کارت' is highly versatile and widely understood across all registers in Persian. It's used in everyday conversation, business, and even academic contexts. Be mindful that in very formal or literary Persian, alternative words might be preferred for stylistic reasons, but 'کارت' itself is never incorrect. Its meaning is almost always clarified by the preceding adjective or noun (e.g., کارت بانکی, کارت ملی).
Common Mistakes
Learners might sometimes use 'کارت' when 'برگه' (sheet/page) is more appropriate, especially if the item is thin paper. For instance, saying 'کارت امتحانی' instead of 'برگه امتحانی' might sound slightly off. Also, avoid using 'کارت' for abstract concepts; it primarily refers to a physical object.
Tips
Don't Confuse with 'Bergeh'
Remember 'کارت' is generally thicker and more durable than 'برگه' (sheet/page), which is often made of regular paper.
Ubiquitous in Daily Life
You'll encounter 'کارت' constantly in Iran, from payment ('کارت بانکی') to identification ('کارت ملی'). It's a fundamental part of modern life.
Beyond the Physical
While typically physical, be aware of digital or virtual contexts where 'کارت' might be used metaphorically, like a 'digital gift card'.
Word Origin
The word 'کارت' was borrowed into Persian from the English word 'card'. Its origins trace back to Latin 'charta', meaning 'papyrus leaf' or 'document', and Greek 'chartēs'. The meaning has evolved to encompass various types of stiff paper or plastic items.
Cultural Context
Cards play a significant role in modern Iranian society, especially bank cards ('کارت بانکی') which have largely replaced cash for many transactions. 'کارت ملی' is the primary form of national identification. Invitation cards ('کارت دعوت') for weddings and ceremonies are also culturally important, often elaborately designed.
Memory Tip
Imagine a sturdy, rectangular 'Cart' (sounds like 'Card') carrying important things like money (bank card), your face (ID card), or a message (greeting card). It's a solid carrier!
Frequently Asked Questions
8 questionsکارت معمولاً از جنس ضخیمتر و مقاومتری مثل مقوا یا پلاستیک ساخته میشه و کاربرد مشخصی داره (مثل کارت بانکی). اما برگه معمولاً نازکتره (مثل کاغذ معمولی) و برای نوشتن یا چاپ مطالب استفاده میشه.
نه، «کارت» خیلی کاربردهای متنوعی داره. میتونه کارت شناسایی، کارت دعوت، کارت ویزیت، کارت بازی، کارت حافظه و خیلی چیزهای دیگه باشه.
معمولاً از کلمات قبل یا بعدش میشه فهمید. مثلاً «کارت بانکی»، «کارت ملی»، «کارت دعوت» معنی رو مشخص میکنه.
بله، معنی اصلی «کارت» به عنوان یک قطعه فیزیکی نسبتاً ضخیم، در زبان فارسی ثابت مونده و کاربردهای مختلفش همگی از همین معنی ریشه میگیرن.
این کلمه از زبان انگلیسی (Card) وارد فارسی شده و در طول زمان برای اشاره به انواع مختلف این قطعات کاغذی یا پلاستیکی به کار رفته.
معمولاً «کارت» به یک شیء فیزیکی اشاره داره. اما گاهی در اصطلاحاتی مثل «کارت هدیه دیجیتال» یا «کارت تخفیف آنلاین» ممکنه به شکل غیرفیزیکی هم به کار بره، ولی باز هم مفهوم اصلی یک «کارت» رو داره.
معمولاً منظور کارتهای مهم و پرکاربرد مثل کارت بانکی، کارت ملی یا کارت شناسایی هست. بستگی به موقعیت داره، اما معمولاً چیز مهمی که گم کردنش دردسرسازه.
تلفظ ممکنه کمی تفاوت داشته باشه، اما خود کلمه «کارت» و معنی اصلیش در تمام لهجههای فارسی شناخته شده و به کار میره.
Test Yourself
برای پرداخت پول از _____ بانکی استفاده میکنم.
The sentence talks about using a bank-related item for payment, which is a 'کارت بانکی' (bank card).
لطفاً کارت شناسایی خود را نشان دهید.
In the context of 'کارت شناسایی' (identification card), it refers to an official document used for proving identity.
داد / من / کارت / او / به / کارت
The correct structure is Subject + Object + Indirect Object + Verb. 'او' (He/She) is the subject, 'کارت' (card) is the object, 'به من' (to me) is the indirect object, and 'داد' (gave) is the verb.
من برای خرید به فروشگاه رفتم و با کارت پول پرداختم.
While understandable, 'کارت' alone is vague in this context. Specifying 'کارت بانکی' (bank card) makes the sentence clearer and more precise.
Score: /4
Summary
Kârt refers to a sturdy, often rectangular piece of material used for various practical purposes like identification, payment, or communication.
- A piece of thick paper, plastic, or similar material.
- Used for identification, payment, communication, or information.
- Commonly refers to bank cards, ID cards, business cards.
- Versatile word with many specific applications.
Context is Key
Always pay attention to the words surrounding 'کارت' to understand its specific meaning. Is it 'کارت بانکی' (bank card) or 'کارت ویزیت' (business card)?
Don't Confuse with 'Bergeh'
Remember 'کارت' is generally thicker and more durable than 'برگه' (sheet/page), which is often made of regular paper.
Ubiquitous in Daily Life
You'll encounter 'کارت' constantly in Iran, from payment ('کارت بانکی') to identification ('کارت ملی'). It's a fundamental part of modern life.
Beyond the Physical
While typically physical, be aware of digital or virtual contexts where 'کارت' might be used metaphorically, like a 'digital gift card'.
Examples
6 of 8کارت بانکیام را در دستگاه خودپرداز جا گذاشتم.
I left my bank card in the ATM.
لطفاً کارت شناسایی خود را برای ورود ارائه دهید.
Please present your identification card for entry.
کارت ویزیت شما را گم کردم، میشود دوباره یکی بدهید؟
I lost your business card, could you give me another one?
دانشجویان گرامی، کارت دانشجویی خود را فراموش نکنید.
Dear students, don't forget your student ID card.
با کارت پستال، خاطرهای از سفر برای دوستانتان بفرستید.
Send a memory from your trip with a postcard.
این کارت هدیه را برای تولدت خریدم، امیدوارم دوست داشته باشی.
I bought this gift card for your birthday, I hope you like it.
Related Content
Related Grammar Rules
Related Phrases
Related Vocabulary
More daily_life words
عابر بانک
A2An ATM (Automated Teller Machine).
عادت
A2Habit; a regular tendency or practice.
عصر
A1Afternoon; evening
عطر
A1A fragrant liquid applied to the body; perfume.
عینک
A1Glasses, spectacles.
عینک آفتابی
A1Glasses with tinted lenses to protect the eyes from the sun; sunglasses.
ابزار
A1A device or implement, especially one held in the hand; a tool.
اداره پست
A2A place where postal services are handled, post office.
ادکلن
A2A light perfume, especially one used by men.
اجاره کردن
A1To pay money for the use of something for a period; to rent.