kuiva
تعریف
Dry
adjectiveمحتوای مرتبط
واژههای بیشتر nature
hevonen
A1Horse.
laji
B1گونه (زیستشناسی) یا رشته (ورزشی).
lumisade
A2snowfall
rannikko
B1ساحل یا خط ساحلی.
talvi
A1winter
luonto
A1طبیعت در فنلاند بسیار زیبا است.
vuori
A2کوه یک زمینچهر بزرگ است که از اطراف خود بلندتر است.
ulkoilu
B1واژه 'ulkoilu' به معنای فعالیتهای فضای باز و تفریح در طبیعت است.
koira
A1dog
puisto
A2park