B1 adjective Neutro #3,000 mais comum 1 min de leitura

بی‌کار

bi-kar /biːˈkɒːr/

Someone is looking for a job but doesn't have one right now.

Palavra em 30 segundos

  • Actively seeking employment but currently jobless.
  • Implies a temporary state, not laziness.
  • Common in discussions about jobs and economy.

Overview

کلمه «بی‌کار» در زبان فارسی به وضعیت فردی اشاره دارد که در حال حاضر شغلی ندارد اما فعالانه به دنبال اشتغال است. این وضعیت ممکن است موقتی باشد و فرد امیدوار است به زودی شغلی مناسب پیدا کند. این کلمه با «بیکار» (که به معنی تنبل یا بدون فعالیت است) تفاوت معنایی دارد، هرچند تلفظ آن‌ها ممکن است شبیه باشد.

«بی‌کار» معمولاً به صورت صفت به کار می‌رود و می‌تواند قبل یا بعد از اسم بیاید، یا به تنهایی به عنوان مسند فعل «بودن» یا «شدن» استفاده شود. برای مثال: «او چند ماه است که بی‌کار است.» یا «من یک فرد بی‌کار هستم که به دنبال فرصت‌های شغلی می‌گردم.»

این کلمه در گفتگوهای روزمره، اخبار اقتصادی، مصاحبه‌های شغلی، و بحث‌های مربوط به بازار کار به وفور شنیده می‌شود. همچنین در متون رسمی و غیررسمی برای توصیف وضعیت اقتصادی افراد یا جامعه کاربرد دارد. به عنوان مثال، در گزارش‌های مربوط به نرخ بیکاری یا در صحبت‌های دوستانه درباره وضعیت شغلی یکدیگر.

«بی‌کار» (با کسره روی ب) به معنی فاقد شغل و در جستجوی آن است. در مقابل، «بیکار» (با فتحه روی ب) به معنی تنبل، بی‌هدف، یا بدون فعالیت است. این دو کلمه از نظر املایی و تلفظی بسیار شبیه هستند اما معانی کاملاً متفاوتی دارند. همچنین کلماتی مانند «جوینده کار» یا «فاقد شغل» نیز مفاهیم مشابهی را می‌رسانند اما «بی‌کار» رایج‌تر و عمومی‌تر است.

Exemplos

1

او چند ماه است که بی‌کار است و به دنبال فرصت‌های شغلی می‌گردد.

everyday

He has been jobless for a few months and is looking for job opportunities.

2

نرخ افراد بی‌کار در این منطقه افزایش یافته است.

formal

The rate of unemployed individuals in this region has increased.

3

دوستم بی‌کاره و حوصله‌اش سر رفته.

informal

My friend is jobless and bored.

4

تحلیلگران اقتصادی، افزایش تعداد افراد بی‌کار را نشانه‌ای از رکود دانستند.

academic

Economic analysts considered the increase in the number of jobless individuals a sign of recession.

Colocações comuns

فرد بی‌کار Jobless individual
نیروی کار بی‌کار Unemployed workforce
چند وقت است بی‌کار هستی؟ How long have you been jobless?

Frases Comuns

من بی‌کارم.

I am jobless.

اوضاع بی‌کاران

The situation of the unemployed

به دنبال کار گشتن

To look for a job

Frequentemente confundido com

بی‌کار vs بیکار

While 'بی‌کار' (bi-kar) means jobless and actively seeking employment, 'بیکار' (ba-kar) means idle, lazy, or doing nothing, often with a negative connotation.

Padrões gramaticais

فاعل + بی‌کار + است/بود/شد فرد + بی‌کار اوضاع + بی‌کاران

How to Use It

Notas de uso

The term 'بی‌کار' is neutral and descriptive, focusing on the state of lacking employment while actively searching. It is commonly used in both formal and informal contexts, especially when discussing economic conditions or personal career situations. Avoid confusing it with 'بیکار' (lazy) which has a negative connotation.


Erros comuns

The most common mistake is confusing 'بی‌کار' (jobless seeker) with 'بیکار' (idle/lazy). Ensure the first vowel sound is correct ('i' vs 'a') to convey the intended meaning. Using 'بی‌کار' when referring to someone who is simply not working and not looking can be misleading.

Tips

💡

Distinguish Job Seeking from Laziness

Remember that 'بی‌کار' specifically means someone is looking for work, unlike 'بیکار' which implies idleness.

⚠️

Mind the Vowel Sound

Pay close attention to the pronunciation of the first letter ('ب'). The difference between 'bi-' (بی‌کار) and 'ba-' (بیکار) changes the meaning entirely.

🌍

Social Significance of Employment

In Iranian culture, having a job is often highly valued. Being 'بی‌کار' can sometimes carry social pressure, hence the importance of actively seeking employment.

Origem da palavra

The word 'بی‌کار' is formed by the prefix 'بی-' (meaning 'without') and the noun 'کار' (meaning 'work' or 'job'). This combination literally means 'without work'.

Contexto cultural

In many cultures, including Iranian society, employment is a significant aspect of personal identity and social standing. Being 'بی‌کار' can be a source of stress, and the act of seeking work is often viewed as a responsible and necessary pursuit.

Dica de memorização

Think of 'بی‌کار' as 'be' (meaning 'in' or 'at' in Persian) + 'کار' (work). So, someone who is 'in' the state of 'work' searching, but not yet employed.

Perguntas frequentes

4 perguntas

«بی‌کار» (با کسره) به فردی اطلاق می‌شود که شغل ندارد و در جستجوی آن است. «بیکار» (با فتحه) به معنی تنبل و بدون کار یا فعالیت است.

خیر، «بی‌کار» صرفاً یک وضعیت شغلی را توصیف می‌کند و لزوماً بار معنایی منفی ندارد، بلکه نشان‌دهنده تلاش برای یافتن شغل است.

خیر، این کلمه برای هر فردی که شغل ندارد و به دنبال آن است، صرف نظر از وضعیت تأهل یا سن، به کار می‌رود.

می‌توانید بگویید: «برادرم بعد از فارغ‌التحصیلی چند ماهی بی‌کار بود.» یا «او به عنوان یک نیروی بی‌کار، در نمایشگاه کار شرکت کرد.»

Teste-se

fill blank

او پس از اتمام تحصیلاتش، مدتی _____ بود و به دنبال شغل می‌گشت.

Correto! Quase. Resposta certa: بی‌کار

کلمه «بی‌کار» به معنی فردی است که شغل ندارد و در جستجوی آن است، که با مفهوم جمله مطابقت دارد.

multiple choice

فردی که شغل ندارد و در حال جستجوی فعالانه برای یافتن آن است، چه نامیده می‌شود؟

Correto! Quase. Resposta certa: بی‌کار (جوینده شغل)

گزینه دوم به درستی معنی «بی‌کار» را به عنوان فردی که شغل ندارد اما به دنبال آن است، بیان می‌کند.

sentence building

کلمات: من، هستم، شغلی، ندارم، اما، می‌گردم، دنبال، جدید

Correto! Quase. Resposta certa: من شغلی ندارم اما دنبال شغلی جدید می‌گردم.

این جمله به طور دقیق وضعیت فردی را که شغل ندارد و در جستجوی آن است، توصیف می‌کند.

Pontuação: /3

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!