A1 noun Neutro #2,000 mais comum 1 min de leitura

پل

pol /pol/

A structure carrying a road, path, or railway across an obstacle.

A 'Pol' is a bridge, a structure connecting two sides over an obstacle like a river or road.

Palavra em 30 segundos

  • A structure built to cross over an obstacle.
  • Connects two points, enabling passage.
  • Commonly refers to bridges over rivers or roads.
  • Can be used metaphorically for connection.

Summary

A 'Pol' is a bridge, a structure connecting two sides over an obstacle like a river or road.

  • A structure built to cross over an obstacle.
  • Connects two points, enabling passage.
  • Commonly refers to bridges over rivers or roads.
  • Can be used metaphorically for connection.

Visualize Bridges

When you hear or read 'پل', picture different kinds of bridges in your mind. This visual association helps solidify the meaning.

Don't Confuse with Tunnel

Remember, a 'پل' goes OVER an obstacle, while a 'تونل' (tunnel) goes THROUGH or UNDER it. They serve opposite functions.

Historic Bridges

Many historic Persian cities have famous old bridges (like Si-o-Se-Pol in Isfahan). Learning about these connects the word to culture and history.

Metaphorical Use

Pay attention to how 'پل' is used metaphorically, like 'پل ارتباطی' (bridge of communication). This shows a deeper understanding of the word's potential.

Exemplos

6 de 8
1

برای رسیدن به آن جزیره، باید از پل هوایی استفاده کنیم.

To reach that island, we must use the aerial bridge.

2

ساخت پل جدید بر روی رودخانه کار بسیار بزرگی بود.

The construction of the new bridge over the river was a great undertaking.

3

بچه‌ها روی پل ایستاده بودند و ماهی‌ها را تماشا می‌کردند.

The children were standing on the bridge watching the fish.

4

این پل تاریخی نمادی از معماری دوران صفویه است.

This historic bridge is a symbol of Safavid-era architecture.

5

مهندسان در حال بررسی استحکام پل قدیمی شهر هستند.

Engineers are examining the structural integrity of the city's old bridge.

6

در آن داستان، پل استعاره‌ای از گذار از دنیای مردگان به زندگان بود.

In that story, the bridge was a metaphor for the transition from the world of the dead to the living.

Família de palavras

Substantivo
پل، پل‌سازی
Verbo
پل زدن
Adjetivo
پل‌دار
Relacionado
پُل

Dica de memorização

Imagine a Persian cat named 'Pol' gracefully leaping over a wide river to reach its owner. 'Pol' sounds like 'پل', and it bridges the gap!

Overview

پل، در زبان فارسی، کلمه‌ای است که به سازه‌ای اطلاق می‌شود که برای عبور از روی یک مانع ساخته شده است. این مانع می‌تواند یک رودخانه، دره، شکاف در زمین، یا حتی یک جاده یا خط راه‌آهن دیگر باشد. هدف اصلی پل، ایجاد یک مسیر پیوسته و امن برای رفت‌وآمد است.

۱. مفهوم و ظرایف:

کلمه «پل» در فارسی مفهوم ساده و مستقیمی دارد: یک سازه ارتباطی. اما بسته به نوع پل و کاربرد آن، می‌تواند معانی ضمنی و ظرافت‌های متفاوتی را نیز در بر بگیرد. پل‌ها نمادی از اتصال، عبور، و رسیدن به مقصد هستند. در ادبیات و فرهنگ ما، گاهی از پل به عنوان استعاره‌ای برای عبور از یک مرحله به مرحله دیگر (مثلاً عبور از جوانی به پیری، یا از سختی به آسانی) استفاده می‌شود. انواع مختلفی از پل‌ها وجود دارند، از پل‌های چوبی و سنگی ساده که در روستاها دیده می‌شوند تا پل‌های فلزی و بتنی عظیم که شاهکارهای مهندسی مدرن محسوب می‌شوند. هر کدام از این پل‌ها، بسته به مصالح و طراحی، حس و حال متفاوتی را منتقل می‌کنند؛ یک پل قدیمی چوبی ممکن است حس نوستالژی و سادگی را القا کند، در حالی که یک پل کابلی مدرن، نمادی از پیشرفت و قدرت است.

۲. الگوهای کاربرد:

«پل» یک کلمه بسیار رایج و پرکاربرد در زبان فارسی است و در موقعیت‌های مختلفی به کار می‌رود:

  • گفتاری روزمره: در مکالمات روزمره، افراد به سادگی از «پل» برای اشاره به سازه‌های فیزیکی استفاده می‌کنند. مثلاً: «ماشین از روی پل رد شد.» یا «برای رفتن به آن طرف رودخانه باید از پل استفاده کنیم.»
  • نوشتاری رسمی و غیررسمی: در اخبار، گزارش‌ها، متون علمی، و همچنین در داستان‌ها و شعر، «پل» به طور گسترده‌ای به کار می‌رود. در نوشتار رسمی، ممکن است با جزئیات بیشتری مانند «پل بتنی»، «پل هوایی»، یا «پل عابر پیاده» همراه باشد.
  • تفاوت‌های منطقه‌ای: در ایران، تفاوت چشمگیری در استفاده از کلمه «پل» بین مناطق مختلف وجود ندارد. این کلمه در تمام مناطق فارسی‌زبان به یک معنا به کار می‌رود. ممکن است در گویش‌های محلی، نام‌های خاصی برای پل‌های معروف یا پل‌هایی با ویژگی‌های منحصر به فرد وجود داشته باشد، اما خود کلمه «پل» عام است.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • زندگی روزمره: اشاره به پل‌های شهری، پل‌های روی رودخانه‌ها، یا پل‌های هوایی برای عبور عابران.
  • اخبار و گزارش‌ها: گزارش درباره ساخت، تخریب، یا وضعیت ترافیکی پل‌ها.
  • ادبیات و شعر: استفاده از پل به عنوان نماد یا استعاره برای عبور، اتصال، یا رسیدن.
  • مهندسی و معماری: بحث درباره انواع پل‌ها، نحوه ساخت، و مصالح مورد استفاده.
  • گردشگری: معرفی پل‌های تاریخی یا پل‌های زیبا به عنوان جاذبه‌های گردشگری.

۴. مقایسه با کلمات مشابه:

در زبان فارسی، کلمات دیگری نیز وجود دارند که ممکن است با «پل» اشتباه گرفته شوند، اما معانی متفاوتی دارند:

  • گذرگاه (Gozargah): به معنی محل عبور یا راهی برای عبور است و می‌تواند شامل پل، تونل، یا حتی یک مسیر پیاده‌رو باشد. «پل» نوع خاصی از گذرگاه است.
  • دالان (Dalan): به معنی راهرو یا تونل است، به خصوص راهرویی سرپوشیده. دالان معمولاً در داخل ساختمان‌ها یا بین آن‌هاست و با پل که برای عبور از روی موانع خارجی ساخته می‌شود، تفاوت دارد.
  • تونل (Tunnel): سازه‌ای است که برای عبور از زیر زمین، کوه، یا آب ساخته می‌شود، در حالی که پل برای عبور از روی موانع است.

۵. سطح و لحن:

کلمه «پل» در زبان فارسی کاملاً خنثی است و در هر سطحی از رسمیت (از مکالمات دوستانه گرفته تا متون علمی و ادبی) قابل استفاده است. هیچ‌گونه بار معنایی منفی یا مثبت خاصی ندارد، مگر اینکه در یک بافت استعاری خاص به کار رود.

۶. هم‌نشینی‌های رایج:

  • پل زدن: به معنی ساختن پل است. «مهندسان در حال پل زدن روی رودخانه هستند.»
  • پل هوایی: پلی که برای عبور عابران یا خودروها بر فراز یک خیابان یا تقاطع ساخته می‌شود. «پل هوایی جدید ترافیک را روان‌تر کرده است.»
  • پل عابر پیاده: پلی که مخصوص عبور پیادگان است. «لطفاً از پل عابر پیاده استفاده کنید.»
  • پل فلزی، پل بتنی، پل چوبی: انواع پل‌ها بر اساس مصالح سازنده.
  • پل تاریخ: اشاره به پل‌هایی که قدمت تاریخی دارند. «پل خواجو یکی از پل‌های تاریخی اصفهان است.»
  • پل ارتباطی: به صورت استعاری برای ایجاد ارتباط بین دو گروه یا دو مفهوم به کار می‌رود. «اینترنت یک پل ارتباطی بین فرهنگ‌هاست.»

Notas de uso

The word 'پل' is neutral and widely understood across all registers. It's primarily used for physical structures. Avoid using it for abstract connections unless it's the established metaphorical phrase 'پل ارتباطی'. In spoken Persian, 'پل' is the default term for any bridge.

Erros comuns

Learners sometimes confuse 'پل' (bridge) with 'تونل' (tunnel). Remember 'پل' goes over, 'تونل' goes through/under. Also, avoid using 'پل' for general pathways; use 'راه' or 'مسیر' instead. Ensure you use the correct possessive structure when referring to parts of a bridge, e.g., 'پایه پل' (bridge pier).

Dica de memorização

Imagine a Persian cat named 'Pol' gracefully leaping over a wide river to reach its owner. 'Pol' sounds like 'پل', and it bridges the gap!

Origem da palavra

The word 'پل' originates from Middle Persian 'pad' meaning 'foot' and 'al' meaning 'to go', evolving to mean a structure for the foot to cross. It is related to Sanskrit 'pad' (foot).

Contexto cultural

Bridges hold symbolic significance in Persian culture, often representing connection, transition, and overcoming obstacles. Famous historical bridges are landmarks and tourist attractions. The phrase 'پل صراط' (Bridge of Sirat) from Islamic eschatology, a bridge narrower than a hair and sharper than a sword over hell, is a culturally significant concept.

Exemplos

1

برای رسیدن به آن جزیره، باید از پل هوایی استفاده کنیم.

everyday

To reach that island, we must use the aerial bridge.

2

ساخت پل جدید بر روی رودخانه کار بسیار بزرگی بود.

formal

The construction of the new bridge over the river was a great undertaking.

3

بچه‌ها روی پل ایستاده بودند و ماهی‌ها را تماشا می‌کردند.

informal

The children were standing on the bridge watching the fish.

4

این پل تاریخی نمادی از معماری دوران صفویه است.

academic

This historic bridge is a symbol of Safavid-era architecture.

5

مهندسان در حال بررسی استحکام پل قدیمی شهر هستند.

business

Engineers are examining the structural integrity of the city's old bridge.

6

در آن داستان، پل استعاره‌ای از گذار از دنیای مردگان به زندگان بود.

literary

In that story, the bridge was a metaphor for the transition from the world of the dead to the living.

7

با ساخت این پل، ترافیک سنگین ورودی شهر کاهش یافت.

formal

With the construction of this bridge, the heavy traffic entering the city decreased.

8

لطفاً هنگام عبور از پل، سرعت خود را کم کنید.

formal

Please reduce your speed when crossing the bridge.

Família de palavras

Substantivo
پل، پل‌سازی
Verbo
پل زدن
Adjetivo
پل‌دار
Relacionado
پُل

Colocações comuns

پل زدن To build a bridge
پل عابر پیاده Pedestrian bridge / Footbridge
پل هوایی Flyover / Overpass
پل فلزی Metal bridge
پل بتنی Concrete bridge
پل قدیمی Old bridge
پل تاریخی Historic bridge
پل ارتباطی Bridge of communication / Link

Frases Comuns

پل زدن

To build a bridge

پل هوایی

Flyover / Pedestrian overpass

پل عابر پیاده

Pedestrian bridge / Footbridge

پل ارتباطی

Bridge of communication / Link

پل صراط

Bridge of Sirat (religious concept)

Frequentemente confundido com

پل vs تونل (Tunnel)

A 'پل' (bridge) goes OVER an obstacle, while a 'تونل' (tunnel) goes THROUGH or UNDER it. Example: We crossed the river using a bridge (پل), not a tunnel (تونل).

پل vs گذرگاه (Passage/Crossing)

'پل' is a specific type of structure for crossing. 'گذرگاه' is a more general term for any place or way of passing. Example: The bridge (پل) is the main crossing (گذرگاه) over the river.

پل vs راه (Road/Way)

'پل' is the structure itself. 'راه' is the path or route. You use a bridge (پل) as part of a road (راه). Example: The road (راه) leads to the bridge (پل).

Padrões gramaticais

فاعل + از روی + مانع + پل + گذشتن/عبور کردن (مثال: او از روی رودخانه با پل عبور کرد.) اسم + پل + است (مثال: این یک پل قدیمی است.) پل + اسم (مثال: پل عابر پیاده) ساختن/زدن + پل + روی/بر + مانع (مثال: دولت در حال پل زدن روی دریاچه است.) اسم + پل + (صفت) (مثال: پل فلزی) حرف اضافه + پل + اسم (مثال: در نزدیکی پل)

Visualize Bridges

When you hear or read 'پل', picture different kinds of bridges in your mind. This visual association helps solidify the meaning.

Don't Confuse with Tunnel

Remember, a 'پل' goes OVER an obstacle, while a 'تونل' (tunnel) goes THROUGH or UNDER it. They serve opposite functions.

Historic Bridges

Many historic Persian cities have famous old bridges (like Si-o-Se-Pol in Isfahan). Learning about these connects the word to culture and history.

Metaphorical Use

Pay attention to how 'پل' is used metaphorically, like 'پل ارتباطی' (bridge of communication). This shows a deeper understanding of the word's potential.

Teste-se

fill blank

جای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.

برای رفتن به آن طرف رودخانه، باید از روی ______ عبور کنیم.

Correto! Quase. Resposta certa: پل

کلمه «پل» به سازه‌ای اشاره دارد که برای عبور از روی رودخانه ساخته می‌شود.

multiple choice

معنی صحیح «پل» در جمله زیر چیست؟

ساخت این پل عظیم، ارتباط بین دو شهر را بسیار آسان‌تر کرد.

Correto! Quase. Resposta certa: یک سازه برای عبور از مانع

در این جمله، «پل» به سازه‌ای فیزیکی اشاره دارد که برای اتصال دو شهر و تسهیل عبور و مرور ساخته شده است.

sentence building

کلمات زیر را مرتب کنید تا یک جمله صحیح بسازید.

عابر / پیاده / روی / پل / است / این

Correto! Quase. Resposta certa: این پل عابر پیاده است.

ترتیب صحیح کلمات برای ساختن جمله «این پل عابر پیاده است.» رعایت شده است.

error correction

جمله زیر را اصلاح کنید.

ماشین‌ها از تونل رد شدند تا به شهر برسند.

Correto! Quase. Resposta certa: ماشین‌ها از پل رد شدند تا به شهر برسند.

اگر منظور عبور از روی یک مانع (مانند رودخانه یا دره) برای رسیدن به شهر باشد، کلمه «پل» صحیح است، نه «تونل».

Pontuação: /4

Recursos visuais

Word Family

پل

Nouns

  • پل
  • پل‌سازی
  • پل‌سازی

Verbs

  • پل زدن

Adjectives

  • پل‌دار

Usage Contexts

Academic

  • تحلیل سازه پل هوایی
  • تاریخچه پل سازی در ایران

Daily Life

  • از کدام پل برویم؟
  • پل عابر پیاده خطرناک است.

Media

  • افتتاح پل جدید بر روی رودخانه
  • ترافیک سنگین در نزدیکی پل

Literature

  • پل میان دو دنیا
  • عبور از پل خاطرات

Perguntas frequentes

8 perguntas

«پل» به سازه‌ای گفته می‌شود که برای عبور از روی یک مانع مانند رودخانه، دره یا جاده ساخته می‌شود تا رفت‌وآمد را ممکن سازد.

خیر، پل‌ها می‌توانند برای عبور عابران پیاده (پل عابر پیاده)، دوچرخه‌سواران، قطارها و وسایل نقلیه مختلف طراحی شوند.

بله، گاهی «پل» به صورت استعاری برای نشان دادن ارتباط بین دو چیز یا دو گروه استفاده می‌شود، مانند «پل ارتباطی» بین فرهنگ‌ها.

در ایران انواع پل‌ها وجود دارد، از پل‌های تاریخی سنگی و آجری گرفته تا پل‌های مدرن بتنی و فلزی در شهرها و جاده‌های سراسر کشور.

کلمه «تونل» متضاد پل است؛ تونل برای عبور از زیر زمین یا کوه ساخته می‌شود، در حالی که پل از روی مانع عبور می‌کند.

«پل زدن» به معنی عمل ساختن یک پل است. مثلاً «کارگران مشغول پل زدن روی رودخانه هستند.»

نه، پل‌ها می‌توانند روی خشکی، دره‌ها، جاده‌های دیگر، یا حتی بین ساختمان‌ها ساخته شوند تا موانع مختلف را از سر راه بردارند.

تصاویر مختلف پل‌ها را ببینید و سعی کنید جملاتی درباره آن‌ها بسازید. همچنین به پل‌های اطراف خودتان توجه کنید و نامشان را به خاطر بسپارید.

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!