B2 verb Neutral|formal 1 min de leitura

طلب کردن

/talab kardan/

To demand or request payment of a debt.

Remember that "طلب کردن" primarily signifies demanding or requesting something that one believes is rightfully theirs, often implying an obligation from the other party.

Palavra em 30 segundos

  • To demand or request something owed or due.
  • Commonly used for money, debts, rights, or forgiveness.
  • Register is neutral to formal, can convey assertiveness.
  • Avoid for casual, simple favors; use 'خواهش' instead.
  • Reflects cultural emphasis on rights and obligations.

Summary

Remember that "طلب کردن" primarily signifies demanding or requesting something that one believes is rightfully theirs, often implying an obligation from the other party.

  • To demand or request something owed or due.
  • Commonly used for money, debts, rights, or forgiveness.
  • Register is neutral to formal, can convey assertiveness.
  • Avoid for casual, simple favors; use 'خواهش' instead.
  • Reflects cultural emphasis on rights and obligations.

Use for Debts & Rights

Employ 'طلب کردن' when you are asking for something that is rightfully yours or owed to you, such as money, an outstanding debt, or a legal right. For instance, 'او حقوق معوقه خود را طلب کرد' (He demanded his overdue salary).

Avoid for Casual Favors

Do not use 'طلب کردن' for simple, everyday favors or informal requests, as it can sound too demanding or formal. Instead of 'نمک را طلب می‌کنم' (I demand the salt), say 'لطفاً نمک را بدهید' (Please pass the salt).

Mind the Directness

While 'طلب کردن' can be neutral, direct demands in Persian culture sometimes require careful phrasing or a softer tone to avoid appearing impolite. Always consider the context and your relationship with the person you are addressing. For example, 'آیا امکان دارد بدهی را طلب کنم؟' is softer than a blunt demand.

Formal & Legal Contexts

In legal, financial, or highly formal settings, 'طلب کردن' is perfectly appropriate and often expected. It conveys a clear and unambiguous request or claim. For example, 'وکیل موکل خود را برای طلب خسارت راهنمایی کرد' (The lawyer advised his client to claim damages).

Exemplos

6 de 8
1

مدیر از کارمندان خود خواست که گزارشات را به موقع طلب کنند.

The manager asked his employees to request the reports on time.

2

او از خداوند برای بیماران شفا طلب کرد.

He asked God for healing for the sick.

3

دادگاه از متهم مدارک بیشتری را طلب نمود.

The court demanded more documents from the accused.

4

بچه‌ها از پدرشان بستنی طلب می‌کردند.

The children were asking their father for ice cream.

5

پژوهشگر در مقاله خود، بازنگری در نظریه‌های قدیمی را طلب کرد.

The researcher, in his article, called for a revision of old theories.

6

شرکت طلب خود را از مشتریان دیرکردی طلب کرد.

The company demanded its due from overdue customers.

Família de palavras

Substantivo
طلب
Verbo
طلب کردن
Advérbio
null
Adjetivo
طلبی
Relacionado
مطالبه

Dica de memorização

Imagine a 'TALAB' (like a 'tab' or bill) that you're trying to 'KARDAN' (like 'card' or present) to someone. You're demanding payment for that 'TALAB' or bill. So, 'TALAB KARDAN' is like presenting a 'tab' and demanding what's due. This vivid image helps link the sound to its core meaning of demanding what is owed.

کلیات

«طلب کردن» فعلی است که به معنای درخواست یا مطالبه چیزی است که شخص احساس می‌کند حق اوست یا به او تعلق دارد. این فعل می‌تواند بار معنایی خنثی تا کمی قاطعانه داشته باشد. معمولاً برای درخواست پول، بدهی، حق و حقوق، یا حتی بخشش به کار می‌رود. در برخی موارد، می‌تواند به معنای درخواست کمک یا راهنمایی نیز باشد، اما این کاربرد کمتر رایج است و بیشتر در بافت‌های خاص دیده می‌شود. حس اصلی آن، خواستن چیزی است که فرد بر آن ادعا یا مالکیت دارد. این فعل در زبان فارسی جایگاه ویژه‌ای دارد زیرا می‌تواند هم یک درخواست مودبانه و هم یک مطالبه قاطعانه باشد، بسته به لحن و بافت جمله. بار عاطفی آن معمولاً خنثی تا کمی جدی است و کمتر در موقعیت‌های کاملاً احساسی یا بسیار صمیمی استفاده می‌شود.

الگوهای کاربرد

«طلب کردن» در موقعیت‌های رسمی و نیمه‌رسمی بسیار رایج است، به خصوص در مکاتبات اداری، قراردادها، و مباحث مالی. در گفتار روزمره نیز کاربرد دارد، به ویژه هنگام صحبت از بدهی‌ها یا حقوق. مثلاً «پولم را از او طلب کردم.» در متون نوشتاری، مانند ادبیات، روزنامه‌نگاری، و حقوقی، فراوان دیده می‌شود. در گفتار محاوره، ممکن است کمی رسمی‌تر از «خواستن» یا «گفتن» به نظر برسد، اما بسته به بافت، کاملاً طبیعی است و به هیچ وجه غیرعادی نیست. استفاده از آن در مناطق مختلف فارسی‌زبان (ایران، افغانستان، تاجیکستان) تقریباً یکسان است و تفاوت‌های منطقه‌ای چشمگیری ندارد، که نشان‌دهنده فراگیری و استاندارد بودن این واژه است.

بافت‌های رایج: این فعل در زمینه‌های مختلفی مورد استفاده قرار می‌گیرد:

  • کار: در محیط کار، برای درخواست حقوق معوقه، مزایا یا حتی توضیح در مورد وظایف به کار می‌رود. مثال: «کارگران حقوق معوقه خود را از کارفرما طلب کردند.»
  • سفر: در سفر، ممکن است برای درخواست بازپرداخت هزینه (refund) یا جبران خسارت استفاده شود. مثال: «مسافر خسارت تاخیر پرواز را از شرکت هواپیمایی طلب کرد.»
  • رسانه: در اخبار و رسانه‌ها، برای بیان مطالبات عمومی، خواسته‌های سیاسی یا حقوقی مردم از دولت یا نهادها به کار می‌رود. مثال: «مردم عدالت اجتماعی را از مسئولان طلب می‌کنند.»
  • ادبیات: در ادبیات، برای بیان خواسته‌های شخصیت‌ها، مطالبات اخلاقی یا حتی طلب عشق و محبت استفاده می‌شود. مثال: «او از معشوق خود وفاداری طلب می‌کرد.»
  • تجارت: در محیط کسب‌وکار، برای درخواست پرداخت فاکتورها، تسویه حساب یا هرگونه مطالبه مالی دیگر استفاده می‌شود. مثال: «شرکت طلب خود را از مشتریان دیرکردی طلب کرد.»
  • شبکه‌های اجتماعی: در شبکه‌های اجتماعی کمتر رایج است، اما ممکن است در کمپین‌های مطالبات عمومی یا درخواست‌های جدی به کار رود. مثال: «فعالان محیط زیست، اقدام فوری برای حفاظت از طبیعت را در شبکه‌های اجتماعی طلب کردند.»

مقایسه با کلمات مشابه:

  • درخواست کردن (darxāst kardan): این فعل عمومی‌ترین واژه برای «درخواست کردن» است و بار معنایی خنثی و مودبانه‌ای دارد. می‌تواند برای هر نوع درخواستی، از یک لیوان آب تا یک کمک بزرگ، به کار رود. «طلب کردن» معمولاً برای چیزی است که شخص احساس می‌کند حق اوست یا باید به او داده شود، در حالی که «درخواست کردن» می‌تواند برای هر چیزی باشد و لزوماً حقانیتی در آن نهفته نیست.
  • تقاضا کردن (taqāzā kardan): این فعل کمی رسمی‌تر از «درخواست کردن» است و اغلب در موقعیت‌های اداری یا رسمی به کار می‌رود. مثلاً «تقاضای مرخصی.» «طلب کردن» می‌تواند شامل یک حس مطالبه باشد، در حالی که «تقاضا کردن» صرفاً یک درخواست رسمی است و بر حقانیت کمتر تأکید دارد.
  • مطالبه کردن (motālebe kardan): این فعل قوی‌ترین بار معنایی را در میان این سه دارد و به معنای «خواستن چیزی با اصرار و قاطعیت» است، به خصوص وقتی که شخص حق قانونی یا اخلاقی خود را می‌طلبد. «طلب کردن» می‌تواند به این معنا نیز باشد، اما «مطالبه کردن» تاکید بیشتری بر قاطعیت و اصرار دارد. «طلب کردن» می‌تواند یک درخواست ساده برای بدهی باشد، اما «مطالبه کردن» بیشتر برای حقوق و مطالبات بزرگ‌تر و با لحنی جدی‌تر است.

ثبت و لحن

«طلب کردن» در طیف وسیعی از موقعیت‌ها قابل استفاده است، اما بیشتر در بافت‌های خنثی تا رسمی کاربرد دارد. برای درخواست‌های مالی، حقوقی، یا هر چیزی که شخص احساس می‌کند به او تعلق دارد، مناسب است. از آن در مکالمات بسیار خودمانی و دوستانه برای درخواست‌های کوچک روزمره (مثلاً «لطفاً نمک را به من بده») اجتناب شود، زیرا ممکن است کمی سنگین یا بی‌ادبانه به نظر برسد و لحنی نامناسب ایجاد کند. در این موارد، «لطفاً بدهید» یا «ممکن است...» مناسب‌تر است. اما برای درخواست بازپرداخت پول یا طلب حق و حقوق، کاملاً مناسب و طبیعی است و لحن مناسبی را منتقل می‌کند. لحن آن می‌تواند از یک درخواست مودبانه (با استفاده از کلماتی مانند «لطفاً») تا یک مطالبه قاطعانه (در بافت‌های حقوقی) متغیر باشد و این انعطاف‌پذیری از ویژگی‌های این فعل است.

همنشینی‌ها در بافت: این فعل با کلمات مختلفی همنشین می‌شود که درک معنای دقیق آن را آسان‌تر می‌کند:

  • طلب کردن پول: «او پول قرضش را از من طلب کرد.» (He demanded his loan money from me.) - این شایع‌ترین کاربرد است و به معنای درخواست بازپرداخت پول قرضی یا بدهی است.
  • طلب کردن حق: «مردم حق خود را از دولت طلب می‌کنند.» (People demand their rights from the government.) - این همنشینی برای حقوق قانونی، اخلاقی یا اجتماعی به کار می‌رود و بر مطالبه حق تأکید دارد.
  • طلب کردن بدهی: «طلبکار بدهی‌اش را از بدهکار طلب کرد.» (The creditor demanded his debt from the debtor.) - کاربرد مالی و حقوقی دارد و به معنای درخواست بازپرداخت بدهی است.
  • طلب کردن بخشش: «او از خداوند طلب بخشش کرد.» (He asked God for forgiveness.) - این کاربرد معنوی و مذهبی است و به معنای درخواست عفو و آمرزش است.
  • طلب کردن خیر: «برای او طلب خیر کردم.» (I wished well for him.) - یک اصطلاح دعایی است که به معنای آرزوی خوبی و سعادت برای کسی است.
  • طلب کردن کمک: «از دوستانش طلب کمک کرد.» (He asked his friends for help.) - کمتر رایج است، اما ممکن است در موقعیت‌هایی که نیاز به یاری است، استفاده شود و لحنی جدی‌تر از «کمک خواستن» دارد.

Notas de uso

The word 'طلب کردن' generally falls into a neutral to formal register, making it suitable for most contexts involving claims or requests for what is due. It is widely used in both written and spoken Persian across various regions, with no significant local variations. While appropriate for financial, legal, or serious personal requests, it can sound overly formal or demanding if used for trivial favors in informal settings. On social media, it might appear in public demands or campaigns, but less so for personal interactions. Avoid using it for casual requests like asking for a pen; 'لطفاً خودکار را بدهید' would be more appropriate.

Erros comuns

A common mistake is using 'طلب کردن' for any general request, instead of reserving it for things that are owed or rightfully claimed. For instance, saying 'من از او طلب کردم که در را ببندد' (I demanded him to close the door) is usually incorrect; 'من از او خواستم که در را ببندد' (I asked him to close the door) is better. Another error is misusing prepositions; always use 'از' (az) to indicate the person or entity from whom something is being demanded, e.g., 'از او طلب کردم' (I demanded from him). Learners might also confuse it with 'درخواست کردن' when the context doesn't imply a right or obligation, leading to an unnecessarily strong or formal tone.

Dica de memorização

Imagine a 'TALAB' (like a 'tab' or bill) that you're trying to 'KARDAN' (like 'card' or present) to someone. You're demanding payment for that 'TALAB' or bill. So, 'TALAB KARDAN' is like presenting a 'tab' and demanding what's due. This vivid image helps link the sound to its core meaning of demanding what is owed.

Origem da palavra

The word 'طلب' (talab) is derived from Arabic, where its root 'ط ل ب' (ṭ-l-b) means 'to seek, request, or demand.' It entered the Persian language centuries ago, likely during the Islamic Golden Age, and combined with the Persian verb 'کردن' (kardan - to do/make) to form 'طلب کردن.' Its meaning has remained consistent with its Arabic origin, primarily denoting the act of asking for something that is due or desired. This linguistic fusion is common in Persian, reflecting its historical interactions with Arabic culture.

Contexto cultural

In Persian culture, direct demands can sometimes be perceived as impolite depending on the relationship and context, though 'طلب کردن' itself is a neutral term. It reflects a societal understanding of rights and obligations, especially in financial or legal matters. For instance, 'طلب بخشش کردن' (asking for forgiveness) is a significant cultural and religious act. While less prevalent in casual social media interactions, it appears in public discourse when groups demand rights or accountability. The concept of 'طلبکار بودن' (being a creditor) holds a strong position, emphasizing the right to claim what is due.

Exemplos

1

مدیر از کارمندان خود خواست که گزارشات را به موقع طلب کنند.

business

The manager asked his employees to request the reports on time.

2

او از خداوند برای بیماران شفا طلب کرد.

everyday

He asked God for healing for the sick.

3

دادگاه از متهم مدارک بیشتری را طلب نمود.

formal

The court demanded more documents from the accused.

4

بچه‌ها از پدرشان بستنی طلب می‌کردند.

informal

The children were asking their father for ice cream.

5

پژوهشگر در مقاله خود، بازنگری در نظریه‌های قدیمی را طلب کرد.

academic

The researcher, in his article, called for a revision of old theories.

6

شرکت طلب خود را از مشتریان دیرکردی طلب کرد.

business

The company demanded its due from overdue customers.

7

رستم از سهراب نام و نشان خود را طلب می‌کرد.

literary

Rostam demanded his name and lineage from Sohrab.

8

پس از تصادف، راننده از طرف مقابل جبران خسارت طلب کرد.

everyday

After the accident, the driver demanded compensation from the other party.

Família de palavras

Substantivo
طلب
Verbo
طلب کردن
Advérbio
null
Adjetivo
طلبی
Relacionado
مطالبه

Padrões gramaticais

فاعل + از + مفعول (شخص) + مفعول (چیز) + طلب کردن (مثال: من از او پول طلب کردم.) فاعل + مفعول (چیز) + طلب کردن (مثال: او حق خود را طلب کرد.) فاعل + مصدر + طلب کردن (مثال: او از من خواست که بروم و طلب بخشش کرد.) مفعول (چیز) + از + مفعول (شخص) + طلب شدن (ساختار مجهول) (مثال: پول از او طلب شد.) فاعل + (برای) + مفعول (شخص) + مفعول (چیز) + طلب کردن (مثال: او برای بیماران شفا طلب کرد.) فاعل + از + مصدر + طلب کردن (مثال: او از مسئولان خواستار اقدام فوری طلب کرد.)

Use for Debts & Rights

Employ 'طلب کردن' when you are asking for something that is rightfully yours or owed to you, such as money, an outstanding debt, or a legal right. For instance, 'او حقوق معوقه خود را طلب کرد' (He demanded his overdue salary).

Avoid for Casual Favors

Do not use 'طلب کردن' for simple, everyday favors or informal requests, as it can sound too demanding or formal. Instead of 'نمک را طلب می‌کنم' (I demand the salt), say 'لطفاً نمک را بدهید' (Please pass the salt).

Mind the Directness

While 'طلب کردن' can be neutral, direct demands in Persian culture sometimes require careful phrasing or a softer tone to avoid appearing impolite. Always consider the context and your relationship with the person you are addressing. For example, 'آیا امکان دارد بدهی را طلب کنم؟' is softer than a blunt demand.

Formal & Legal Contexts

In legal, financial, or highly formal settings, 'طلب کردن' is perfectly appropriate and often expected. It conveys a clear and unambiguous request or claim. For example, 'وکیل موکل خود را برای طلب خسارت راهنمایی کرد' (The lawyer advised his client to claim damages).

Teste-se

fill blank

جای خالی را با شکل صحیح فعل «طلب کردن» پر کنید.

او از دوستش ______ که پول قرض گرفته را برگرداند.

Correto! Quase. Resposta certa:

این جمله در زمان گذشته ساده است و نشان می‌دهد که عمل مطالبه در گذشته انجام شده است. «طلب کرد» شکل صحیح فعل برای فاعل «او» در زمان گذشته است.

multiple choice

کدام گزینه بهترین معنی را برای «طلب کردن» در جمله زیر دارد؟ «مردم عدالت را از مسئولان طلب می‌کنند.»

مردم عدالت را از مسئولان طلب می‌کنند.

Correto! Quase. Resposta certa:

در این بافت، «طلب کردن» به معنای خواستن با جدیت و اصرار (مطالبه) است، زیرا عدالت یک حق اساسی است. گزینه‌های دیگر کمتر این حس قاطعیت را منتقل می‌کنند.

sentence building

با استفاده از کلمات داده شده، یک جمله معنی‌دار بسازید که شامل «طلب کردن» باشد.

کلمات: شرکت، مشتری، پول، از، طلب کردن

Correto! Quase. Resposta certa:

این جمله ساختار دستوری صحیح فارسی را دارد: فاعل (شرکت) + از + مفعول (مشتری) + مفعول مستقیم (پول) + فعل (طلب کرد). این جمله نشان می‌دهد که شرکت پول خود را از مشتری درخواست کرده است.

error correction

جمله زیر را اصلاح کنید تا صحیح باشد.

من از او درخواست کردم که بدهی‌اش را طلب کند.

Correto! Quase. Resposta certa:

فعل «طلب کردن» به معنای درخواستِ چیزی از کسی است. در اینجا، منطقی‌تر است که شما از او بخواهید بدهی‌اش را «پرداخت کند»، نه اینکه خودش بدهی‌اش را «طلب کند». همچنین، «درخواست کردم» برای این منظور مناسب‌تر از «طلب کردم» است مگر اینکه شما خودتان طلبکار باشید.

Pontuação: /4

Recursos visuais

Word Family

طلب کردن

Nouns

  • طلب (talab - demand, request, debt)
  • مطالبه (motālebe - strong demand, claim)

Verbs

  • طلبیدن (talabidan - archaic form of 'to demand/request')

Adjectives

  • طلبی (talabi - owed, related to a demand)
  • طلبکار (talabkār - creditor, demanding)

Usage Contexts

Academic

  • طلب بازنگری در نظریه
  • طلب توضیح از نویسنده

Daily Life

  • طلب بخشش از خدا
  • طلب پول از دوست

Business

  • طلب حقوق معوقه
  • طلب بدهی از مشتری

Legal

  • طلب خسارت از متهم
  • طلب مدارک از شاهد

Literary

  • طلب عشق از معشوق
  • طلب نام و نشان

Social/Political

  • طلب عدالت اجتماعی
  • طلب حقوق شهروندی

Perguntas frequentes

10 perguntas

تفاوت اصلی در بار معنایی است. «طلب کردن» معمولاً برای چیزی است که شما احساس می‌کنید حق شماست یا به شما بدهکارند، مانند پول یا حق و حقوق. اما «درخواست کردن» یک درخواست عمومی‌تر و مودبانه‌تر است که لزوماً بر حقانیت تاکید ندارد. مثلاً، شما یک لیوان آب را «درخواست» می‌کنید، اما پول قرضی خود را «طلب» می‌کنید.

خیر، همیشه به معنای قاطعیت نیست. بسته به لحن و بافت جمله، می‌تواند یک درخواست مودبانه نیز باشد، به خصوص اگر با کلماتی مانند «لطفاً» همراه شود. اما در مقایسه با «درخواست کردن»، پتانسیل بیشتری برای بیان قاطعیت دارد و می‌تواند لحنی جدی‌تر داشته باشد.

بله، در برخی موارد می‌توان از آن برای درخواست کمک استفاده کرد، اما این کاربرد کمتر رایج است. معمولاً «کمک خواستن» یا «درخواست کمک» متداول‌تر است. اگر از «طلب کمک کردن» استفاده شود، ممکن است کمی رسمی‌تر یا جدی‌تر به نظر برسد و حس ضرورت بیشتری را منتقل کند.

پیشوند «از» برای نشان دادن کسی یا چیزی است که درخواست یا مطالبه از او صورت می‌گیرد. مثلاً «پولم را از او طلب کردم.» به این معناست که من پولم را از شخص «او» درخواست کردم. این پیشوند در بسیاری از ساختارهای فعلی فارسی برای نشان دادن مبدأ عمل استفاده می‌شود.

بله، «طلب کردن» در زبان محاوره نیز کاربرد دارد، به خصوص در مواردی که صحبت از بدهی، پول یا حقوق است. اما برای درخواست‌های بسیار کوچک و روزمره، ممکن است کمی رسمی به نظر برسد و افراد ترجیح دهند از افعال ساده‌تر مانند «خواستم» یا «گفتم» استفاده کنند. با این حال، در مجموع، واژه‌ای رایج در محاوره است.

بله، «طلب کردن» می‌تواند به صورت مجهول نیز استفاده شود. مثلاً «پول از او طلب شد» به این معنی که پول از او درخواست یا مطالبه شد. ساختار مجهول آن با اضافه کردن فعل «شدن» به بن ماضی فعل «طلب کردن» (طلب کرده) ساخته می‌شود.

لزوماً بار معنایی منفی ندارد. اگرچه می‌تواند در موقعیت‌های مطالبه‌گرانه استفاده شود، اما بیانگر حق طبیعی یا قانونی فرد است. تنها در صورتی که مطالبه ناعادلانه باشد یا با لحنی تند و بی‌ادبانه مطرح شود، ممکن است بار منفی پیدا کند. در حالت عادی، یک فعل خنثی یا کمی جدی است.

برای استفاده مودبانه‌تر از «طلب کردن»، می‌توانید آن را با کلمات و عبارات مودبانه ترکیب کنید. مثلاً «لطفاً پولم را طلب می‌کنم» یا «ممکن است بدهی‌تان را طلب کنم؟» استفاده از لحن آرام و محترمانه نیز در گفتار به مودبانه‌تر شدن آن کمک می‌کند. انتخاب واژگان مناسب و لحن صحیح بسیار مهم است.

بله، «طلب کردن» در ادبیات کلاسیک فارسی بسیار رایج بوده و در اشعار و متون کهن به وفور یافت می‌شود. به خصوص در معنای «خواستن» یا «جستجو کردن» چیزی (مانند طلب علم، طلب یار). این نشان‌دهنده ریشه‌دار بودن و قدمت این فعل در زبان فارسی است.

خیر، تفاوت منطقه‌ای قابل توجهی در کاربرد «طلب کردن» در کشورهای فارسی‌زبان (ایران، افغانستان، تاجیکستان) وجود ندارد. این فعل به صورت استاندارد و با معنای مشابه در تمام این مناطق استفاده می‌شود. ممکن است لهجه‌ها متفاوت باشد، اما معنا و کاربرد اصلی ثابت است.

Foi útil?
Nenhum comentário ainda. Seja o primeiro a compartilhar suas ideias!