B2 noun Formal|neutral 1分钟阅读

گواه

govāh /ɡɒːvɒːh/

A 'gavaah' is any fact or information that serves as evidence to confirm the truth of a matter.

30秒词汇

  • Evidence or witness supporting a claim's truth.
  • Used in legal, scientific, and everyday contexts.
  • Can be a person, document, or any confirming sign.

Overview

واژه «گواه» در زبان فارسی به معنای شاهدی است که برای اثبات یا تأیید یک موضوع، واقعه یا حقیقت به کار می‌رود. این کلمه می‌تواند به صورت یک شخص (شاهد عینی)، یک مدرک، یک نشانه یا هر چیزی که دال بر صحت یا سقم امری باشد، اطلاق شود. در واقع، گواه، اطلاعات یا شواهدی را در اختیار قرار می‌دهد که نشان می‌دهد آیا یک باور درست است یا خیر. این مفهوم در جنبه‌های مختلف زندگی، از جمله مسائل حقوقی، علمی، و حتی در مکالمات روزمره کاربرد دارد.

«گواه» معمولاً به عنوان اسم به کار می‌رود و می‌تواند مفعول، فاعل یا مسند جمله باشد. این کلمه اغلب با افعالی مانند «بودن»، «آوردن»، «پذیرفتن»، «ارائه دادن» و «شهادت دادن» همراه می‌شود. همچنین، می‌توان از صفاتی مانند «معتبر»، «رسمی»، «قانونی»، «کافی» و «قوی» برای توصیف آن استفاده کرد. در ترکیب با کلمات دیگر، عباراتی مانند «گواهینامه»، «گواه احوال»، «گواهینامه رانندگی» و «گواه شرعی» را می‌سازد.

محیط‌های حقوقی و قضایی یکی از رایج‌ترین زمینه‌های استفاده از واژه «گواه» است، جایی که شهود و مدارک برای اثبات حقایق به کار می‌روند. در علم، یافته‌ها و داده‌ها به عنوان گواه نظریه‌ها عمل می‌کنند. در زندگی روزمره، یک عکس، یک نامه، یا حتی رفتار یک فرد می‌تواند گواه نیت یا حقیقت باشد. به عنوان مثال، «حضور او در صحنه جرم، گواه مهمی بود.» یا «این آزمایش، گواه اثربخشی دارو است.»

«شاهد» و «گواه» اغلب به جای یکدیگر استفاده می‌شوند، اما «شاهد» بیشتر به فردی اشاره دارد که واقعه‌ای را دیده یا شنیده است (شاهد عینی). در حالی که «گواه» می‌تواند شامل شهود، اسناد، مدارک، نشانه‌ها و هر نوع اطلاعاتی باشد که صحت امری را تأیید می‌کند. «مدرک» نیز به هر شیء یا اطلاعاتی گفته می‌شود که برای اثبات یا رد یک ادعا به کار می‌رود و می‌تواند نوعی گواه باشد. «دلیل» مفهومی کلی‌تر دارد و به هر چیزی که امری را روشن یا اثبات کند، اطلاق می‌شود و گواه یکی از انواع دلایل است.

例句

1

حضور او در محل حادثه، گواه روشنی بر وقوع جرم بود.

everyday

His presence at the scene of the accident was clear evidence of the crime.

2

دادگاه به دنبال گواه معتبر برای اثبات بی‌گناهی متهم است.

formal

The court is seeking credible testimony/evidence to prove the defendant's innocence.

3

این عکس‌ها گواه این هستند که ما دیروز آنجا بودیم.

informal

These photos are proof that we were there yesterday.

4

یافته‌های تجربی، گواه نظریه نسبیت اینشتین محسوب می‌شوند.

academic

The experimental findings are considered evidence for Einstein's theory of relativity.

常见搭配

گواه بودن To be evidence/proof
گواه آوردن To present evidence/witness
گواه معتبر Credible evidence/witness

常用短语

گواه هستم

I bear witness

گواهینامه رانندگی

Driver's license

به گواه تاریخ

According to history / History bears witness

容易混淆的词

گواه vs شاهد

'Shahed' typically refers to a person who witnesses an event directly (an eyewitness). 'Gavaah' is a broader term that can include people, documents, signs, or any information that confirms a fact.

گواه vs مدرک

'Madrak' refers to a document or object used to prove or disprove a claim. It can function as a type of 'gavaah', but 'gavaah' is the more general concept of evidence itself.

语法模式

فاعل + گواه + بودن + که/است + جمله فاعل + گواه + حرف اضافه + مفعول + بودن گواه + صفت + بودن

How to Use It

使用说明

The word 'gavaah' is commonly used in formal and legal contexts but is also understood in everyday Persian. It emphasizes the act of providing confirmation or proof for a statement or event.


常见错误

Confusing 'gavaah' with 'shahed' is common; remember 'shahed' is usually a person, while 'gavaah' is the evidence itself. Avoid using it for abstract concepts unless the context makes it clear.

Tips

💡

Understand 'Gavaah' as Proof

Think of 'gavaah' as anything that provides proof or evidence. It helps confirm if something is true or not.

⚠️

Distinguish from 'Shahed'

While related, 'shahed' usually refers to a person witnessing an event, whereas 'gavaah' is broader, encompassing documents and signs.

🌍

Legal and Formal Usage

In Persian culture, the concept of 'gavaah' is crucial in legal proceedings and formal documentation, emphasizing the need for reliable evidence.

词源

The word 'gavaah' originates from Middle Persian ('gwāh') and ultimately traces back to Proto-Iranian roots related to 'seeing' or 'witnessing'. It shares origins with Sanskrit words for witness.

文化背景

In Iranian culture, providing truthful testimony ('gavaah') is highly valued, especially in legal matters. The concept is deeply embedded in social and judicial systems.

记忆技巧

Imagine a 'gavaah' (guard) watching over the truth, providing evidence to keep it safe and confirmed.

常见问题

4 个问题

«شاهد» معمولاً به یک شخص اشاره دارد که واقعه‌ای را مستقیماً تجربه کرده است. در حالی که «گواه» مفهوم وسیع‌تری دارد و می‌تواند شامل افراد، اسناد، مدارک، نشانه‌ها یا هر نوع اطلاعاتی باشد که به اثبات حقیقتی کمک می‌کند.

خیر، «گواه» می‌تواند برای اثبات صحت یا رد یک موضوع به کار رود. مثلاً، یک گواه می‌تواند نشان‌دهنده بی‌گناهی یا گناهکاری فرد باشد.

این کلمه به طور گسترده در مباحث حقوقی (شهادت، اسناد)، علمی (یافته‌ها، داده‌ها) و همچنین در مکالمات روزمره برای تأیید یا اثبات یک موضوع به کار می‌رود.

بله، گاهی اوقات یک نشانه یا یک اتفاق می‌تواند گواه یک وضعیت یا احساس باشد، حتی اگر یک مدرک ملموس نباشد. مثلاً، سکوت او گواه رضایتش بود.

自我测试

fill blank

حضور او در صحنه جرم، ______ مهمی برای اثبات ادعا بود.

正确! 不太对。 正确答案: گواه

در این جمله، منظور از چیزی که ادعا را اثبات می‌کند، شواهد و اطلاعات موجود است که «گواه» بهترین واژه برای بیان این مفهوم است.

multiple choice

این یافته‌های علمی، ______ بر کارایی روش جدید است.

正确! 不太对。 正确答案: گواه

«گواه» به معنی شاهدی است که بر درستی چیزی دلالت می‌کند و در این جمله به بهترین شکل، ارتباط بین یافته‌ها و کارایی روش را نشان می‌دهد.

sentence building

حقیقت / گواه / ارائه / باید / او / دهد

正确! 不太对。 正确答案: او باید گواه حقیقت دهد.

این ترتیب صحیح‌ترین و طبیعی‌ترین ساختار جمله در زبان فارسی است که بیان می‌کند فرد باید شاهدی بر حقیقت ارائه کند.

得分: /3

有帮助吗?
还没有评论。成为第一个分享想法的人!