B1 adjective محايد #7,500 الأكثر شيوعاً 1 دقيقة للقراءة

بالدار

bal-dar /bɒːlˈdɒːr/

To master 'بالدار' means recognizing its core descriptive function for anything with wings, understanding its neutral tone, and applying it across diverse contexts from biology to mythology.

بالدار في 30 ثانية

  • Describes anything possessing wings, literally or figuratively.
  • Neutral adjective, suitable for both formal and informal contexts.
  • Commonly used for birds, insects, and mythical creatures.
  • Avoid confusing with 'پردار' (feathered), which describes covering.
  • Evokes feelings of freedom, lightness, or swiftness in literature.

نمای کلی

کلمه «بالدار» (baldaar) یک صفت ساده و در عین حال پرکاربرد در زبان فارسی است که به معنای «دارای بال» یا «مجهز به بال» به کار می‌رود. این کلمه عمدتاً برای توصیف موجوداتی که به طور طبیعی بال دارند، مانند پرندگان، حشرات (مانند پروانه یا زنبور) و خفاش‌ها استفاده می‌شود. علاوه بر کاربرد زیست‌شناختی، «بالدار» در ادبیات و فرهنگ عامه نیز برای توصیف موجودات اساطیری و خیالی مانند فرشتگان، سیمرغ، و اژدهای بالدار به کار می‌رود. از نظر حسی، این کلمه معمولاً بار مثبت یا خنثی دارد و حس سبکی، آزادی، توانایی پرواز، رهایی و گاهی اوقات قدرت یا شکوه را تداعی می‌کند. در برخی موارد، می‌تواند به سرعت و چابکی نیز اشاره داشته باشد، زیرا بال‌ها ابزاری برای حرکت سریع در هوا هستند. به ندرت، ممکن است در توصیف اشیایی که به نوعی شبیه بال هستند یا عملکردی شبیه بال دارند (مانند برخی هواپیماها یا وسایل نقلیه مفهومی) نیز به صورت استعاری به کار رود، هرچند که این کاربرد کمتر رایج است.

الگوهای کاربرد

کلمه «بالدار» یک صفت نسبتاً خنثی است و در هر دو بافت رسمی و غیررسمی، و هم در گفتار و هم در نوشتار قابل استفاده است. تفاوت چندانی در کاربرد منطقه‌ای آن در فارسی وجود ندارد و در تمام مناطق فارسی‌زبان (ایران، افغانستان، تاجیکستان) به یک معنا و با یک مفهوم استفاده می‌شود. در نوشتار علمی و تخصصی (مانند زیست‌شناسی یا جانورشناسی)، این کلمه به صورت دقیق و فنی برای طبقه‌بندی و توصیف گونه‌ها به کار می‌رود، مثلاً «حشرات بالدار». در ادبیات و شعر، استفاده از «بالدار» می‌تواند بار استعاری و شاعرانه به خود بگیرد و به مفاهیمی مانند آرزو، اوج‌گیری و فراتر رفتن از محدودیت‌ها اشاره کند. در مکالمات روزمره، معمولاً برای اشاره به پرندگان یا حشرات دیده شده استفاده می‌شود، مثلاً «آن پرنده بالدار زیبا را دیدی؟».

زمینه‌های رایج

«بالدار» در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد. در حوزه زیست‌شناسی و علوم طبیعی، برای اشاره به دسته‌بندی‌های جانوری مانند «مهره‌داران بالدار» یا «بی‌مهرگان بالدار» استفاده می‌شود. در ادبیات و هنر، به کرات برای توصیف موجودات اساطیری و نمادین مانند «فرشته بالدار»، «اسب بالدار» (پگاسوس) یا «دیو بالدار» دیده می‌شود که هر یک نمادی از قدرت، زیبایی، یا شر هستند. در رسانه‌ها و فرهنگ عامه، ممکن است در فیلم‌ها، بازی‌ها یا داستان‌های فانتزی برای توصیف شخصیت‌ها یا موجودات خاص به کار رود. در شبکه‌های اجتماعی، کاربران ممکن است برای توصیف عکس یا ویدیویی از یک پرنده یا حشره زیبا از آن استفاده کنند. در زمینه سفر، ممکن است به ندرت در توصیف مناظر طبیعی حاوی پرندگان خاص یا مجسمه‌های بالدار در اماکن تاریخی به کار رود. در محیط کار، مگر اینکه شغل مرتبط با زیست‌شناسی، هنر یا طراحی باشد، کاربرد مستقیم و رایجی ندارد، اما می‌تواند در صنایع خلاق برای توصیف طرح‌ها یا ایده‌هایی که حس پرواز یا سبکی را القا می‌کنند، به صورت استعاری استفاده شود.

مقایسه با کلمات مشابه

در زبان فارسی، کلمات کمی وجود دارند که دقیقاً مترادف «بالدار» باشند. نزدیک‌ترین کلمه، «پردار» است که به معنای «دارای پَر» است. تفاوت اصلی این است که «پردار» بیشتر به پوشش بدن (پر) اشاره دارد، در حالی که «بالدار» به اندام پرواز (بال) اشاره می‌کند. یک موجود می‌تواند پردار باشد اما بالدار نباشد (مانند جوجه‌ای که هنوز پرواز نمی‌کند یا برخی نژادهای مرغ که بال‌های کوچک دارند و پرواز نمی‌کنند). از سوی دیگر، موجودات بالدار همیشه پردار نیستند؛ مثلاً خفاش‌ها بالدار هستند اما پر ندارند، یا حشرات بالدار هستند اما نه پر. عبارت «دارای بال» نیز به لحاظ معنایی کاملاً مشابه است، اما یک عبارت است نه یک کلمه واحد. «پرنده» نیز کلمه‌ای مرتبط است، اما «پرنده» یک اسم است (موجودی که پرواز می‌کند) در حالی که «بالدار» یک صفت است (دارای بال). پس، «بالدار» بر ویژگی داشتن بال تمرکز دارد و از این جهت منحصر به فرد است.

ثبت و لحن

«بالدار» یک صفت خنثی است و در اکثر بافت‌ها، از جمله رسمی، علمی، ادبی، و گفتگوی روزمره مناسب است. لحن آن معمولاً توصیفی و عینی است و بار احساسی قوی ندارد، مگر اینکه در بافت‌های خاصی مانند شعر یا داستان‌های فانتزی برای ایجاد حس خاصی به کار رود. به عنوان مثال، در توصیف یک «فرشته بالدار»، کلمه «بالدار» به شکوه و معصومیت فرشته می‌افزاید. در مکالمات روزمره، می‌توان بدون هیچ ملاحظه‌ای از آن استفاده کرد. هیچ موقعیت خاصی وجود ندارد که استفاده از این کلمه نامناسب تلقی شود، مگر اینکه بخواهید به جای آن از یک اصطلاح تخصصی‌تر در یک زمینه خاص استفاده کنید. به طور کلی، «بالدار» کلمه‌ای ایمن و همه‌کاره است.

همنشینی‌ها در متن: «بالدار» اغلب با کلمات زیر همنشین می‌شود:

  • موجودات بالدار: این ترکیب بسیار رایج است و به هر نوع جاندار دارای بال اشاره دارد، از حشرات گرفته تا پرندگان و موجودات افسانه‌ای. مثال: «در طبیعت، تنوع بی‌نظیری از موجودات بالدار وجود دارد.»
  • پرنده بالدار: برای تأکید بر ویژگی پرواز در پرندگان استفاده می‌شود، هرچند که اکثر پرندگان بالدار هستند. مثال: «آن پرنده بالدار با سرعت از بالای سر ما گذشت.»
  • حشره بالدار: برای توصیف حشراتی که قادر به پرواز هستند. مثال: «پروانه یک حشره بالدار زیباست.»
  • فرشته بالدار: در ادبیات و هنر برای توصیف فرشتگان. مثال: «نقاشی‌های رنسانس اغلب فرشتگان بالدار را به تصویر می‌کشند.»
  • اژدهای بالدار: در داستان‌های فانتزی و اساطیر. مثال: «شوالیه‌ها با اژدهای بالدار مبارزه کردند.»
  • اسب بالدار: اشاره به پگاسوس در اساطیر یونان. مثال: «پگاسوس، اسب بالدار افسانه‌ای، نماد الهام است.»
  • موجود فضایی بالدار: در داستان‌های علمی-تخیلی. مثال: «در فیلم، موجودات فضایی بالدار به زمین حمله کردند.»
  • ماشین/پهپاد بالدار: در طراحی‌های آینده‌نگر یا فناوری‌های نوین. مثال: «نمونه اولیه یک ماشین بالدار برای پروازهای شهری معرفی شد.»

این همنشینی‌ها نشان می‌دهند که «بالدار» چگونه می‌تواند در بافت‌های مختلف معنای خود را تکمیل و تقویت کند.

أمثلة

1

آن پرنده بالدار کوچک با سرعت از بالای سر ما گذشت.

everyday

That small winged bird quickly passed over our heads.

2

در متون زیست‌شناسی، حشرات بالدار به دسته‌های مختلفی تقسیم می‌شوند.

academic

In biological texts, winged insects are divided into various categories.

3

کودک با ذوق به نقاشی فرشته بالدار روی دیوار خیره شد.

literary

The child stared enthusiastically at the painting of the winged angel on the wall.

4

پروانه‌ها نمونه‌ای از موجودات بالدار زیبا هستند که در باغ‌ها دیده می‌شوند.

everyday

Butterflies are an example of beautiful winged creatures seen in gardens.

5

مهندسان در حال طراحی یک پهپاد بالدار جدید برای عملیات شناسایی هستند.

business

Engineers are designing a new winged drone for reconnaissance operations.

6

در اساطیر یونان، پگاسوس یک اسب بالدار افسانه‌ای بود.

literary

In Greek mythology, Pegasus was a legendary winged horse.

7

این مجسمه قدیمی، نمادی از یک الهه بالدار باستانی است.

formal

This ancient statue is a symbol of an ancient winged goddess.

8

او با شوخی گفت: «آه، اگر من هم مثل تو بالدار بودم، می‌توانستم پرواز کنم!»

informal

He joked, 'Oh, if I were winged like you, I could fly!'

أنماط نحوية

اسم + بالدار: پرنده بالدار (winged bird) صفت + بالدار + اسم: یک حشره بالدار کوچک (a small winged insect) موجودات + بالدار: موجودات بالدار در طبیعت (winged creatures in nature) اسم + صفت + بالدار: فرشته‌ای زیبا و بالدار (a beautiful and winged angel) فعل + (به صورت) بالدار: او بالدار پرواز کرد (He flew in a winged manner - less common) اسم + (با) بالدار + صفت: مجسمه‌ای با شمایلی بالدار (a statue with a winged appearance)

كيفية الاستخدام

ملاحظات الاستخدام

The adjective 'بالدار' is predominantly neutral in register, making it suitable for a wide range of contexts from formal academic texts to informal daily conversations. There are no significant regional preferences; it is understood and used consistently across Persian-speaking regions. In written Persian, it's a standard descriptive adjective. In spoken Persian, it's equally common. On social media, it might be used descriptively for photos/videos of birds or insects, or metaphorically in creative posts. It's generally safe to use and there are few situations where it would be inappropriate, unless a more specific or technical term is required in a very specialized field.


أخطاء شائعة

A common mistake is confusing 'بالدار' (winged) with 'پردار' (feathered). While many winged creatures are feathered, the terms are not interchangeable, as bats are winged but not feathered. Another error is using it where a verb form like 'پروازکننده' (flying) would be more appropriate to describe an ongoing action. For example, 'پرنده بالدار در حال پرواز است' (The winged bird is flying) is correct, but 'پرنده بالدار است' (The bird is winged) describes its state. Avoid literal translations from English if a more natural Persian adjective exists; 'بالدار' is usually the most direct and natural choice for 'winged'.

نصائح

💡

Focus on the 'Wing' Core

Remember 'بالدار' fundamentally means 'having wings'. This helps in understanding its application to birds, insects, and even mythical creatures like 'فرشته بالدار' (winged angel). Always link it back to the presence of wings.
⚠️

Don't Confuse with 'Pardaar'

While 'پردار' (feathered) is related, it's not a direct synonym. 'بالدار' refers to the wing itself, for flight, whereas 'پردار' refers to being covered in feathers. A bat is 'بالدار' but not 'پردار'.
🌍

Mythical & Poetic Usage

In Persian culture and literature, 'بالدار' often appears in descriptions of mythical beings like Simorgh or angels, symbolizing freedom, divinity, or magical abilities. This adds a rich, imaginative layer to its meaning beyond mere biology.
🎓

Figurative and Modern Adaptations

Beyond literal use, consider its figurative potential. While less common, 'بالدار' can describe innovative designs or concepts that evoke flight or lightness, such as 'طراحی بالدار' (winged design) for futuristic vehicles, expanding its utility.

أصل الكلمة

The word 'بالدار' is a compound word in Persian. It consists of 'بال' (bâl), meaning 'wing', and the suffix 'ـدار' (-dâr), which means 'having' or 'possessing'. This suffix is very common in Persian for forming adjectives from nouns, indicating possession or characteristic. The root 'بال' itself is an ancient Persian word. The combination 'بالدار' has been in use for centuries, consistently meaning 'winged' or 'having wings', reflecting a direct and clear linguistic construction.

السياق الثقافي

In Persian culture, 'بالدار' often carries a sense of wonder and spiritual significance, largely due to its association with mythical creatures. Angels (فرشتگان بالدار) and the legendary Simorgh are prominent figures in Persian literature and art, symbolizing purity, divine messages, wisdom, and transcendence. This makes 'بالدار' more than just a biological descriptor; it evokes a rich tapestry of folklore and poetry. On social media, while it can be used for literal descriptions of animals, it also appears in poetic captions or when sharing art depicting winged beings, reflecting a continuity of this cultural appreciation across generations.

نصيحة للحفظ

Imagine a **BAL**let dancer with tiny, delicate **DAR**t-like wings attached to their back, gracefully soaring through the air. The word 'بالدار' (baldaar) sounds like 'bal-daar', reminding you of the 'bal' (wing) and the 'daar' (having/possessing) – a dancer 'having wings' for a beautiful flight.

الأسئلة الشائعة

10 أسئلة
«بالدار» صفتی است که به معنای «دارای بال» یا «مجهز به بال» به کار می‌رود. این کلمه برای توصیف موجودات یا اشیایی استفاده می‌شود که یک یا چند بال دارند. کاربرد اصلی آن برای اشاره به توانایی پرواز یا صرفاً داشتن ساختار بال است.
خیر، در حالی که کاربرد اصلی آن برای موجودات زنده مانند پرندگان و حشرات است، می‌تواند برای توصیف موجودات افسانه‌ای (مانند فرشتگان بالدار) و حتی به صورت استعاری برای اشیایی که شبیه بال دارند یا عملکردی مشابه بال را تقلید می‌کنند (مانند برخی طرح‌های هواپیما یا پهپاد) نیز استفاده شود.
تلفظ صحیح آن /bɒːlˈdɒːr/ است. بخش اول «بال» (bal) مانند کلمه 'ball' در انگلیسی با الف کشیده و بخش دوم «دار» (daar) نیز با الف کشیده تلفظ می‌شود. استرس روی هجای دوم 'دار' است.
«بالدار» به معنای داشتن اندام پرواز (بال) است، در حالی که «پردار» به معنای داشتن پوشش بدن (پر) است. همه موجودات بالدار لزوماً پردار نیستند (مثلاً خفاش‌ها)، و همه موجودات پردار لزوماً بالدار نیستند (مثلاً جوجه‌ها یا برخی پرندگان که توان پرواز ندارند).
«بالدار» یک صفت خنثی است و هم در بافت‌های رسمی (مانند متون علمی) و هم در بافت‌های غیررسمی (مانند مکالمات روزمره) قابل استفاده است. لحن آن معمولاً توصیفی و بدون بار احساسی قوی است.
بله، در ترکیب با کلمات دیگر معانی مشخصی پیدا می‌کند. مثلاً «موجودات بالدار» یک اصطلاح عمومی است، «فرشته بالدار» به یک مفهوم اساطیری اشاره دارد، و «حشره بالدار» یک دسته‌بندی زیست‌شناختی است. این ترکیبات معنای کلمه را غنی‌تر می‌کنند.
به طور کلی خیر. «بالدار» عمدتاً خنثی یا دارای بار مثبت (مانند آزادی یا زیبایی) است. مگر اینکه در توصیف موجودی ترسناک (مانند «اژدهای بالدار») استفاده شود که در آن صورت، بار منفی از خود آن موجود نشأت می‌گیرد نه از صفت «بالدار».
برای استفاده بهتر، آن را با اسامی مرتبط ترکیب کنید. به جای گفتن «پرنده‌ای که بال دارد»، بگویید «پرنده بالدار». همچنین می‌توانید در توصیف تخیلی، مانند «رویاهای بالدار»، از آن استفاده کنید تا به حس پرواز و اوج‌گیری اشاره کنید.
مترادف‌های تک‌کلمه‌ای دقیق برای «بالدار» در فارسی کم هستند. «پردار» نزدیک‌ترین است اما تفاوت معنایی دارد. عبارت «دارای بال» نیز از نظر معنایی مشابه است اما یک عبارت وصفی است نه یک کلمه واحد. تمرکز بر خود کلمه «بالدار» بهترین راه است.
بله، در ادبیات فارسی، «بالدار» اغلب برای توصیف موجودات اساطیری مانند سیمرغ، فرشتگان و دیوها به کار می‌رود تا به قدرت، زیبایی، یا ماهیت فراطبیعی آن‌ها اشاره کند. همچنین می‌تواند استعاره‌ای از آرزوها، اوج‌گیری و فراتر رفتن از محدودیت‌ها باشد.

اختبر نفسك

fill blank

در آسمان، یک _______ زیبا پرواز می‌کرد.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:

«پرنده بالدار» به موجودی اشاره دارد که قادر به پرواز در آسمان است. سایر گزینه‌ها نمی‌توانند در آسمان پرواز کنند.

multiple choice

یک حشره بالدار چیست؟

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:

صفت «بالدار» به معنای «دارای بال» است، بنابراین بهترین توصیف برای حشره‌ای است که بال دارد. گزینه 'پر دارد' دقیق نیست زیرا همه حشرات پر ندارند.

sentence building

کلمات: فرشته، بالدار، نقاشی، در، قدیمی، یک، بود.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:

این جمله با استفاده از کلمات داده شده، یک ساختار دستوری صحیح و معنای کامل را ارائه می‌دهد. 'فرشته بالدار' یک ترکیب رایج است.

error correction

جمله اشتباه: من یک پرنده پردار دیدم که پرواز می‌کرد.

صحيح! ليس تمامًا. الإجابة الصحيحة:

اگر پرنده پرواز می‌کرده، تأکید بر 'بالدار' بودن آن صحیح‌تر است تا 'پردار' بودن. پردار به پوشش اشاره دارد، بالدار به قابلیت پرواز.

النتيجة: /4

هل كان هذا مفيداً؟
لا توجد تعليقات بعد. كن أول من يشارك أفكاره!