شبكة الكلمة: گاو
تم العثور على 6 روابط
شبكة تفاعلية
تُستخدم في عبارات (6)
گاو از آب گلآلود میخورد
Cow drinks from muddy water
گاو نه من شیر
Cow of nine maunds of milk
تا گوساله گاو شود، دل مادر آب شود
Things take time and effort
گاو همسایه شیرش بیشتره
The neighbor's cow gives more milk
تا نباشد چوب تر، فرمان نبرد گاو و خر
No pain, no gain / Discipline needed
کار هر بز نیست خرمن کوفتن، گاو نر میخواهد و مرد کهن
Not every goat's job to thresh, needs an ox and old man