Ma'sum describes someone who is innocent, pure, and free from moral wrongdoing.
الكلمة في 30 ثانية
- Innocent, pure, free from moral wrong.
- Used for people, children, and abstract concepts.
- Carries a deeper sense of inherent purity.
Overview
واژه «معصوم» در زبان فارسی، ریشه در عربی دارد و به معنای بیگناه، پاک و دور از هرگونه خطا و گناه است. این صفت اغلب برای توصیف افرادی به کار میرود که از نظر اخلاقی پاک بوده و هیچ عمل نادرستی از آنها سر نزده است. مفهوم معصومیت میتواند در زمینههای مختلفی از جمله حقوقی، مذهبی و اخلاقی به کار رود.
«معصوم» معمولاً به عنوان صفت برای اسمها (افراد، کودکان، حیوانات) به کار میرود. همچنین میتواند به صورت توصیفی برای مفاهیم انتزاعی مانند «قلب معصوم» یا «نگاه معصوم» نیز استفاده شود. در برخی متون، این واژه به معنای بیدفاع یا آسیبپذیر نیز به کار رفته است.
این واژه در مکالمات روزمره برای اشاره به کودکان یا افرادی که مورد سوء استفاده قرار گرفتهاند، به وفور شنیده میشود. در ادبیات، داستانها و اشعار نیز برای بیان پاکی و بیگناهی شخصیتها یا مفاهیم استفاده میشود. در متون دینی، مفهوم عصمت برای پیامبران و امامان به کار میرود که به معنای مصونیت از گناه است.
«پاک» واژهای عمومیتر است و میتواند به معنای تمیز، خالص و بدون آلودگی باشد. «معصوم» جنبه اخلاقی و گناه آلودگی را برجسته میکند و به طور خاص به بیگناهی در برابر خطا اشاره دارد.
«بیگناه» بیشتر به معنای کسی است که جرمی مرتکب نشده و از نظر قانونی یا عرفی تبرئه شده است. «معصوم» بار معنایی عمیقتری دارد و به پاکی ذاتی و دور بودن از هرگونه گناه اشاره میکند، حتی گناهان کوچک و خطاهای اخلاقی.
«بیتقصیر» معمولاً در موقعیتهای حقوقی یا قضایی به کار میرود و به معنای نداشتن تقصیر در یک حادثه یا جرم خاص است. «معصوم» مفهومی گستردهتر دارد و به کلیت رفتار و ذات فرد اشاره دارد.
ملاحظات الاستخدام
The word 'Ma'sum' is generally used in a positive or neutral sense. It can be used formally in religious or literary contexts, and informally when describing children or someone perceived as pure.
أخطاء شائعة
Mistaking 'Ma'sum' solely for legal innocence ('bigonah'). It carries a stronger connotation of moral and inherent purity. Avoid using it where simple lack of guilt is intended.
نصيحة للحفظ
Think of 'Ma'sum' as 'My Sum' of good deeds – a perfect, pure total, free of any errors.
أصل الكلمة
The word 'Ma'sum' comes from the Arabic root 'ʿ-ṣ-m', meaning to protect, preserve, or keep safe. In Islamic theology, it signifies being divinely protected from sin.
السياق الثقافي
The concept of 'Ismah' (عصمت), derived from the same root, is central in Shia Islam, referring to the infallibility of prophets and imams, considered the highest form of purity.
أمثلة
کودک با نگاهی معصوم به مادرش خیره شده بود.
everydayThe child stared at his mother with an innocent gaze.
در متون دینی، پیامبران به عنوان موجوداتی معصوم از گناه معرفی شدهاند.
academicIn religious texts, prophets are presented as beings infallible from sin.
او در مورد این اتفاق واقعاً معصوم بود و هیچ اطلاعی نداشت.
informalHe was truly innocent regarding this incident and had no clue.
قلب معصوم او هیچگاه آلوده به کینهتوزی نشد.
literaryHer innocent heart was never tainted by malice.
عائلة الكلمة
تلازمات شائعة
العبارات الشائعة
کودک معصوم
innocent child
قلب معصوم
innocent heart
نگاه معصومانه
innocent look (adverbial form)
يُخلط عادةً مع
'Bigonah' typically refers to being not guilty of a specific crime or offense, often in a legal sense. 'Ma'sum' implies a deeper, inherent purity and freedom from moral wrong.
'Pak' is a broader term meaning clean or pure in various senses (physically, spiritually). 'Ma'sum' specifically relates to moral innocence and freedom from sin.
أنماط نحوية
Focus on inherent purity
Remember that 'Ma'sum' often implies an intrinsic quality of innocence, not just a lack of guilt.
Avoid overuse in legal contexts
While it means innocent, 'bigonah' (بیگناه) is more common and precise in strict legal settings.
Religious significance of 'Ismah'
In Shia Islam, 'Ismah' (عصمت) refers to the divinely protected infallibility of prophets and imams, a high form of 'Ma'sum'.
اختبر نفسك
جمله زیر را با کلمه مناسب کامل کنید:
کودکان اغلب نگاهی ______ دارند که دل هر بینندهای را به رحم میآورد.
کودکان معمولاً به پاکی و بیگناهی شهرت دارند، بنابراین «معصوم» بهترین گزینه برای توصیف نگاه آنها در این جمله است.
بهترین مترادف برای «معصوم» در جمله زیر کدام است؟
او با وجود اتهامات، قلبی معصوم داشت و هیچ بدی در دلش نبود.
«پاک» در این متن به معنای دور بودن از بدی و ناپاکی است و به «معصوم» نزدیکترین معنا را دارد.
با کلمات داده شده، جملهای بسازید که مفهوم «معصوم» را برساند:
کودک / نگاه / معصوم / داشت
این جمله به درستی از صفت «معصوم» برای توصیف «نگاه» کودک استفاده کرده است.
🎉 النتيجة: /3
الأسئلة الشائعة
4 أسئلة«بیگناه» بیشتر به معنای کسی است که جرمی مرتکب نشده و از نظر قانونی تبرئه شده است. «معصوم» به پاکی ذاتی و دور بودن از هرگونه گناه و خطای اخلاقی اشاره دارد که مفهومی عمیقتر است.
خیر، «معصوم» میتواند برای توصیف حیوانات، کودکان و حتی مفاهیم انتزاعی مانند «قلب معصوم» نیز به کار رود.
این واژه در زمینههای حقوقی، مذهبی، اخلاقی و همچنین در ادبیات و مکالمات روزمره برای توصیف پاکی و بیگناهی به کار میرود.
در برخی موارد، «معصوم» میتواند به معنای سادهلوح، بیتجربه و یا حتی آسیبپذیر به کار رود که ممکن است در شرایط خاص، بار معنایی منفی تلقی شود.
Summary
Ma'sum describes someone who is innocent, pure, and free from moral wrongdoing.
- Innocent, pure, free from moral wrong.
- Used for people, children, and abstract concepts.
- Carries a deeper sense of inherent purity.
Focus on inherent purity
Remember that 'Ma'sum' often implies an intrinsic quality of innocence, not just a lack of guilt.
Avoid overuse in legal contexts
While it means innocent, 'bigonah' (بیگناه) is more common and precise in strict legal settings.
Religious significance of 'Ismah'
In Shia Islam, 'Ismah' (عصمت) refers to the divinely protected infallibility of prophets and imams, a high form of 'Ma'sum'.
أمثلة
4 من 4کودک با نگاهی معصوم به مادرش خیره شده بود.
The child stared at his mother with an innocent gaze.
در متون دینی، پیامبران به عنوان موجوداتی معصوم از گناه معرفی شدهاند.
In religious texts, prophets are presented as beings infallible from sin.
او در مورد این اتفاق واقعاً معصوم بود و هیچ اطلاعی نداشت.
He was truly innocent regarding this incident and had no clue.
قلب معصوم او هیچگاه آلوده به کینهتوزی نشد.
Her innocent heart was never tainted by malice.
مفردات ذات صلة
مزيد من كلمات family
عاقد
B1Marriage officiant.
عضو بودن
B1To be a member (of a family).
عقد
B1Marriage contract; formal engagement ceremony.
عقد کردن
B1To get married; to formalize a marriage contract.
عمه
A1Paternal aunt; the sister of one's father.
عمه زاده
B1Paternal cousin (child of paternal aunt).
عمهزاده
B1Paternal aunt's child (cousin).
عمو
A1Paternal uncle; the brother of one's father.
عموزاده
A2A cousin (child of one's paternal uncle).
عنایت
B1Care; attention; favor; consideration.