شبكة الكلمة: رها
تم العثور على 14 روابط
شبكة تفاعلية
كلمات ذات صلة (3)
روابط نحوية (5)
تُستخدم في عبارات (6)
سری توی سرها درآوردن
To make a name for oneself (head among heads).
چه خبرها در جریان است؟
What news is in progress?
کارهای خانه
Household chores
از قید و بند رها شدن.
To be free from constraints.
از هفت دولت رها بودن
To be free from all worries.
به یک کرشمه، کارها درست نمیشود
Things don't get fixed with one charm