A1 verb Informell #3,200 am häufigsten 1 Min. Lesezeit

هل دادن

holdadan [hel dɒː'dæn]

Use 'هل دادن' for physically pushing something or someone away in everyday conversations.

Wort in 30 Sekunden

  • To apply force to move something away.
  • Primarily used in informal, spoken Persian.
  • Involves physical exertion and movement.
  • Can sometimes imply impatience or aggression.

توضیح جامع واژه «هل دادن»

۱. کلیات، ظرایف و بار معنایی:

«هل دادن» فعلی رایج در زبان فارسی است که به طور کلی به معنای اعمال فشار فیزیکی بر روی کسی یا چیزی به منظور جابجایی او به سمت عقب یا دور شدن از نقطه شروع است. این عمل معمولاً با دست یا بدن صورت می‌گیرد، اما می‌تواند با استفاده از ابزار نیز انجام شود. بار معنایی اصلی این فعل، «نیروی فیزیکی» و «حرکت به عقب» است. در کاربردهای روزمره، «هل دادن» معمولاً عملی مستقیم و بدون ظرافت تلقی می‌شود. با این حال، بسته به بافت و لحن کلام، می‌تواند معانی ضمنی متفاوتی نیز داشته باشد. برای مثال، در برخی موقعیت‌ها، «هل دادن» ممکن است نشان‌دهنده‌ی بی‌صبری، عجله، یا حتی پرخاشگری باشد، در حالی که در موقعیت‌های دیگر، صرفاً یک عمل مکانیکی و ضروری برای رفع مانع یا کمک به جابجایی است.

۲. الگوهای کاربرد (رسمی/غیررسمی، نوشتاری/گفتاری، منطقه‌ای):

«هل دادن» در درجه اول یک فعل در زبان گفتاری و غیررسمی است. در مکالمات روزمره، بین دوستان، خانواده و در موقعیت‌های عادی، به وفور استفاده می‌شود. در نوشتار رسمی، به خصوص در متون علمی، حقوقی یا اداری، کمتر کاربرد دارد و معمولاً با واژگان دقیق‌تر و رسمی‌تری مانند «فشار آوردن»، «راندن»، «جابجا کردن» یا «ملتزم کردن» جایگزین می‌شود. با این حال، در متون داستانی، خاطرات، یا گزارش‌های غیررسمی، ممکن است برای زنده‌تر کردن صحنه یا بیان احساسات، از آن استفاده شود.

از نظر منطقه‌ای، تفاوت چشمگیری در کاربرد اصلی این فعل وجود ندارد، اما ممکن است در برخی نواحی، گویش‌ها یا اصطلاحات محلی، عبارات مشابه یا جایگزین‌هایی برای «هل دادن» رایج باشد که بار معنایی کمی متفاوتی دارند.

۳. زمینه‌های رایج کاربرد:

  • زندگی روزمره: این رایج‌ترین زمینه کاربرد «هل دادن» است. از هل دادن درِ بسته، هل دادن صندلی، هل دادن کودک در کالسکه، تا هل دادن ماشین خراب در خیابان، همگی مثال‌هایی از کاربرد روزمره هستند.
  • ورزش: در برخی ورزش‌ها مانند فوتبال (هل دادن بازیکن حریف)، یا در تمرینات بدنسازی (مانند پرس سینه یا تمرینات با وزنه)، این فعل به کار می‌رود.
  • محیط کار: در محیط‌های کاری که نیاز به جابجایی اشیاء سنگین است (مانند انبارداری، ساخت و ساز)، یا در موقعیت‌های غیررسمی‌تر، ممکن است برای اشاره به هل دادن گاری، چرخ دستی یا تجهیزات به کار رود.
  • رسانه و ادبیات: در داستان‌ها، فیلم‌ها و سریال‌ها، «هل دادن» اغلب برای نشان دادن تنش، درگیری، یا یک عمل ناگهانی و هیجانی استفاده می‌شود. مثلاً «او را هل داد تا از سر راه برداشته شود.»
  • مفاهیم مجازی: گاهی «هل دادن» به صورت مجازی به کار می‌رود، مثلاً «او مرا هل داد تا این کار را انجام دهم» که به معنای ترغیب یا تحت فشار قرار دادن است.

۴. مقایسه با واژگان مشابه:

  • فشار دادن (Pressing/Pushing): «فشار دادن» معمولاً به معنای اعمال نیروی مداوم و اغلب با هدف نزدیک کردن یا درگیر کردن است، در حالی که «هل دادن» بیشتر بر حرکت به سمت عقب و دور شدن تأکید دارد. مثلاً «دکمه را فشار دادم» (Push the button) اما «او را هل دادم» (I pushed him away).
  • راندن (Driving/Propelling): «راندن» اغلب به معنای هدایت و جلو بردن یک وسیله نقلیه یا شیء است، یا به معنای وادار کردن کسی به حرکت به جلو. «هل دادن» معمولاً فاقد جنبه هدایت و کنترل دقیق است.
  • هل (Push - Noun): «هل» به عنوان اسم، به خودِ عمل یا نیروی هل دادن اشاره دارد. «یک هل محکم او را انداخت.»
  • دفع کردن (Repel/ دفع کردن): «دفع کردن» معمولاً بار معنایی قوی‌تری دارد و به معنای پس زدن شدید یا دور کردن چیزی یا کسی است، گاهی با مفهوم دفاع یا مقاومت. «او سعی کرد مهاجم را دفع کند.»

۵. سطح زبانی و لحن:

«هل دادن» در سطح A1 زبان‌آموزان قرار دارد و جزء واژگان پایه و پرکاربرد است. لحن آن عمدتاً غیررسمی و خنثی است. در موقعیت‌های رسمی و اداری، بهتر است از واژگان جایگزین استفاده شود تا لحن متن حفظ گردد. استفاده از «هل دادن» در یک نامه رسمی یا گزارش اداری، ممکن است نامناسب تلقی شود.

۶. هم‌نشینی‌های رایج (Collocations):

  • هل دادن کسی: رایج‌ترین ترکیب، به معنای اعمال نیرو به یک شخص.
  • هل دادن چیزی: اشاره به جابجایی یک شیء. «ماشین را هل دادیم.»
  • هل دادن در: برای باز کردن در با فشار. «در را هل نده، بکش.»
  • هل دادن به جلو/عقب: برای مشخص کردن جهت حرکت.
  • هل دادن ناگهانی: نشان‌دهنده عمل غیرمنتظره.
  • هل دادن محکم/آهسته: برای توصیف شدت عمل.

در مجموع، «هل دادن» فعلی اساسی در زبان فارسی است که درک آن برای مکالمات روزمره ضروری است. با درک ظرافت‌های معنایی و کاربردی آن، می‌توان از آن به شکلی مؤثر و مناسب در موقعیت‌های مختلف استفاده کرد.

Beispiele

1

لطفاً این جعبه سنگین را کمی هل بده.

everyday

Please push this heavy box a little.

2

او با عصبانیت در را هل داد و خارج شد.

informal

He angrily pushed the door and left.

3

برای روشن کردن ماشین، باید آن را هل بدهیم.

everyday

To start the car, we need to push it.

4

در تظاهرات، پلیس مردم را به عقب هل داد.

formal

In the protest, the police pushed the people back.

5

مربی بازیکن را هل داد تا انگیزه بیشتری پیدا کند.

business

The coach pushed the player to find more motivation.

6

کودک سعی کرد پدرش را هل بدهد تا او را بغل کند.

everyday

The child tried to push his father to get him to pick him up.

7

نویسنده در داستان خود، شخصیت اصلی را به سمت یک تصمیم دشوار هل داد.

literary

In his story, the author pushed the main character towards a difficult decision.

8

وقتی در آسانسور گیر کردیم، چند نفر سعی کردند در را هل بدهند.

everyday

When we were stuck in the elevator, several people tried to push the door.

Häufige Kollokationen

کسی را هل دادن To push someone
چیزی را هل دادن To push something
در را هل دادن To push the door
ماشین را هل دادن To push a car
هل دادن به جلو To push forward
هل دادن به عقب To push back
هل دادن محکم To push hard
هل دادن ناگهانی Sudden push

Häufige Phrasen

در رو هل بده!

Push the door!

ماشین رو هل بدیم.

Let's push the car.

اون من رو هل داد.

He pushed me.

هل نده، بکش!

Don't push, pull!

Wird oft verwechselt mit

هل دادن vs. کشیدن (Keshidan)

This means 'to pull'. 'هل دادن' is to push away, while 'کشیدن' is to pull towards oneself. Example: 'من میز را هل دادم' (I pushed the table) vs. 'من میز را کشیدم' (I pulled the table).

هل دادن vs. فشار دادن (Feshar dadan)

'Feshar dadan' means to press or squeeze, often a button or a hand. 'هل دادن' is a more forceful push to move something away. Example: 'دکمه را فشار دادم' (I pressed the button) vs. 'او را هل دادم' (I pushed him).

هل دادن vs. راندن (Randan)

'Randan' means to drive or propel, often implying control or direction. 'هل دادن' is a simpler act of applying force without necessarily guiding. Example: 'ماشین را می‌رانم' (I am driving the car) vs. 'ماشین را هل می‌دهم' (I am pushing the car).

Grammatikmuster

فاعل + مفعول + هل دادن (مثال: او مرا هل داد) فاعل + مفعول + را + هل دادن (مثال: من ماشین را هل دادم) فاعل + مفعول + صفت + هل دادن (مثال: او مرا محکم هل داد) فاعل + مفعول + حرف اضافه + هل دادن (مثال: او مرا به سمت دیوار هل داد) درخواست امری: لطفاً + مفعول + هل بده (مثال: لطفاً در را هل بده) استفاده با مصدر: برای + هل دادن + مفعول (مثال: برای هل دادن میز)

So verwendest du es

Nutzungshinweise

Primarily informal and spoken. Avoid in highly formal writing unless quoting dialogue. Can sometimes carry connotations of aggression or impatience depending on context. Use 'فشار آوردن' or 'جابجا کردن' for more neutral or formal situations. Be mindful of the physical nature of the action described.


Häufige Fehler

Learners sometimes confuse 'هل دادن' (push) with 'کشیدن' (pull). Always remember 'هل' means push away. Another common mistake is using 'هل دادن' in formal writing where 'فشار آوردن' or 'راندن' would be more appropriate. Ensure the context implies physical force for movement.

Tipps

💡

Focus on Physical Action

Remember 'هل دادن' is about applying physical force to move something away. Visualize the action of pushing.

⚠️

Avoid in Formal Writing

Learners often use 'هل دادن' in formal contexts. Stick to more formal verbs like 'فشار آوردن' or 'جابجا کردن' in official documents.

🌍

Directness of Action

In Persian culture, 'هل دادن' can sometimes imply a lack of subtlety. Be mindful of the context to avoid sounding abrupt.

🎓

Metaphorical Use

Explore the metaphorical use of 'هل دادن' (e.g., 'pushing someone to do something'). This adds depth to your understanding and expression.

Wortherkunft

The word 'هل' likely originates from Middle Persian or related dialects, possibly related to concepts of force or impetus. 'دادن' is a common auxiliary verb meaning 'to give', used here to form the verbal compound 'هل دادن' (to give a push).

Kultureller Kontext

Pushing actions are common globally, but in Persian culture, direct physical confrontation is generally avoided. 'هل دادن' might be used playfully among friends but can be seen as rude or aggressive in formal settings or with strangers. It's a very basic, physical verb.

Merkhilfe

Imagine a 'Hell'-like force pushing you away! 'Hell' sounds like 'هل', and pushing away is the core meaning.

Häufig gestellte Fragen

8 Fragen

«هل دادن» هم برای اشیاء و هم برای انسان‌ها به کار می‌رود. مثلاً می‌توانید بگویید «ماشین را هل دادم» یا «دوستم را هل دادم».

«هل دادن» معمولاً به معنای اعمال نیرو برای دور کردن یا جابجا کردن است، در حالی که «فشار دادن» بیشتر به معنای اعمال نیرو به یک نقطه یا سطح خاص است، مثل فشار دادن دکمه یا فشار دادن دست کسی.

نه همیشه. در بسیاری از مواقع، «هل دادن» یک عمل خنثی و فیزیکی است، مثلاً هل دادن در یا هل دادن کالسکه. اما گاهی می‌تواند نشان‌دهنده بی‌صبری یا پرخاشگری باشد، بسته به موقعیت.

می‌توانید از صفاتی مانند «محکم»، «آهسته»، «ناگهانی»، «با تمام قدرت» قبل یا بعد از فعل استفاده کنید. مثلاً «او را به آرامی هل دادم.»

کاربرد اصلی «هل دادن» در زبان گفتاری و غیررسمی است. در نوشتار رسمی، معمولاً از واژگان دقیق‌تری مانند «فشار آوردن» یا «راندن» استفاده می‌شود.

در این حالت می‌گوییم «ماشین را هل دادیم» تا به جابجایی آن کمک کنیم.

گاهی «هل دادن» به صورت مجازی به کار می‌رود و به معنای ترغیب کردن، تشویق کردن یا تحت فشار قرار دادن کسی برای انجام کاری است. مثلاً «او مرا هل داد تا در مسابقه شرکت کنم.»

بله، گاهی «هل دادن» می‌تواند جنبه کمکی داشته باشد، مثلاً وقتی به کسی کمک می‌کنید تا چیزی سنگین را جابجا کند یا ماشینی را روشن کند.

Teste dich selbst

fill blank

او به آرامی مرا ___ تا از پله‌ها پایین بروم.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: هل دادم

The sentence describes moving someone away or forward with force, which is the meaning of 'هل دادن' (to push).

multiple choice

What does 'هل دادن' mean in the sentence 'او در را هل داد'?

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: To push the door

'هل دادن' specifically means to apply force to move something away, which translates to 'pushing' the door.

sentence building

مرا / هل / او / داد

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: او مرا هل داد

The correct Persian sentence structure is Subject-Object-Verb. 'او' (Subject) + 'مرا' (Object) + 'هل داد' (Verb).

error correction

من ماشین را کشیدم تا روشن شود.

Richtig! Nicht ganz. Richtige Antwort: من ماشین را هل دادم تا روشن شود.

The verb 'کشیدم' (pulled) is incorrect here. When trying to start a stalled car, you typically push it, so 'هل دادم' (pushed) is the correct verb.

Ergebnis: /4

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!