B1 adjective Neutral 1 Min. Lesezeit

هماهنگ

/hɒːmːaːhæŋɡ/

Harmonious means things fit together well without clashing, creating a pleasing whole.

Wort in 30 Sekunden

  • Matching or fitting well together.
  • Describes harmony in colors, sounds, and ideas.
  • Implies compatibility and lack of discord.

Overview

واژه «هماهنگ» در زبان فارسی، صفتی است که برای توصیف تناسب، سازگاری و هم‌خوانی بین اجزای مختلف به کار می‌رود. این واژه بیانگر نبود تضاد و ناسازگاری است و نشان می‌دهد که عناصر مختلف در کنار هم به شکلی دلپذیر و منطقی قرار گرفته‌اند. هماهنگی می‌تواند در جنبه‌های مختلفی مانند رنگ، صدا، سبک، افکار، و حتی رفتار افراد مشاهده شود.

این صفت معمولاً برای توصیف مواردی استفاده می‌شود که در آن‌ها وحدت و یکپارچگی وجود دارد. به عنوان مثال، در دکوراسیون داخلی، رنگ‌های هماهنگ فضایی آرام و دلنشین ایجاد می‌کنند. در موسیقی، نت‌های هماهنگ آکوردهای دلنشینی می‌سازند. در روابط انسانی، افکار و اهداف هماهنگ منجر به همکاری مؤثر می‌شود. این واژه می‌تواند هم برای توصیف اشیاء بی‌جان و هم برای توصیف مفاهیم انتزاعی و حتی رفتار انسان‌ها به کار رود.

«هماهنگ» در زمینه‌های مختلفی کاربرد دارد:

  1. 1هنر و طراحی: توصیف رنگ‌ها، طرح‌ها، و سبک‌های هنری که با هم تناسب دارند (مثلاً لباس‌های هماهنگ، دکوراسیون هماهنگ).
  1. 1موسیقی: توصیف صداها، نت‌ها، و آکوردها که با هم هارمونی دلنشینی ایجاد می‌کنند.
  1. 1روابط و تعاملات: توصیف افکار، عقاید، و اهداف افراد که با هم سازگارند (مثلاً یک تیم هماهنگ).
  1. 1فرایندها و سیستم‌ها: توصیف اجزای یک سیستم یا مراحل یک فرایند که به درستی با هم کار می‌کنند (مثلاً برنامه‌ریزی هماهنگ).
  1. 1طبیعت: توصیف عناصر طبیعی که با هم تناسب دارند (مثلاً ترکیب رنگ‌های هماهنگ در غروب آفتاب).

«هماهنگ» شباهت‌هایی با واژگان دیگری مانند «متناسب»، «سازگار»، «هم‌خوان»، و «یکنواخت» دارد، اما تفاوت‌های ظریفی نیز بین آن‌ها وجود دارد:

  • متناسب: بیشتر به تناسب ابعاد، اندازه، یا نسبت‌ها اشاره دارد. مثلاً «لباس متناسب» یعنی لباسی که اندازه آن مناسب فرد است.
  • سازگار: بر توانایی یا تمایل به پذیرش تغییر یا انطباق با شرایط جدید تأکید دارد. مثلاً «فرد سازگار» کسی است که خود را با محیط جدید وفق می‌دهد.
  • هم‌خوان: بیشتر در مورد صداها، رنگ‌ها، یا سبک‌ها به کار می‌رود و بر دلنشین بودن ترکیب آن‌ها دلالت دارد، شبیه به «هماهنگ».
  • یکنواخت: به معنای یکسان بودن و نداشتن تنوع است و گاهی بار معنایی منفی (خسته‌کننده) دارد، در حالی که «هماهنگ» همیشه بار معنایی مثبت دارد و به معنای تناسب دلپذیر است.

Beispiele

1

رنگ‌های لباس او با کیف و کفشش کاملاً هماهنگ بود.

everyday

The colors of her clothes were perfectly harmonious with her bag and shoes.

2

اجرای ارکستر سمفونیک بسیار هماهنگ و تأثیرگذار بود.

formal

The performance of the symphony orchestra was very harmonious and impactful.

3

این دوتا با هم خیلی هماهنگن، انگار از اول برای هم ساخته شدن.

informal

These two are very in sync, like they were made for each other.

4

برای دستیابی به نتایج مطلوب، هماهنگی بین بخش‌های مختلف پروژه ضروری است.

academic

Coordination among different project sections is essential to achieve desirable outcomes.

Häufige Kollokationen

رنگ‌های هماهنگ Harmonious colors
صدای هماهنگ Harmonious sound
سبک هماهنگ Harmonious style
اجرای هماهنگ Harmonious performance / Coordinated performance
افکار هماهنگ Harmonious thoughts / Aligned thoughts

Häufige Phrasen

با هم هماهنگ بودن

To be in harmony with each other / To match

هماهنگ کردن

To coordinate / To harmonize

هماهنگی کامل

Complete harmony / Perfect coordination

Wird oft verwechselt mit

هماهنگ vs متناسب

'Mutanasib' (متناسب) often refers to proportionality, suitability in size or fit, or appropriateness in a general sense. 'Hamanho' (هماهنگ) emphasizes the pleasing compatibility and lack of discord between elements.

هماهنگ vs یکنواخت

'Yeknavakht' (یکنواخت) means uniform or monotonous, implying sameness and lack of variety, which can sometimes be negative. 'Hamanho' (هماهنگ) always implies a positive, pleasing compatibility.

Grammatikmuster

صفت + اسم (مثال: رنگ‌های هماهنگ) اسم + با + اسم + هماهنگ (مثال: این رنگ‌ها با هم هماهنگ هستند) فعل + هماهنگ (مثال: خوب هماهنگ کردن)
📝

Nutzungshinweise

The word 'hamaahang' (هماهنگ) is widely used in both spoken and written Persian. It carries a positive connotation, suggesting agreement, compatibility, and aesthetic appeal. It can be applied to concrete things like colors and sounds, as well as abstract concepts like ideas and actions.

⚠️

Häufige Fehler

Learners might sometimes confuse 'hamaahang' (هماهنگ) with words like 'mutanasib' (متناسب - appropriate/fitting) or 'yeknavakht' (یکنواخت - uniform/monotonous). Ensure you understand the nuance: 'hamaahang' is specifically about pleasing compatibility and lack of clashing.

💡

Merkhilfe

Think of 'harmony' in music. Harmonious notes sound good together. 'Hamaahang' means things sound, look, or feel good together, like a well-tuned instrument.

📖

Wortherkunft

The word 'hamaahang' originates from Middle Persian and is related to the concept of 'one sound' or 'concord'. The root implies a unified or agreeable state.

🌍

Kultureller Kontext

In Persian culture, balance and harmony are often aesthetically and philosophically valued. This appreciation is reflected in art, architecture, music, and even social interactions, making 'hamaahang' a frequently used and understood term.

💡

Think Harmony, Not Just Matching

Remember that 'harmonious' implies a pleasing combination, not just identical items. It's about how things work together.

⚠️

Avoid Overuse in Simple Cases

While versatile, don't overuse 'harmonious' for very basic matching. Sometimes 'matching' or 'suitable' is sufficient.

🌍

Cultural Appreciation for Balance

In many cultures, including Persian culture, concepts of balance, harmony, and pleasing aesthetics are highly valued in art, design, and social interactions.

Häufig gestellte Fragen

4 Fragen

خیر، «هماهنگ» کاربرد بسیار گسترده‌ای دارد. علاوه بر رنگ‌ها، می‌توان از آن برای توصیف صداها (موسیقی)، سبک‌ها (لباس، دکوراسیون)، افکار، اهداف، رفتارها، و حتی عملکرد اجزای یک سیستم استفاده کرد.

«هماهنگ» به معنای تناسب و سازگاری دلپذیر بین اجزای مختلف است که یک کل زیبا یا منطقی را تشکیل می‌دهند. اما «یکنواخت» به معنای یکسان بودن و نداشتن تنوع است و گاهی می‌تواند به معنای خسته‌کننده یا کسل‌کننده باشد.

بله، در اکثر موارد «هماهنگ» بار معنایی مثبت دارد و نشان‌دهنده سازگاری، تناسب، و زیبایی است. این واژه بیانگر نبود تضاد و ایجاد یک وحدت دلنشین است.

می‌توانید از این کلمه برای توصیف هر چیزی که اجزای آن با هم تناسب دارند استفاده کنید. مثلاً: «رنگ‌های لباسش با هم هماهنگ بود.»، «آنها در اجرای نمایش بسیار هماهنگ عمل کردند.»، «این دو ایده به خوبی با هم هماهنگ نیستند.»

Teste dich selbst

fill blank

جاهای خالی را با کلمه مناسب پر کنید.

رنگ‌های این تابلو بسیار ______ و چشم‌نواز هستند.

✓ Richtig! ✗ Nicht ganz. Richtige Antwort: هماهنگ

کلمه «هماهنگ» بهترین تناسب را با مفهوم چشم‌نواز بودن رنگ‌ها در کنار هم دارد.

multiple choice

گزینه صحیح را انتخاب کنید.

کدام جمله به بهترین شکل معنای «هماهنگ» را می‌رساند؟

✓ Richtig! ✗ Nicht ganz. Richtige Antwort: اجزاء با هم تناسب داشتند و سازگار بودند.

این گزینه به درستی مفهوم تناسب و سازگاری که هسته اصلی معنای «هماهنگ» است را بیان می‌کند.

sentence building

با کلمات داده شده جمله‌ای معنی‌دار بسازید.

کلمات: تیم، هماهنگ، موفقیت، بسیار، در

✓ Richtig! ✗ Nicht ganz. Richtige Antwort: تیم بسیار هماهنگ بود و به موفقیت رسید.

این جمله به درستی نشان می‌دهد که هماهنگی تیم چگونه به موفقیت منجر شده است.

🎉 Ergebnis: /3

War das hilfreich?
Noch keine Kommentare. Sei der Erste, der seine Gedanken teilt!