The word 'واحدی' signifies something that is singular, sole, or composed of just one part.
Wort in 30 Sekunden
- Meaning single, sole, or indivisible unit.
- Emphasizes oneness and lack of multiplicity.
- Used for abstract concepts and concrete objects.
Overview
صفت «واحدی» در زبان فارسی به چیزی اشاره دارد که یگانه، منفرد، یا متشکل از تنها یک بخش است. این واژه برای تأکید بر تکبودن یا عدم وجود اجزای متعدد به کار میرود. در واقع، «واحدی» نشاندهندهٔ یکپارچگی و عدم انقسام است. این صفت میتواند برای توصیف مفاهیم انتزاعی و همچنین اشیاء ملموس به کار رود.
«واحدی» معمولاً قبل از اسم میآید تا آن را توصیف کند، مانند «یک سازمان واحدی» یا «یک سیستم واحدی». همچنین میتواند به صورت پسین نیز به کار رود، هرچند کمتر رایج است. کاربرد آن بیشتر در مواردی است که میخواهیم بر استقلال، یکپارچگی یا عدم وجود اجزای اضافی تأکید کنیم.
این کلمه در زمینههای مختلفی از جمله ساختارهای سازمانی (مانند «یک واحدی اداری») یا سیستمهای فنی (مانند «یک سیستم واحدی کنترل») به کار میرود. همچنین در مباحث فلسفی یا منطقی برای اشاره به یک کل یکپارچه استفاده میشود. در گفتار روزمره، ممکن است برای توصیف چیزی که تنها یک نسخه دارد یا به صورت منفرد عمل میکند، به کار رود.
«واحدی» با کلماتی مانند «تک»، «منفرد»، «یگانه» و «یکپارچه» هممعنی است. «تک» و «منفرد» بیشتر بر عدم وجود موارد دیگر تأکید دارند، در حالی که «یگانه» حس بیهمتایی را القا میکند. «یکپارچه» به یکپارچگی اجزا اشاره دارد، اما «واحدی» بیشتر بر تکبودنِ کل تأکید دارد. برای مثال، «یک تیم تکنفره» و «یک تیم واحدی» هر دو به یک نفر اشاره دارند، اما «واحدی» ممکن است بر ساختار کلی تیم به عنوان یک واحد تأکید کند.
Beispiele
این سازمان یک ساختار مدیریتی واحدی دارد.
formalThis organization has a unitary management structure.
ما به دنبال یک راهحل واحدی برای این مشکل هستیم.
neutralWe are looking for a single solution to this problem.
این یک نمایش واحدی از هنر بود.
academicIt was a singular exhibition of art.
آنها یک تیم واحدی را تشکیل دادند.
neutralThey formed a single team.
Häufige Kollokationen
Häufige Phrasen
یک سیستم واحدی
A unitary system
یک سازمان واحدی
A unitary organization
یکپارچه و واحدی
Integrated and unitary
Wird oft verwechselt mit
'تک' often implies 'one' in counting or emphasizes singularity, while 'واحدی' focuses more on the concept of being a single, integrated unit or entity.
'منفرد' means unique or solitary, highlighting distinctness or being alone. 'واحدی' emphasizes being composed of just one part or being a single entity.
Grammatikmuster
How to Use It
Nutzungshinweise
The term 'واحدی' is generally used in more formal or academic contexts. It emphasizes the idea of a single, cohesive entity rather than just the number one. Be mindful of the context to ensure it fits naturally.
Häufige Fehler
Using 'واحدی' when a simpler word like 'یک' or 'تک' would suffice. Confusing its meaning with 'unique' or 'separate' instead of 'single unit'. Ensure the context truly calls for emphasizing the indivisible nature of the subject.
Tips
Focus on Singularity
Remember 'واحدی' emphasizes that something is a single, indivisible entity or unit.
Avoid Overuse
While useful, overuse of 'واحدی' can make sentences sound repetitive. Consider synonyms like 'تک' or 'منفرد' where appropriate.
Concept of Unity
The concept of 'واحدی' aligns with cultural values of unity and wholeness in many contexts.
Wortherkunft
The word 'واحدی' derives from the Arabic root 'wahid', meaning 'one'. It has been integrated into Persian to denote singularity and oneness.
Kultureller Kontext
In Persian culture, emphasis on unity ('وحدت') is often valued. 'واحدی' can reflect this underlying concept of wholeness and integration.
Merkhilfe
Think of 'واحدی' as the 'unit' in 'unity'. It's one whole, undivided thing.
Häufig gestellte Fragen
4 Fragen«واحدی» بر یکپارچگی و تنها یک جزء بودن تأکید دارد، در حالی که «تک» بیشتر بر عدم وجود موارد دیگر یا شمارش (یک عدد) تمرکز دارد. مثلاً «یک واحدی» میتواند به یک سیستم کامل که از یک جزء تشکیل شده اشاره کند، اما «تک» میتواند به یک شیء منفرد اشاره داشته باشد.
بله، «واحدی» به طور کلی به معنی «یک» یا «منفرد» است. این کلمه برای تأکید بر اینکه چیزی تنها یک بخش، یک نمونه یا یک جزء دارد به کار میرود.
میتوانید بگویید: «این یک سازمان واحدی است.» یا «ما به دنبال یک راهحل واحدی هستیم.» این جملات نشان میدهند که سازمان یا راهحل مورد نظر، تنها یک بخش یا یک نمونه دارد.
بله، «واحدی» یک کلمه نسبتاً رسمی است و بیشتر در نوشتار یا مکالمات رسمیتر به کار میرود تا در گفتگوی روزمره و عامیانه.
Teste dich selbst
جاهای خالی را با کلمه مناسب «واحدی» یا یکی از مترادفهای آن پر کنید.
این شرکت یک ساختار مدیریتی ______ دارد.
کلمه «واحدی» به ساختار مدیریتی اشاره دارد که به صورت یکپارچه و منفرد عمل میکند.
بهترین گزینه را برای تکمیل جمله انتخاب کنید.
برای توصیف یک سیستم که تنها یک جزء اصلی دارد، کدام کلمه مناسبتر است؟
«واحدی» به طور خاص به چیزی اشاره دارد که از یک جزء یا یک واحد تشکیل شده است.
با استفاده از کلمه «واحدی»، جملهای بسازید که بر یگانگی تأکید کند.
کلمات کلیدی: سازمان، تصمیمگیری، واحدی
این جمله به وضوح نشان میدهد که سیستم تصمیمگیری سازمان به صورت یکپارچه و منفرد عمل میکند.
🎉 Ergebnis: /3
Summary
The word 'واحدی' signifies something that is singular, sole, or composed of just one part.
- Meaning single, sole, or indivisible unit.
- Emphasizes oneness and lack of multiplicity.
- Used for abstract concepts and concrete objects.
Focus on Singularity
Remember 'واحدی' emphasizes that something is a single, indivisible entity or unit.
Avoid Overuse
While useful, overuse of 'واحدی' can make sentences sound repetitive. Consider synonyms like 'تک' or 'منفرد' where appropriate.
Concept of Unity
The concept of 'واحدی' aligns with cultural values of unity and wholeness in many contexts.
Beispiele
4 von 4این سازمان یک ساختار مدیریتی واحدی دارد.
This organization has a unitary management structure.
ما به دنبال یک راهحل واحدی برای این مشکل هستیم.
We are looking for a single solution to this problem.
این یک نمایش واحدی از هنر بود.
It was a singular exhibition of art.
آنها یک تیم واحدی را تشکیل دادند.
They formed a single team.
Related Content
Verwandtes Vokabular
Mehr numbers Wörter
اعشار
B1Decimal, decimal point.
اعشاری
B1Decimal, pertaining to decimals.
عددنویسی
B1Numeration; the process of assigning or expressing numbers.
عددی
B1Numerical, pertaining to numbers.
عدم دقت
B1Inaccuracy or imprecision; the state of being inexact.
عرضی
B1Width-wise or transverse; pertaining to width.
اضافه
B1Addition, excess, surplus.
افزایشی
B1Increasing, incremental, growing.
افزایش یافتن
B1To increase (intransitive); to grow in size or amount.
آمار
B1Statistics, census, data.