B1
Collocation
يُسافر كثيراً
yusafir kathiran
travel a lot
معنی
To frequently go to different places.
معنی
To frequently go to different places.
مفید بود؟
نظرات (0)
برای نظر دادن وارد شوید
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک میگذارد!