عدو
مثال
هزم الجنود العدو في المعركة.
محتوای مرتبط
این کلمه در زبانهای دیگر
عبارات مرتبط
واژههای بیشتر military
عسكري
A1فردی که در نیروهای مسلح خدمت می کند؛ سرباز.
بندقية
A1تفنگ: یک سلاح گرم با لوله بلند که برای شلیک از روی شانه طراحی شده است.
ضابط
A1افسر شخصی است که در نیروهای مسلح یا پلیس دارای مقام اقتدار است.
دبابة
A1تانک یه ماشین زرهی بزرگه که توپ داره و روی چرخ حرکت میکنه.
دفاع
A1دفاع. عمل محافظت از کسی یا چیزی در برابر حمله.
فوراً
A1فورا بیا اینجا، ما وقت نداریم.
جبان
A1ترسو؛ کسی که شجاعت ندارد.
حصين
B1استوار، دژمانند، قلعهدار.
قنبلة
A1بمب چیزیه که منفجر میشه و خسارت وارد میکنه.
لدى
A1نزد، پیش، دارای. در عربی فصیح برای بیان مالکیت یا حضور در مکانی استفاده میشود.