أجهزة
مثال
أصبحت الأجهزة المنزلية الحديثة توفر الكثير من الوقت.
محتوای مرتبط
قواعد دستوری مرتبط
واژههای بیشتر home
علبة
A2یک جعبه یا ظرف کوچک برای نگهداری اشیاء.
علية
A2بالاخانه؛ فضایی در زیر سقف ساختمان. 'اتاق زیر شیروانی یا علیه جای دنجی برای مطالعه است.'
إبريق
A2ظرفی دارای دسته و دهانه که برای نگهداری و ریختن مایعات استفاده میشود.
إضاءة
A2نورپردازی به معنای چیدمان چراغها برای روشن کردن یک فضا است.
أغسل
A1من دستهایم را میشویم. (I wash my hands.)
أجرة
A2۱. پولی که برای اجاره یا کرایه پرداخت میشود. ۲. دستمزد یا حقالزحمه.
البيت
A2خانه؛ منزل. جایی که انسان در آن زندگی میکند.
أنظف
A1یعنی «من تمیز میکنم»؛ وقتی گرد و خاک رو پاک میکنی تا همه جا مرتب بشه.
أرضية
A1کف اتاق که روی آن راه میرویم.
أسكن
A1من در تهران زندگی میکنم. (Man dar Tehran zendegi mikonam.)