مهلة
مترادفها
متضادها
مثال
طلب الطالب مهلة إضافية لتسليم البحث.
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر time
موعد
B1قراری برای ملاقات با کسی در زمان و مکان مشخص.
حالي
A1فعلی، کنونی. برای مثال: 'آدرس فعلی'.
مبكرًا
A2به معنای زودتر از زمان معمول است. اغلب برای توصیف شروع زود هنگام روز یا کارها استفاده میشود.
مستقبلي
A1مربوط به آینده یا آیندهنگرانه.
وشيكاً
B1این قید یعنی یه اتفاقی خیلی زود قراره بیفته.