B1 adjective #9,000 پرکاربردترین

كليل

klil

محتوای مرتبط

واژه‌های بیشتر tools

إبرة

A1

این یه چیز فلزی کوچیک و تیزیه که یه سوراخ داره و نخ ازش رد می‌شه و برای دوخت و دوز لباس استفاده می‌شه.

آلة

A1

این یه دستگاهه که از انرژی برای انجام یه کار استفاده می‌کنه و معمولاً قسمت‌های متحرک داره.

آلي

A2

به خودی خود و بدون کنترل مستقیم انسان کار می کند.

آلياً

B1

یعنی چیزی خودش اتفاق می‌افتد یا کار می‌کند، بدون نیاز به اینکه کسی آن را هدایت کند.

آليًا

A1

یعنی یه چیزی خودش اتفاق بیفته، بدون اینکه کسی بهش دست بزنه.

بدقة

B1

با دقت یا به طور دقیق. هنرمند جزئیات چهره را با دقت فراوان نقاشی کرد.

برغي

A2

این یه قطعه فلزی مارپیچیه که برای وصل کردن چیزها به هم، می‌چرخونیمش.

دهان

A2

این یه مایع رنگیه که روی دیوار یا وسایل می‌زنن تا خوشگل‌تر بشن یا ازشون محافظت بشه.

فأس

A2

این ابزاریه که یه بخش فلزی تیز و یه دسته داره و برای بریدن چوب یا شکستن چیزها ازش استفاده می‌کنیم.

غراء

A1

این یه ماده چسبناکه که برای چسبوندن دو تا چیز به هم استفاده میشه.

مفید بود؟
هنوز نظری وجود ندارد. اولین نفری باشید که افکار خود را به اشتراک می‌گذارد!