حفظ کنید
روش یادسپاری
Imagine a **M**ountain **A**rea **H**idden, **F**ull **O**f **O**minous **F**allacies. This helps you remember 'mahfoof' and its meaning of being surrounded by risks.
تداعی تصویری
Picture a person walking through a dense, dark forest. The trees are tall and gnarled, and shadows dance around them. This person is 'محفوف' (mahfoof) by the dense trees and the potential dangers lurking within the forest. The feeling of being completely encircled and vulnerable is key.
شبکه واژگان
چالش
Describe a situation you've experienced or heard about that was 'محفوف'. For example, 'قيادة السيارة في الضباب الكثيف محفوفة بالمخاطر.' (Driving in dense fog is surrounded by dangers.) Try to use it in a sentence about a difficult task or a risky endeavor.
خودت رو بسنج 12 سوال
The risks surround us.
The road is surrounded by dangers.
Life is full of challenges.
این را بلند بخوانید:
قل: هذا عمل محفوف بالمخاطر.
تمرکز: محفوف
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
این را بلند بخوانید:
قل: السفر إلى هناك محفوف بالمخاطر.
تمرکز: السفر
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
این را بلند بخوانید:
قل: القرارات الصعبة محفوفة بالمخاطر.
تمرکز: القرارات
تو گفتی:
تشخیص گفتار در مرورگر شما پشتیبانی نمیشود. از کروم یا اج استفاده کنید.
This sentence means 'This decision is surrounded by many dangers.' The adjective 'محفوف' (surrounded) comes before the phrase 'بمخاطر كثيرة' (by many dangers).
This sentence means 'Her journey to success is surrounded by challenges.' The noun 'رحلة' (journey) is followed by the possessive pronoun 'نجاحها' (her success), and then the feminine adjective 'محفوفة' (surrounded) followed by 'بالتحديات' (by challenges).
This sentence means 'The new position is surrounded by great responsibilities.' The definite noun 'المنصب' (the position) is followed by its adjective 'الجديد' (new), then 'محفوف' (surrounded) followed by 'بمسؤوليات كبيرة' (by great responsibilities).
/ 12 درست
نمره کامل!
محتوای مرتبط
واژههای بیشتر business
عادلاً
B1به این معنی است که به شیوهای صادقانه، درست و بدون تبعیض عمل کنی.
عاجز
B1به معنی کسی یا چیزی است که توانایی یا قدرت انجام کاری را ندارد.
إعلانات
A2همون تبلیغاتی که همه جا میبینیم تا یه محصول یا خدمات رو بهمون معرفی کنن.
إعلاني
B1این کلمه به معنی مربوط به تبلیغات است، مثلاً آگهیها یا مواد تبلیغاتی.
عالج
A2برای رسیدگی به یه مشکل، یه مسئله رو حل کردن، یا درمان پزشکی ارائه دادن استفاده میشه.
أعلن
A2اطلاعاتی را به مردم گفتن، اغلب به صورت رسمی یا عمومی.
عالي الجودة
B1یعنی کیفیت یه چیز خیلی خوبه، از معمول بهتره.
عامةً
B1این قید به معنی این است که چیزی بیشتر اوقات اتفاق میافتد یا در بیشتر موقعیتها درست است.
عامَةً
B1عموماً یعنی در بیشتر موارد یا برای بیشتر آدمها.
أعمال
B1به کار آدمها اشاره داره، مثل شغل یا فعالیتهای تجاری.